راه کارهایی برای رفع اختلاف زوج های جوان

 

 

 

 

حتما شما هم زنان و مردان جوانی را دیده اید که به علت های مختلف از ازدواج خود پشیمان هستند یا این که دوران مجردی را به زندگی زناشویی ترجیح می دهند. بعضی ها به دلایلی مانند، کم سن و سال بودن هنگام ازدواج، اجبار والدین، تنهایی، نداشتن تجربه و آگاهی کافی از زندگی زناشویی و اختلاف های پدر و مادر تن به ازدواج داده اند و آن را ناموفق می پندارند و آرزو دارند به گونه ای از شر آن خلاص شوند.

درست است که در ازدواج های ناموفق معمولا اشتباه هایی وجود داشته و بعضی توافق ها نسنجیده صورت گرفته یا به طور کل آن وصلت از پایه اشتباه بوده است اما به هرحال آن وصلت انجام شده است و بهتر است بعد از اشتباه بزرگی (ازدواج نامناسب) که رخ داده است با تامل و درایت بیشتری نسبت به حل ادامه موضوع اقدام شود.

شاید در برخی از زندگی ها طلاق آخرین و بهترین راه باشد اما راه های متفاوتی وجود دارد که می تواند پایه های سست یک زندگی مشترک را تنومند نموده و طول عمر آن را به سال های متمادی افزایش دهد. اغلب مشکلات زندگی زوج های جوان به علت عدم تجربه و اطلاعات کافی از نحوه کنترل زندگی مشترک می باشد و این که دختر و پسر جوان نیاموخته اند چگونه همسرداری کنند و چگونه بر مشکلات پیش آمده غالب شوند یا چگونه ایجاد علاقه کنند!

 برای هر کاری "داشتن تجربه" و "راهنمایی شدن" مهم ترین ملزوماتی است که موجب رسیدن به نتایج مطلوب در آن کار می شود و عدم آگاهی و نداشتن راهنمای مناسب هم متقابلا بزرگ ترین  ضربه ای است که می توان بر پیکره اهداف خود وارد کرد.

 

اختلاف های احتمالی

-       بعضی از زوج های جوان بعد از ازدواج متوجه می شوند که به یکدیگر علاقه ندارند یا با روشن شدن مسایل خاصی و پیش آمدن مشکلاتی علاقه آن ها نسبت به یکدیگر از بین رفته است.

-       به دلایل مختلف اقتصادی و اجتماعی و ... زن و مرد از باهم بودن خسته شده اند و زندگی مجردی را به زندگی مشترکشان ترجیح می دهند.

-       زن و مرد با یکدیگر تفاهم ندارند و سلایق و عقاید آن ها در اغلب زمینه ها متفاوت است.

-       زن و مرد با یکدیگر بد رفتارند و پرده حیا و عفت کلام بین آن ها از بین رفته است.

-       فرد دیگری را مناسب زندگی خود می دانند و ته دل از وصلت صورت گرفته رضایت ندارند.

-       طرف مقابل را همسطح خود نمی دانند و از ادامه زندگی با او بیزارند.

-       توان حل مشکلات پیش آمده را ندارند و احساس می کنند که با طرف مقابل تناسب فکری در رفع مشکلات را ندارند.

-       تصور می کنند مشکلاتی که در زندگی زناشویی آن ها وجود دارد به هیچ عنوان حل شدنی نیست و امکان رسیدن به نتیجه دوطرفه وجود ندارد.

 

 

راه حل های پیشنهادی

 

-       اولین و بهترین راه مشاوره است، زوج های ایرانی معمولا میانه خوبی با مشاوره ندارند. برداشت ما از مشاوران خانواده به طور کل اشتباه است و آن ها را تنها به چشم افرادی می بینیم که قصد خالی کردن جیب ما را دارند و توانایی حل مشکلات را هم ندارند اما واقعیت این است که مشاور باتجربه و متخصص، حکم یک راهنمای مناسب و کوله باری از تجربه را دارد که مشکلات پیش آمده را چنان نرم و کم رنگ می کند که دیگر جای هیچ اختلافی باقی نمی ماند. او شیوه رویارویی و رفع مشکلات زوج ها را به آن ها می آموزد و دید و برداشت ذهنیشان را آن طور که پسندیده است تغییر می دهد و شکل می بخشد. یک مشاور دلسوز و توانمند می تواند راه و رسم و قوانین زندگی زناشویی را به مردان و زنان بیاموزد و ایراد و اشکال های رفتاری و کرداری آن ها را در زمینه های مختلف گوشزد و کند و برای تغییر آن ها برنامه ریزی کند.

 

 

-       با یکدیگر واضح و صریح صحبت کنید،  ناراحتی های خود را صریح و گویا به همسرتان بگویید، هرآن چه شمارا ناراحت و عصبانی کرده است را در کمال آرامش و متانت برایش بیان کنید، خواسته ها و توقعات خود را دقیق و جز به جز برایش شرح دهید. در مقابل به گونه ای انعطاف پذیر باشید و انتقادپذیرانه برخورد کنید تا او هم بتواند به راحتی مشکلات و خواسته هایش را بیان کند. درشناخت یکدیگر کوشا  باشید و به همدیگر در این زمینه کمک کنید.

 

 

-       وقت بیشتری را با هم بگذرانید، بعضی از زوج های جوان آن قدر از یکدیگر فاصله گرفته اند که دیگر علاقه ای نسبت به هم احساس نمی کنند، تنها به تفریح و میهمانی می روند و در خانه کم تر با یکدیگر صحبت می کنند. یک زوج ایده آل باید همه جا و هرلحظه از حال یکدیگر با خبر باشند و از حداکثر زمان برای با هم بودن استفاده کنند و بیشتر به گفتگو بپردازند، شوخی کنند، آشپزی کنند با هم مطالعه کنند یا به هر کار مشترکی که هر دوعلاقه دارند مشغول شوند. مهم این است که در کنار یکدیگر لحظات خوشی داشته باشند زیرا در کنار هم بودن علاقه ایجاد می کند، محبت را بیشتر می کند و زن و مرد می توانند بیشتر با یکدیگر تعامل داشته باشند. البته باید یادآور شد که ارتباط ها باید بر مبنای محبت ورزی، فداکاری و ابراز علاقه باشد نه دعوا و جرو بحث.

 

 

-       به ورزش و بازی های مورد علاقه یکدیگر بپردازید، لحظات خوش و به یاد ماندنی زندگی مشترکتان را بیشتر کنید. میهمانی بدهید، ورزش کنید و هر کاری که موجب طراوت و شادابی هر دوی شما می شود را دونفری انجام دهید.

 

 

-       به صورت طنز با یکدیگر صحبت کنید، شوخ طبع باشید و از جملات و کلمات طنز حداکثر استفاده را بکنید. مواظب باشید که شوخی ها و جملاتتان تحقیرکننده و توهین آمیز نباشد!

 

 

-       با یکدیگر با احترام و ادب رفتار کنید، فحش و ناسزا ندهید و از گفتن کلمات ناشایست بپرهیزید. با عصبانیت و تندخویی بایکدیگر رفتار نکنید و سعی کنید رفتارتان محبت آمیز و سخنانتان همراه با مهربانی و خوش رویی باشد.

 

 

-       از جملات "دوستت دارم"، "تو بهترین فرد زندگی من هستی" و جملات مشابه به موقع و هنگام انتظار استفاده کنید.

 

 

-       اشتباه های خود را بپذیرید و به موقع از همسرتان عذرخواهی کنید.

 

 

-       هرگاه از همسرتان انتقاد می کنید از کارهای خوب او تعریف کنید، اما به گونه ای این کار را بکنید که برایش مشتبه نشود قصد فریبش را دارید!

 

 

-       با خانواده همسرتان رفتار خوب و متعادلی در پیش بگیرید، یادتان نرود که خانواده همسر شما خانواده دوم خود شما می باشند.

 

 

-       پشت سر همسرتان و خانواده او نزد دیگران بدگویی نکنید، بهتر است اگر مشکلی دارید با خود آن ها در میان بگذارید.

 

 

-       همسرتان را به شیوه های مختلف غافلگیر کنید، برای مثال، قبل از آمدن او به خانه، مقدمات یک جشن با شکوه (دونفره یا همراه با فرزندان) را فراهم کنید و غذا و موزیک یا فیلم مورد علاقه همسرتان را تهیه کنید و سپس به او تماس بگیرید و بگویید که کمی کسالت دارید و در خانه استراحت می کنید، هنگامی که وی وارد خانه شد با روی خوش به پیشوازش بروید و به گونه ای جذاب و متنوع از او استقبال کنید سپس جشن با شکوهتان را آغاز نمایید.

 

 

-       رفتارهایی که همسرتان را آزار می دهد ترک کنید یا به گونه ای انجام دهید که احساسات او کم تر تحریک شود.

 

 

-       بر سر اختلاف هایتان توافق کنید، سعی کنید با صحبت و گفتگوی منطقی و عاقلانه، بر سر هر موضوعی که با هم اختلاف دارید به نقطه مشترکی برسید که هر دو احساس رضایت کنید. با کمی انعطاف و ازخود گذشتگی دوطرفه می شود بر سر اختلافات عمیق به توافق رسید. سپس از آن زمان به بعد به شیوه توافقی رفتار کنید.

 

 

-       سخت گیری نکنید و تعصب خشک نداشته باشید، مشکلات را جدی نگیرید و به طور کل با مسایل سخت گیرانه برخورد نکنید، نا امیدانه با همسرتان صحبت نکنید و به او نگویید که "نمی توانی" یا "نمی شود!"

 

 

-       در مشکلات یکدیگر شریک باشید، مشکل همسر شما، مشکل شما هم هست حتی اگر مربوط به خانواده وی باشد بازهم شما موظفید تا از هر کمکی دریغ نکنید. نسبت به موفقیت و شکست های همسرتان حساسیت و واکنش صحیح نشان دهید و در مواقع ناراحتی وضعیت او را درک کنید و دلجویی نمایید.

 

 

-       از همسرتان توقع بیش از حد نداشته باشید، مخصوصا از نظر اقتصادی همسرتان را در تنگنا قرار ندهید. حد و مرز خواسته هایتان را متناسب با روحیه او مشخص کنید تا ناخودآگاه به وی آزار نرسانید!

 

 

-       برای انجام کارها از او رخست بجویید، همسر شما شریک زندگی شماست و شایسته است هنگام اتخاذ تصمیماتی که زندگی او را تحت تاثیر قرار می دهد با وی مشورت کنید و نظرش را جلب کنید.

 

 

-       آموخته های خود را به همسرتان آموزش دهید و سعی کنید سطح علمی، اجتماعی و شخصیتی او را همواره پا به پای خودتان رشد دهید.

 

 

-       نگذارید نقش شما در زندگی همسرتان و نقش همسرتان در زندگی شما کم رنگ شود، همواره در زندگی مشترک تاثیرگذار باشید و نقش همسری خود را ایفا کنیدو نگذارید همسرتان احساس کند که در زندگی شما نقش و مسئولیتی ندارد.

 

 

‹همین نکات ریز و پیش پا افتاده هستند که با رعایت آن ها می توان سختی های زندگی مشترک را به دورانی باشکوه و لذت بخش تبدیل کرد.›

اشتباهات رايج بانوان در يك زندگي مشترك



با خودتان فكر مي‌كنيد كه با همسرتان رابطه‌اي ناموفق داريد چون بين شما و همسرتان قواعد مشتركي يا چيز ثابت و استانداردي وجود ندارد، چون شما مثل خيلي از زوج‌هايي كه فكر مي‌كنيد خوشبختند نيستيد، چون رابطه شما با زوج‌هاي رويايي كه در فيلم‌ها مي‌بينيد، متفاوت است. همه اين‌ها باعث مي‌شود، ديگر احساس خوشبختي نكنيد و همين به‌مرور روي رفتارهاي‌تان تاثير بگذارد و روزبه‌روز از همسرتان دورتر شويد اما اگر بدانيد تمام رازهاي خوشبختي و داشتن يك زندگي مشترك ايده‌آ‌ل در دسترس هستند، ديگر نه تنها حسرتي نخواهيد داشت‌بلكه روزبه‌روز بيشتر هم عاشق هم مي‌شويد.



يك رابطه خوب رابطه‌اي است كه 2 نفر شبيه هم فكر كنند

هيچ‌وقت نمي‌توانيد به مسائل، از چشم همسرتان نگاه كنيد چون شما 2 نفر كاملا آدم‌هاي متفاوتي هستيد، شما 2 نفر به لحاظ ژنتيك، فيزيولوژيكي، رواني و گذشته خانوادگي كاملا متفاوت هستيد. اگر هم كاملا شبيه هم فكر كنيد، مشكلات رابطه‌اي‌تان حل نخواهد شد. زن‌ها و مردها از 2 دنياي متفاوت هستند، شما نمي‌توانيد تفاوت‌هاي اساسي بين ديدگاه‌هاي‌تان را محو كنيد يا بپوشانيد، چون اين كار هم غيرطبيعي است و هم در بعضي مواقع خطرناك. بهتر است بدانيد زندگي با فردي كه متفاوت فكر مي‌كند و شما را تكميل مي‌كند، خيلي لذت‌بخش‌تر از كسي است كه كاملا شبيه شماست. به همين دليل تفاوت‌ها را با روي باز قبول كنيد و آن‌ها را باوركننده زندگي‌تان بدانيد.



رابطه خوب رابطه‌اي است پر از علائق و فعاليت‌هاي مشترك

اگر علائق مشترك يا فعاليت‌هاي مشتركي نداشته‌ باشيد، هيچ اشكالي در رابطه شما وجود ندارد. اگر شما و همسرتان خود را مجبور كنيد كه با هم فعاليت‌هاي مشترك داشته باشيد، نتيجه‌اي نخواهد داشت جز استرس، فشار و تضاد، پس چيزي را را به زور وارد رابطه نكنيد.



يك رابطه خوب شبيه قصه‌هاي عاشقانه است

بله، بايد بين شما و همسرتان احساسات عاطفي عميق و به عبارت صحيح‌تر، عشق وجود داشته باشد اما خودتان را گول نزنيد، نبايد انتظار داشته‌باشيد زندگي شما همانند داستان‌هاي عاشقانه فيلم‌ها باشد. حقيقت اين است كه شما در دنياي واقعي زندگي مي‌كنيد. با عشق زندگي كردن متفاوت از زماني است كه فرد تازه عاشق شده است. وقتي فرد تازه عاشق مي‌شود يعني؛ در اولين مرحله عشق قرار دارد و باقي ماندن در اين مرحله غيرممكن است. در يك رابطه كامل شيفتگي، شيدايي فلج‌كننده اوليه، به مرحله‌اي عميق‌تر از عشق رسيده‌ است. اشتباه است كه گمان كنيد وقتي هيجانات و شيدايي‌هاي اوليه از بين رفت يعني؛ عشق از بين رفته‌ است. فكر نكنيد كه ديگر در رابطه شما عشق به وجود نخواهد آمد، بلكه رابطه شما در حال واردشدن به مراحل ديگر و متفاوتي از عشق است، ياد بگيريد اين مراحل را آگاهانه هدايت كنيد تا به تجربه عميق‌تري از عشق برسيد.



اگر بتوانيد شريك‌تان را تغيير دهيد خوشبخت هستيد

در اين تله نيفتيد كه فكر كنيد اگر بتوانيد شريك زندگي‌تان را تغيير دهيد رابطه موفق‌تري خواهيد داشت. شما هر 2 مسئول رابطه هستيد. بياييد اين فكر كودكانه را كنار بگذاريم كه عاشق شدن يعني پيدا كردن كسي كه بتواند خوشحال‌مان كند و مسئوليت ناراحتي يا خوشحالي ما برعهده او باشد ، مسئوليت خوشحالي هر كسي فقط به عهده خودش است. اگر رابطه شما پر از اضطراب و محنت‌زده است، شايد مهم‌ترين شخصي كه بايد تغيير كند خود شما باشيد. وقتي در همه مشكلات به دنبال مقصر باشيد ناخودآگاه رفتاري تخريب‌گر پيدا مي‌كنيد كه همين رفتار نه تنها مشكلي را حل نمي‌كند بلكه اوضاع را خراب‌تر هم مي‌كند ، سعي كنيد تمام رفتارهاي تخريب‌گرتان را شناسايي كنيد و آن‌ها را دور بيندازيد.



در يك رابطه خوب همسرتان نبايد هيچ عيبي داشته باشد

هيچ كس كامل نيست، اگر همسرتان عادت‌هايي عجيب و غريبي دارد در صورتي كه اين عادت‌ها توهين‌آميز و تخريب‌گر نيست مي‌توانيد به راحتي با آن‌ها كنار بياييد. به جاي اين‌كه روي نقاط ضعف او تمركز كنيد، ويژگي‌ها و خصوصيت‌هايي را به ياد بياوريد كه در رزهاي اول به خاطر آن‌ها جذب او شديد، شايد آن روزها بعضي از همين عادت‌هاي خاص و عجيب و غريب شما را به او جذب كرده‌بود، اگر يك رفتارخيلي طبيعي نباشد و به چشم ديگر مردم، خارج رفتارهاي مرسوم باشد دليل نمي‌شود كه براي رابطه بد باشد و به آن آسيب برساند. دقت كنيد همسري كه عادت‌هاي كمي عجيب دارد كاملا متفاوت است از همسري كه مشكلات جدي دارد، پس اين 2 مورد را با هم اشتباه نگيريد. زماني همسر شما مشكلات اساسي دارد كه رفتارهاي او آسيب‌زننده و تخريب‌كننده باشد، يعني به لحاظ بدني يا جسمي به شما آسيبي بزند يا اين‌كه به خودش لطمه برساند مثلا اين‌كه اعتياد داشته باشد.



در يك رابطه خوب تمام مشكلات حل مي‌شوند

در زندگي هر زوجي اختلاف‌هايي وجود دارد، خيلي‌ها هستند كه گمان مي‌كنند اگر نتوانند اين اختلافات جدي را حل كنند ديگر خوشبخت نخواهند بود اما جالب است بدانيد 90درصد مشكلات ارتباطي‌‌اي كه وجود دارد، غيرقابل حل است. چيزهايي در زندگي وجود دارد كه شما و همسرتان تا آخر عمر هم نمي‌توانيد درباره آن‌ها به يك نظر برسيد، بنابراين بايد به نوعي بين خودتان آن را حل كنيد. بالاخره بايد يكي كمي از خواسته‌هايش كوتاه بيايد. شما بايد با هم توافق كنيد كه در زمان‌هايي كه اختلاف به وجود مي‌آيد، به دليل ارتباط عاطفي‌اي كه بين‌تان وجود دارد با هم كنار بياييد و فقط به‌دنبال رسيدن به خواسته خود نباشيد.



رابطه‌اي خوب، يعني صرفا صلح

خيلي‌ها از بحث و مشاجره مي‌ترسند چون گمان مي‌كنند هر بحث و مشاجره‌اي نشانه ضعيف بودن رابطه است و اين‌كه رابطه در خطر است، بايد بدانيد حتي خوشبخت‌ترين زوج‌ها هم با هم بحث مي‌كنند. اگر نگرش خود را تغيير دهيد حتي بحث و مشاجره مي‌تواند به رابطه كمك هم بكند چون هم تنش‌ها را تخليه مي‌كند و هم وقتي بتوانيد احساسات‌تان را بدون توهين يا ترس از جدايي مطرح كنيد به طرف مقابل اعتماد بيشتري خواهيد كرد. نگران اين زياد بودن تعداد بحث‌هايتان نباشيد بلكه نگران چگونگي بحث‌ها و مشاجره‌ها باشيد، بحث‌هاي شما بايد قانون داشته باشد، اين قانون‌ها عبارتند از :

1. هيچ‌گاه به شخصيت طرف مقابل توهين نكنيد به جاي آن فقط به موضوع بحث بپردازيد.

2. وقتي خيلي عصبي هستيد به دنبال بهانه‌گرفتن نباشيد.

3. دعوا را تا سرحد مرگ ادامه ندهيد.

4. بهتر است بعد از دعوا به لحاظ عاطفي به هم نزديك شويد.



در يك رابطه خوب همه احساسات ابراز مي‌شوند

 ممكن است با  بيرون ريختن  تمام حس‌ها و آنچه در سينه داريد احساس خوبي پيدا كنيد اما زمان‌هايي هست كه براي بيرون ريختن احساسات مناسب نيست و نه تنها در نزديك كردن شما به هم موثر نيست بلكه مي‌تواند آسيب‌هايي به رابطه وارد كند كه هيچ وقت بهبود نيابد. بسياري از رابطه‌ها زماني خراب مي‌شوند كه يكي از زوجين نمي‌تواند مورد خاصي را ببخشد و فراموش كند و در موقعيت‌هايي، مرتب آن را به رخ همسرش مي‌كشد. قبل از آن‌كه چيزي بگوييد كه پشيمان شويد، زبان‌تان را در دهان نگه‌داريد و كمي به خودتان وقت دهيد كه بفهميد دقيقا چه احساسي داريد و چرا مي‌خواهيد اين حرف را بزنيد.سگاهي بسياري از حرف‌ها زده‌مي‌شود بدون اين‌كه آن‌ها منعكس‌كننده احساسي باشد و بيشتر به هدف تخريب شخصيت طرف مقابل گفته مي‌شود چنين حرف‌هايي نبايد بين زوجين گفته شود.



تنها يك راه درست براي ساختن يك رابطه خوب وجود دارد

هيچ چيز بيشتر از يك حقيقت نمي‌تواند كمك‌كننده باشد. هيچ راه دقيقا درستي وجود ندارد تا بتوان همسري خوب يا پدر و مادري خوب بود. نمي‌توان وقتي مشكلات و چالش‌هايي در زندگي هويدا مي‌شوند دقيقا راه درست را مشخص و تعيين كرد. آنچه براي زندگي شما موثر و كاراست ممكن است همان نباشد كه در كتاب‌ها نوشته شده است يا چيزي نباشد كه دوستان موفق و خوشبخت‌تان مي‌گويند، زندگي شما مختص به خودتان است. اگر شما و همسرتان روشي داريد يا كاري انجام مي‌دهيد كه روابط‌تان را بهبود مي‌دهد و شما را به هم نزديك‌تر مي‌كند، به آن بچسبيد و با حرف هيچ‌كس آن را كنار نگذاريد. اگر هردوي شما با قانون‌ها و اصولي كه داريد راحت و راضي هستيد، مهم نيست چه قانون‌ها و اصول ديگري وجود دارد شما مي‌توانيد قانون خودتان را بنويسيد. فراموش نكنيد كه نبايد تعصب داشته باشيد و خيلي سفت و محكم از همسرتان بخواهيد تنها به يك روش ويژه به شما ابراز علاقه كند. او را آزاد بگذاريد تا به هر شكلي راحت است عشقش را به شما ابراز كند؛ هيچ «سبك و راه درستي» براي بيان عشق وجود ندارد. حقيقت اين است اگر همسر شما احساساتش را كاملا متفاوت بيان مي‌كند دليل نمي‌شود كه احساساتش كمتر از بقيه باشد يا ارزش كمتري داشته باشد.

چند راه ساده برای شاد کردن خانمها


1- زن ها دوست ندارند میهمان نا خوانده داشته باشند, بنابراین به آنها وقت کافی بدهید تا آماده شوند. آمادگی

آنها برای پذیرایی امری حیاتی است.

2- با همسر خود در هر کاری موافقت کنید , خواهید دید که زندگی چقدر راحت تر می شود!

3- هر روز از همسر خود سوال کنید که چه کاری می توانید برایش انجام دهید؟

4- وقتی از شما خطایی سر می زند اظهار تاسف کنید. وقتی هم که تقصیر از شما نیست باز هم اظهار تاسف

کنید!

5- وقتی اوضا قمر در عقرب است, لبخند را فراموش نکنید . اگر بخندید دنیا هم با شما می خندد و اگر گریه کنید

یقین بدانید که دنیا شما را تنها خواهد گذاشت.

6-از تلاشهای همسرتان نشکر کنید و ببینید این تشکر تا چه حد موثر واقع می شود.

7- به این فکر کنید که همسر شما زن خیلی خوبی است. مادری بسیار خوب , عروسی بهتر از دیگر عروسها و

اگر به این طرز فکر ادامه دهید , او همین طور خواهد شد.

8- خسیس نباشید و در ستایش همسر خود دست و دلبازی کنید . اما به یاد داشته باشید که در هیچ موردی

مبالغه نکنید. باید همسرتان استحقاق تعریف و تمجید را داشته باشد و گرنه ممکن است نتیجه خوبی ندهد.

9- همسر خود را تشویق کنید و کمک کنید تا استعدادهای پنهانی او شکوفا شود.

10- به جای هدایای گران بها, وقت خود را در اختیار همسرتان قرار دهید .. نشان دهید که به او توجه دارید, حتی

پس از یک روز کار سخت!

برای او هدیه ای ببرید حتی یک شاخه گل به این ترتیب او خوش اخلاق می ماند.

11- بدانید زمانی که همسرتان از سردرد شکایت می کند, چاره درد او قرص مسکن نیست,بلکه یک لبخند است.

12- زیباترین واژه در دنیا شاید"متشکرم" باشد ولی با این حال همه شوهران دنیا می دانند که هرگز نباید از

همسرشان انتظار تشکر داشته باشند! اگر به او گردن بند الماس بدهید, مطمئنا می گوید که زمرد را بیشتر

دوست دارد!

13- هرگز با همسرتان نجنگید, چون امکان ندارد در جنگ برنده شوید. در عوض از قلم برای نوشتن آن چه در ذهن

دارید استفاده کنید. بعد آن را به همراه شاخه ای گل تحویل او بدهید.

5 عادت زوج های خوشبخت

خوشبخت ترین زوج ها ویژگی ها و عادات خاصی دارند. به همین علت تصمیم گرفتیم 5 عادت مشترک بین زوج های خوشبخت را برایتان معرفی کنیم. شاید دوست داشته باشید شما هم یکی از آنها باشید.

 

1. دنیایتان را گسترده تر کنید. مطمئناً همسرتان به خاطر اینکار از شما تشکر می کند. با اینکه لازم نیست با هر کسی که از راه برسد ارتباط دوستی برقرار کنید، هیچ دلیلی هم وجود ندارد که نتوانید از آن دیواری که اکثر ما بعد از ازدواج دور خودمان می کشیم عبور کنید و روابطتان را گسترده تر کنید. وقتی اجازه دهید دوستان و خویشاوندان وارد دنیایتان شوند و با آنها معاشرتی سالم داشته باشید، زندگی از آن حالت یکنواختی خارج خواهد شد.

2. قدردان باشید. شاید کمی کلیشه ای باشد اما خیلی خوب عمل می کند. چند وقت پیش شعری نوشتم که در آن تشکر و قدردانی ام را به خاطر همه کارهایی که همسرم انجام می دهد نشان دهم.  وقتی روی کاغذ می بینم که چقدر شوهرم برای تامین خانواده اش زحمت می کشد دیگر برای با صدا غذا خوردن و انداختن کفش های گوشه اتاق ناراحت نمی شوم.

3. با عشق زندگی کنید. خلاصه بگویم، عشق و شور جنسی عالی است اما بعد از گذشت 10 سال از ازدواج، ممکن است این شور و عشق از بین برود. من فهمیده ام که هرچقدر به شور و عشقم به مسائلی غیر از شوهرم توجه کنم، با شور و اشتیاقی بیشتر از قبل به سمت او برمی گردم.

4. سازگار باشید. همیشه می گویند، باید با آنچه که دارید شاد و خوشبخت باشید نه با چیزهایی که ندارید. برای من این مسئله نه تنها درمورد اشیاء بلکه درمورد خصوصیات شخصیتی هم صدق می کند. مهم نیست که آشپزخانه خانه مان به سبک 50 سال پیش باشد و مبلمان هم دیگر فرسوده شده باشد، هیمن که می دانم شوهری دارم که نهایت تلاشش را برای خوشحال کردن من و بچه ها می کند برایم کافی است و سپاسگذارم.

5. از خوشی های ساده لذت ببرید. این یکی از مهمترین عادت هاست که خوشبختی را تضمین می کند. برای من و شوهرم یک شام رویایی در رستورانی مجلل یا یک دست مبلمان تازه این خوشحالی را ایجاد نمی کند (بااینکه ماهی یکبار برای شام با هم بیرون می رویم و این خودش خیلی است). با هم و در کنار هم غذا پختن در آشپزخانه و برای ناهار با بچه ها به پیک نیک رفتن برایمان واقعاً لذت بخش است.

رمز و رازهای شما برای ازدواجی موفق چیست؟ اگر شما هم مثل من و شوهرم واقعاً احساس خوشبختی می کنید، رمز موفقیت ازدواجتان را با بقیه درمیان بگذارید. منتظر نظرات شما خوانندگان هستیم.

آیا می دانید هاله شما چه رنگی است؟

اول فروردین ماه باشد سیاه هستید


بین دوم فروردین تا 11 فروردین باشد ارغوانی هستید


بین 12 تا 21 فروردین باشد. شما سرمه ای است


بین 22 فروردین تا 31 فروردین باشد نقره ای هستید.


بین یكم اردیبهشت تا 10 اردیبهشت باشد سفید هستید.


بین 11 اردیبهشت تا 24 اردیبهشت باشد شما آبی هستید.


بین 25 اردیبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائی رنگ هستید.


بین 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شیری رنگ هستید.


بین 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستری هستید.


بین 24 خرداد تا دوم تیر ماه باشد شما رنگ خرمائی هستید.


سوم تیر ماه باشد رنگ شما خاكستری است.


بین 4 تیر ماه تا 13 تیر ماه باشد شما قرمز هستید.


بین 14 تیر ماه تا 23 تیر ماه باشد شما نارنجی هستید.


بین 24 تیر ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستید.


بین 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتی هستید.


بین 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبی هستید.


بین 23 مرداد تا یكم شهریور باشد شما سبز هستید.


بین 2 شهریور تا 11 شهریور باشد شما قهوه ای هستید.


بین 12 شهریور تا 21 شهریور باشد شما كبود رنگ هستید.


بین 22 شهریور تا 31 شهریور باشد شما لیموئی هستید.


متولدین یكم مهر ماه زیتونی هستند.


بین 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغوانی هستید.


بین 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه ای دارید.


بین 22 مهر ماه تا یكم آبان ماه شما نقره ای هستید.


بین 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفید هستید.


بین 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائی است.


بین یكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شیری رنگ هستید.


بین 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستری هستید.


بین 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائی رنگ هستید.


متولدین اول دیماه نیلی رنگ هستند.


بین دوم دی ماه تا 11 دی ماه باشد رنگ شما قرمز است.


بین 12 دی ماه تا21 دی ماه باشد شما نارنجی هستید.


بین 22 دی ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستید.


بین 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتی هستید.


بین 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبی هستید.


بین 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستید.


بین 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه ای هستید.


بین 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبودی رنگ هستید.

بین 21 اسفند تا 29 اسفند باشد لیمویی هستید.




قرمز
با نمك و دوستداشتنی، مشكل پسند اما همیشه عاشق.......و اینطور بنظر میرسد كه مورد محبت نیز باشید. با روحیه و بشاش اما در همان زمان میتوانید بد اخلاق هم شوید قادرید با مردم بسیار خوب و با ملاطفت برخورد كنید و این همان عشقی است كه میتواند در راهی كه در پیش دارید
همراهتان باشد . آدمهایی را كه راحت صحبت میكنند دوست دارید این آدمها باعث میشوند احساس راحتی بیشتری داشته باشید.



شیری رنگ
اهل رقابت و بازی دوست. دوست ندارد ببازد ولی همیشه بشاش است. شما قابل اعتماد و امین هستید و خیلی علاقه دارید وقت خود را بیرون بگذرانید، با دقت عشقتان را انتخاب میكنید . و بسادگی عاشق نمی شوید اما وقتی او را یافتید تا مدتهای طولانی دوستش خواهید داشت.



نیلی
شما بیشتر متوجه نگاهتان هستید و استانداردهای بالائی در انتخاب عشق دارید. هر راه حلی را با دقت و تفكر انتخابمی كنید و بسیار بندرت مرتكب اشتباه احمقانه میشوید دوست دارید رهبر باشید و به راحتی می توانید دوستان جدید پیدا كنید.



خاكستری
جذاب و فعال هستید، شما هرگز احساستان را پنهان نمی كنید و هر آنچه را كه درونتان است آشكار می سازید. اما ضمنا میتوانید خودخواه هم باشید. می خواهید مورد توجه باشید و نمی خواهید بطور نا برابر با شما برخورد شود. میتوانید روز مردم را روشن كنید. شما میدانید در زمان مناسب چه  بگویید و خوش اخلاق هستید.



سبز
خیلی خوب با افراد تازه كنار می آیید. در واقع آدم خجالتی ای نیستی اما گاهی اوقات با كلماتت به عواطف مردم  آسیب می رسانید. دوست دارید تا مورد توجه و علاقه كسی باشید كه دوستش دارید ولی اغلب تنهایید و به انتظار فرد مورد نظرت می مانید.



طلائی
شما میدانید چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است. آدم بشاشی هستید و زیاد بیرون میروید. بسیار سخت میتوانی فرد مورد نظرت را پیدا كنی اما وقتی او را یافتی تا سالیان  متمادی دوباره عاشق نمی شوی.



صورتی
شما همواره در تلاشید تا در هر چیزی بهترین باشید و دوست دارید به سایرین كمك كنید. اما بسادگی قانع نمی شوی. دارای افكاری منفی هستید و در جستجوی عشقی شورانگیز  مانند آنچه در قصه هاست هستید.



زرد
شما شیرین و بیگناهید ، مورد اعتماد بسیاری از مردم ، و دارای رهبریتی قوی در ارتباطاتتان هستید. شما خوب تصمیم میگیرید و انتخاب درستی در زمان مناسب می گیرید. همواره در افكار داشتن روابط عاشقانه بسر می برید.



خرمائی
باهوشید و میدانید چه چیزی درست است. میخواهید همه چیز را مطابق میل خود كنید كه گاهی میتواند بدلیل عدم توجه به نظر دیگران مشكل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور هستید. وقتی فرد مورد نظرتان را یافتید برایتان دشوار است فرد بهتری پیدا كنید.



نارنجی
در مقابل اعمالتان مسئولیت پذیر هستید، می دانید چگونه با مردم رفتار كنید. همواره اهدافی برای دستیابی به آنها دارید و حقیقتا برای رسیدن به آنها تلاش میكنید ، فردی آماده رقابت هستید. دوستانتان برایت بسیار مهم هستند و قدر آنچه را كه دارید میدانید، گاهی اوقات واكنشتان زیادی شدید است و علت آن نیز احساساتی بودنتان است.



ارغوانی
اسرار آمیز هستید، بهیچوجه خودخواه نیستید ، زود و آسان نظرتان جلب میشود. روزتان با توجه به خلقتان میتواند غمگین یا خوش باشد. بین دوستان محبوب هستید اما میتوانید دست به عمل احمقانه ای نیز بزنید ، بسادگی امور را فراموش میكنید. بدنبال شخصی هستید كه قابل اعتماد باشد.



لیموئی
آرام هستید، اما بسادگی عصبانی می شوید. به آسانی حسادت می ورزید و در مورد چیزهای كوچك اعتراض میكنید، نمیتوانید به یك كار بچسبید اما دارای شخصیتی هستید كه اعتماد و علاقه همه را جلب میكند.



نقره ای
خیال پرداز و بامزه اید ، دوست دارید چیز های جدید را بیازمایید. علاقه دارید خود سازی كنید و بسادگی میآموزید، براحتی میتوان با شما صحبت كرد و شما نصایح خوبی میدهید. وقتی موضوع دوستی است متوجه میشوید نمی توان به كسی اعتماد كرد، اما وقتی دوستان واقعی خود را یافتید تا پایان عمر به آنها اعتماد میكنید.



سیاه
شما یك مبارز هستید و دارای انگیزه اید. اما تغییر در زندگی را نمی پسندید. زمانی كه تصمیمی گرفتید، روی تصمیمتان تا مدتها پای می فشارید. زندگی عشقی شما نیز توام با مبارزه است و مثل همه نیست.



زیتونی
شما روشن قلب و آدم گرمی هستید. همراه خوبی برای فامیل و دوستانید. خشونت را نمی پسندید و میدانید چه چیزی درست است. شما مهربان و بشاش هستید اما بسادگی به مردم حسادت نورزید.



قهوه ای
فعال و ورزشكارید ، برای دیگران مشكل است كه به شما نزدیك شوند. زمانی كه متوجه میشوید نمی توانید به چیزی كه میخواهید دستیابید ،‌ بسادگی تسلیم شده آنرا رها میكنید.



آبی
اتكا به نفس كمی دارید و خیلی ایرادی هستید. هنرمند هستید و دوست دارید عاشق شوید ، اما میگذارید عشقتان از دستتان برود چون در این مورد از مغزتان فرمان میگیرید نه از قلبتان.



سرمه ای
شما جذابید و عاشق زندگی خود هستید ، نسبت به همه چیز دارای احساسی قوی هستید و خیلی زود گیج میشوید زمانی كه از دست شخص یا اشخاصی عصبانی می شوید برایتان مشكل است آنها را ببخشید.



سفید
شما آرزو و اهدافی در زندگی دارید زود حسادت می ورزید نسبت به دیگران متفاوت و گاهی اوقات عجیب هستید اما همه این حالت شما را دوست دارند.



كبود
احساسات شما بسادگی و ناگهانی تغییر میكند اغلب تنها هستید ، مسافرت را دوست دارید. انسان صادقی هستید ولی حرف مردم را زود باور میكنید. یافتن عشق برای شما سخت است و گمگشته عشق هستید..

 

اهمیت دو سال اول ازدواج در دوام زندگی مشترک


 

هرچه روی موضوع موفقیت در ازدواج و طلاق تحقیقات بیشتری انجام می شود، مطالعات نشان می دهد که گذراندن دو سال اول یک زوج با هم می تواند موجب بقا یا از بین رفتن ازدواجشان شود. این مسئله در تحقیقی انجام گرفت که در مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی در امریکا به چاپ رسید.



طبق گفته های دکتر هاستون، استاد دانشگاه تگزاس، این تحقیق نشان داد که ازدواج تازه عروس و دامادها و تغییرات ایجاد شده در پیوند آنها در طول دو سال اول می تواند حاکی از سرنوشت زناشویی آنها در طولانی مدت پس از 13 سال باشد. سرخوردگی که در فروکش کردن عشق، کاهش علاقه شدید اولیه، و افزایش دمدمی مزاجی منعکس می شود، زوج هایی که به سمت طلاق می روند و آنهایی که پایه ای محکم برای پیوند زناشوییشان ایجاد می کنند را از هم متمایز می کند. محققان دریافتند که تفاوت های بین زوج های خوشبخت و ناراضی درست پس از پیوندشان کاملاً مشخص بوده است.
 


این تحقیق روی 156 زوج انجام گرفت که در اوایل سال 1981 ازدواج کرده بودند. محققان دریافتند که بعد از گذشت 13 سال:

68 زوج ازدواجی موفق داشتند

32 زوج ازدواجی ناموفق داشتند

56 زوج طلاق گرفته بودند



زوج هایی که طی دو سال اول طلاق گرفته بودند، نشانه هایی از سرخوردگی را نشان داده بودند و در دو ماه اول ازدواجشان نیز نسبت به یکدیگر رفتاری منفی داشتند. اگر یک زوج تازه ازدواج کرده طی سال اول ازدواج نشانه هایی از سرخوردگی داشته باشد، نشانه وجود مشکل است. زوج هایی که ازدواج موفق داشتند کسانی بودند که در دو سال اول ازدواج رفتاری مثبت با همسر خود داشتند.

اگر پس از ازدواج کمی احساس افسردگی می کنید هیچ اشکالی ندارد. این کاملاً طبیعی است هر دوی شما آنقدر درگیر آماده سازی های قبل از ازدواج شده اید که مطمئناً وقتی این استرس از بین برود، حس فقدان به شما دست می دهد. این درست مثل زمان بعد از مسافرت است که همه احساس افسردگی می کنند.
 


اما خیلی مهم است که این دوره افسردگی را نادیده نگیرید. آماده شدن برای افسردگی بعد از ازدواج به شما برای کنار آمدن و پشت سر گذاشتن آن کمک می کند. الان زمان ساختن پایه ازدواجتان برای باقیمانده زندگی مشترکتان است. همانطور که در تحقیق دکتر هاستون ذکر شد، یکی از بالاترین اولویت ها برای تازه عروس و دامادها حفظ عشق در زندگیشان است.

اولویت های دیگری که زوج ها در سال اول ازدواج با آن روبرو میشوند اداره امور مالی، تقسیم کارهای خانه، طرق مختلف گذران وقت آزاد، زمان رابطه جنسی، کنار آمدن با پدر و مادر شوهر/زن، درک تفاوتها، یادگیری کنار آمدن با تعارضات و گفتگو درمورد انتظارات می باشد.



زوج ها باید مراقب این چراغ های قرمز باشند:

فقدان عشق و صمیمیت

ناتوانی برای تفریح کردن با هم

خودخواهی

ترس از ناسازگاری

فقدان احترام متقابل

خرج کردن بیش از حد

وابستگی زیاد به والدین

مشکلات جنسی

اعتیادها

سوءاستفاده احساسی و جنسی

ازدواج زیر 20 سال

انتظارات غیرواقعی

بااینکه می گویند چند سال اول ازدواج سخت ترین سالهاست، معمولاً لذت بخش ترین آنها هم هست. زوج ها می توانند این زمان را برای ایجاد صمیمیت و کشف یکدیگر استفاده کنند. خیلی چیزها هست که باید درمورد همدیگر بفهمند و برای هم تعریف کنند.



مرحله ابتدایی ازدواج است که پایه آن را می سازد و مقدمه یک زندگی طولانی مدت را فراهم می کند. پس سعی کنید از آن لذت ببرید و هر روز بیشتر از دیروز همدیگر را دوست داشه باشید.

آزمون عشق

از فرصت ها استفاده کنید!

مردی با اسلحه وارد یک بانک شد و تقاضای پول کرد.

وقتی پولهارا دریافت کرد رو به یکی از مشتریان بانک کرد و پرسید : آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟
مرد پاسخ داد : بله قربان من دیدم.

سپس دزد اسلحه را به سمت شقیقه مرد گرفت و او را در جا کشت.

او مجددا رو به زوجی کرد که نزدیک او ایستاده بودند و از آنها پرسید: آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟

مرد پاسخ داد : نه قربان ، من ندیدم ؛ اما همسرم دید!
 

-------------------------------------

آزمون عشق

امیری به شاهزاده خانمی گفت: من عاشق توام.

شاهزاده گفت: زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است.

امیر برگشت و دید هیچکس نیست .

شاهزاده گفت: تو عاشق نیستی ؛ عاشق به غیر نظر نمی کند.

-------------------------------------

دو روز مانده به پايان جهان...

دو روز مانده به پايان جهان، تازه فهميده که هيچ زندگي نکرده است، تقويمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقي مانده بود، پريشان شد. آشفته و عصباني نزد فرشته مرگ رفت تا روزهاي بيش‌تري از خدا بگيرد.

داد زد و بد و بيراه گفت!(فرشته سکوت کرد)

آسمان و زمين را به هم ريخت!(فرشته سکوت کرد)

جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت!(فرشته سکوت کرد)

به پرو پاي فرشته پيچيد!(فرشته سکوت کرد)

کفر گفت و سجاده دور انداخت!(باز هم فرشته سکوت کرد)

دلش گرفت و گريست به سجاده افتاد!

اين بار فرشته سکوتش را شکست و گفت: بدان که يک روز ديگر را هم از دست دادي! تنها يک روز ديگر باقي است. بيا و لااقل اين يک روز را زندگي کن!

لابلاي هق هقش گفت: اما با يک روز... با يک روز چه کاري مي‌توان کرد...؟

فرشته گفت: آن کس که لذت يک روز زيستن را تجربه کند، گويي که هزار سال زيسته است و آن که امروزش را درنيابد، هزار سال هم به کارش نمي‌آيد و آنگاه سهم يک روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت: حالا برو و زندگي کن!

او مات و مبهوت به زندگي نگاه کرد که در گودي دستانش مي‌درخشيد. اما مي‌ترسيد حرکت کند! مي‌ترسيد راه برود! نکند قطره‌اي از زندگي از لاي انگشتانش بريزد. قدري ايستاد، بعد با خود گفت: وقتي فردايي ندارم، نگاه داشتن اين زندگي جه فايده اي دارد؟ بگذار اين يک مشت زندگي را خرج کنم.

آن وقت شروع به دويدن کرد. زندگي را به سرو رويش پاشيد، زندگي را نوشيد و بوييد و چنان به وجد آمد که ديد مي‌تواند تا ته دنيا بدود، مي‌تواند پا روي خورشيد بگذارد و مي‌تواند...

او در آن روز آسمان خراشي بنا نکرد، زميني را مالک نشد، مقامي ‌را به دست نياورد، اما... اما در همان يک روز روي چمن‌ها خوابيد، کفش دوزکي را تماشا کرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آن‌هايي که نمي‌شناختنش سلام کرد و براي آن‌ها که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد.

او همان يک روز آشتي کرد و خنديد و سبک شد و لذت برد و سرشار شد و بخشيد، عاشق شد و عبور کرد و تمام شد!

او همان يک روز زندگي کرد، اما فرشته‌ها در تقويم خدا نوشتند: او درگذشت، کسي که هزار سال زيسته بود.

-------------------------------------

خانم زیبا و فرشته
داستانک طنز

خانم میان سالی سکته قلبی کرد و سریعاً به بیمارستان منتقل شد. وقتی زیر تیغ جراح بود عملاً مرگ را تجربه کرد. زمانیکه بی هوش بود فرشته ای را دید.

از فرشته پرسید: آیا زمان مردنم فرا رسیده است؟

فرشته پاسخ داد: نه، تو ۴۳ سال و ۲ ماه و ۸ روز دیگر فرصت خواهی داشت.

بعد از به هوش آمدن برای بهبود کامل خانم تصمیم گرفت که در بیمارستان باقی بماند. چون به زندگی بیشتر امیدوار بود، چند عمل زیبایی انجام داد. جراحی پلاستیک، لیپساکشن، جراحی بینی، جراحی ابرو و … او حتی رنگ موی خود را تغییر داد.

خلاصه از یک خانم میان سال به یک خانم جوان تبدیل شد!

بعد از آخرین جراحی او از بیمارستان مرخص شد. وقتی برای عریمت به خانه داشت از خیابان عبور می کرد، با یک آمبولانس تصادف کرد و مرد!

وقتی با فرشته مرگ روبرو شد بهش گفت: من فکر کردم که گفتی ۴۰ سال و اندی بعد مرگ من فرا می رسه؟ چرا من رو از جلوی آمبولانس نکشیدی کنار؟ چرا من مردم؟




فرشته پاسخ داد؛ ببخشید، وقتی داشتی از خیابون رد می شدی نشناختمت.......!

-------------------------------------

فاصله
استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟

شاگردان فکرى کردند و یکى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم.

استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟

شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند اما پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.

سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله می‌گیرد.

آنها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آنها باید صدایشان را بلندتر کنند.

-------------------------------------

نیکی ها به ما باز می گردند

پسر به سفر دوری رفته بود و ماه ها بود که از او خبری نداشتند ...

مادرش دعا می کرد که او سالم به خانه باز گردد. هر روز به تعداد اعضای خانواده اش نان می پخت و همیشه یک نان اضافه هم می پخت و پشت پنجره می گذاشت تا رهگذری گرسنه که از آن جا می گذشت نان را بر دارد . هر روز مردی گو‍ژ پشت از آن جا می گذشت و نان را بر می داشت و به جای آن که از او تشکر کند می گفت:

هر کار پلیدی که بکنید با شما می ماند و هر کار نیکی که انجام دهید به شما باز می گردد !!!

این ماجرا هر روز ادامه داشت تا این که زن از گفته های مرد گوژ پشت ناراحت و رنجیده شد و به خود گفت : او نه تنها تشکر نمی کند بلکه هر روز این جمله ها را به زبان می آورد . نمی د انم منظورش چیست؟

یک روز که زن از گفته های مرد گو‍ژ پشت کاملا به تنگ آمده بود تصمیم گرفت از شر او خلاص شود بنابر این نان او را زهر آلود کرد و آن را با دست های لرزان پشت پنجره گذاشت، اما ناگهان به خود گفت : این چه کاری است که می کنم ؟ .....

بلافاصله نان را برداشت و دور انداخت و نان دیگری برای مرد گوژ پشت پخت .

مرد مثل هر روز آمد و نان را برداشت و حرف های معمول خود را تکرار کرد و به راه خود رفت.

آن شب در خانه پیر زن به صدا در آمد . وقتی که زن در را باز کرد، فرزندش را دید که نحیف و خمیده با لباس هایی پاره پشت در ایستاده بود او گرسنه، تشنه و خسته بود، در حالی که به مادرش نگاه می کرد، گفت:

مادر اگر این معجزه نشده بود نمی توانستم خودم را به شما برسانم. در چند فرسنگی این جا چنان گرسنه و ضعیف شده بودم که داشتم از هوش می رفتم . ناگهان رهگذری گو‍ژ پشت را دیدم که به سراغم آمد. او لقمه ای غذا خواستم و او یک نان به من داد و گفت : این تنها چیزی است که من هر روز می خورم امروز آن را به تو می دهم زیرا که تو بیش از من به آن احتیاج داری .

وقتی که مادر این ماجرا را شنید رنگ از چهره اش پرید. به یاد آورد که ابتدا نان زهر آلودی برای مرد گوژ پشت پخته بود و اگربه ندای وجدانش گوش نکرده بود و نان دیگری برای او نپخته بود، فرزندش نان زهر آلود را می خورد .

به این ترتیب بود که آن زن معنای سخنان روزانه مرد گوژ پشت را دریافت:

هر کار پلیدی که انجام می دهیم با ما می ماند و نیکی هایی که انجام می دهیم به خود ما باز می گردد.

-----------------------------------------------------------------------

پیرمرد و دختر

فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛ روبه روی یک آب نمای سنگی .
پیرمرد از دختر پرسید :
- غمگینی؟
- نه .
- مطمئنی ؟
- نه .
- چرا گریه می کنی ؟
- دوستام منو دوست ندارن .
- چرا ؟
- جون قشنگ نیستم .
- قبلا اینو به تو گفتن ؟
- نه .
- ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم .
- راست می گی ؟
- از ته قلبم آره
دخترک بلند شد پیرمرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید ؛ شاد شاد.
چند دقیقه بعد پیر مرد اشک هاش را پاک کرد ؛ کیفش را باز کرد ؛ عصای سفیدش را بیرون آورد و رفت !!!

-------------------------------------

دختر فداکار

همسرم با صدای بلندی کفت : تا کی میخوای سرتو توی اون روزنامه فروکنی؟ میشه بیای و به
دختر جونت بگی غذاشو بخوره؟

روزنامه را به کناری انداختم و بسوی آنها رفتم.

تنها دخترم آوا بنظر وحشت زده می آمد. اشک در چشمهایش پر شده بود.

ظرفی پر از شیر برنج در مقابلش قرار داشت.

آوا دختری زیبا و برای سن خود بسیار باهوش بود.

گلویم رو صاف کردم و ظرف را برداشتم و گفتم، چرا چند تا قاشق گنده نمی خوری؟

فقط بخاطر بابا عزیزم. آوا کمی نرمش نشان داد و با پشت دست اشکهایش را پاک کرد و گفت:

باشه بابا، می خورم، نه فقط چند قاشق، همه شو می خوردم. ولی شما باید.... آوا مکث کرد.

بابا، اگر من تمام این شیر برنج رو بخورم، هرچی خواستم بهم میدی؟

دست کوچک دخترم رو که بطرف من دراز شده بود گرفتم و گفتم، قول میدم. بعد باهاش دست دادم و تعهد کردم.

ناگهان مضطرب شدم. گفتم، آوا، عزیزم، نباید برای خریدن کامپیوتر یا یک چیز گران قیمت اصرار کنی.
بابا از اینجور پولها نداره. باشه؟

نه بابا. من هیچ چیز گران قیمتی نمی خوام.

و با حالتی دردناک تمام شیربرنج رو فرو داد.

در سکوت از دست همسرم و مادرم که بچه رو وادار به خوردن چیزی که دوست نداشت کرده بودن
عصبانی بودم.

وقتی غذا تمام شد آوا نزد من آمد. انتظار در چشمانش موج میزد.

همه ما به او توجه کرده بودیم. آوا گفت، من می خوام سرمو تیغ بندازم. همین یکشنبه.

تقاضای او همین بود.

همسرم جیغ زد و گفت: وحشتناکه. یک دختر بچه سرشو تیغ بندازه؟ غیرممکنه. نه در خانواده ما. و مادرم با صدای گوشخراشش گفت، فرهنگ ما با این برنامه های تلویزیونی داره کاملا نابود میشه.


گفتم، آوا، عزیزم، چرا یک چیز دیگه نمی خوای؟ ما از دیدن سر تیغ خورده تو غمگین می شیم.
خواهش می کنم، عزیزم، چرا سعی نمی کنی احساس ما رو بفهمی؟

سعی کردم از او خواهش کنم. آوا گفت، بابا، دیدی که خوردن اون شیربرنج چقدر برای من سخت بود؟

آوا اشک می ریخت. و شما بمن قول دادی تا هرچی می خوام بهم بدی. حالا می خوای بزنی زیر قولت؟

حالا نوبت من بود تا خودم رو نشون بدم. گفتم: مرده و قولش.

مادر و همسرم با هم فریاد زدن که، مگر دیوانه شدی؟

آوا، آرزوی تو برآورده میشه.

آوا با سر تراشیده شده صورتی گرد و چشمهای درشت زیبائی پیدا کرده بود .

صبح روز دوشنبه آوا رو به مدرسه بردم. دیدن دختر من با موی تراشیده در میون بقیه شاگردها تماشائی بود. آوا بسوی من برگشت و برایم دست تکان داد. من هم دستی تکان دادم و لبخند زدم.

در همین لحظه پسری از یک اتومبیل بیرون آمد و با صدای بلند آوا را صدا کرد و گفت، آوا، صبر کن تا من بیام.

چیزی که باعث حیرت من شد دیدن سر بدون موی آن پسر بود. با خودم فکر کردم، پس موضوع اینه.

خانمی که از آن اتومبیل بیرون آمده بود بدون آنکه خودش رو معرفی کنه گفت، دختر شما، آوا، واقعا
فوق العاده ست. و در ادامه گفت، پسری که داره با دختر شما میره پسر منه.


اون سرطان خون داره. زن مکث کرد تا صدای هق هق خودش رو خفه کنه. در تمام ماه گذشته هریش نتونست به مدرسه بیاد. بر اثر عوارض جانبی شیمی درمانی تمام موهاشو از دست داده.


نمی خواست به مدرسه برگرده. آخه می ترسید هم کلاسی هاش بدون اینکه قصدی داشته باشن
مسخره ش کنن .

آوا هفته پیش اون رو دید و بهش قول داد که ترتیب مسئله اذیت کردن بچه ها رو بده. اما، حتی فکرشو هم
نمی کردم که اون موهای زیباشو فدای پسر من کنه .

آقا، شما و همسرتون از بنده های محبوب خداوند هستین که دختری با چنین روح بزرگی دارین.

سر جام خشک شده بودم. و... شروع کردم به گریستن. فرشته کوچولوی من، تو بمن درس دادی که فهمیدم عشق واقعی یعنی چی؟

خوشبخت ترین مردم در روی این کره خاکی کسانی نیستن که آنجور که می خوان زندگی می کنن. آنها کسانی هستن که خواسته های خودشون رو بخاطر کسانی که دوستشون دارن تغییر میدن.

-------------------------------------

تاجر میمون و مردم طماع

روزی روزگاری در روستایی در هند؛ مردی به روستایی‌ها اعلام کرد که برای خرید هر میمون 20 دلار به آنها پول خواهد داد. روستایی‌ها هم که دیدند اطراف‌شان پر است از میمون؛ به جنگل رفتند و شروع به گرفتن‌شان کردند و مرد هم هزاران میمون به قیمت 20 دلار از آنها خرید ولی با کم شدن تعداد میمون‌ها روستایی‌ها دست از تلاش کشیدند. به همین خاطر مرد این‌بار پیشنهاد داد برای هر میمون به آنها 40 دلار خواهد پرداخت. با این شرایط روستایی‌ها فعالیت خود را از سر گرفتند. پس از مدتی موجودی باز هم کمتر و کمتر شد تا روستایی‌ان دست از کار کشیدند و برای کشاورزی سراغ کشتزارهای‌شان رفتند.

این بار پیشنهاد به 45 دلار رسید و...

در نتیجه تعداد میمون‌ها آن‌قدر کم شد که به سختی می‌شد میمونی برای گرفتن پیدا کرد. این‌بار نیز مرد تاجر ادعا کرد که برای خرید هر میمون60 دلار خواهد داد ولی چون برای کاری باید به شهر می‌رفت کارها را به شاگردش محول کرد تا از طرف او میمون‌ها را بخرد.

در غیاب تاجر، شاگرد به روستایی‌ها گفت: «این همه میمون در قفس را ببینید! من آنها را به 50 دلار به شما خواهم فروخت تا شما پس از بازگشت مرد آنها را به60 دلار به او بفروشید.» روستایی‌ها که [احتمالا مثل شما] وسوسه شده بودند پول‌های‌شان را روی هم گذاشتند و تمام میمون‌ها را خریدند... البته از آن به بعد دیگر کسی مرد تاجر و شاگردش را ندید و تنها روستایی‌ها ماندند و یک دنیا میمون.

-------------------------------------
کلاس فلسفه

پروفسور فلسفه با بسته سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود را روبروی دانشجویان خود روی میز گذاشت.
وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد.
سپس از شاگردان خود پرسید که، آیا این ظرف پر است؟
و همه دانشجویان موافقت کردند.
سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه...

ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد. سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپ های گلف قرار گرفتند؛ سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند.
بعد دوباره پروفسور ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند. او یکبار دیگرپرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: "بله".

بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد. "در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!" همه دانشجویان خندیدند.
در حالی که صدای خنده فرو می نشست، پروفسور گفت: " حالا من می خوام که متوجه این مطلب بشین که این شیشه نمایی از زندگی شماست، توپهای گلف مهمترین چیزها در زندگی شما هستند – خدایتان، خانواده تان، فرزندانتان، سلامتیتان ، دوستانتان و مهمترین علایقتان- چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی اینها باقی بمانند، باز زندگیتان پای برجا خواهد بود.
اما سنگریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل کارتان، خانه تان و ماشی نتان. ماسه ها هم سایر چیزها هستند- مسایل خیلی ساده."

پروفسور ادامه داد: "اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید، دیگر جایی برای سنگریزه ها و توپهای گلف باقی نمی مونه، درست عین زندگیتان. اگر شما همه زمان و انرژیتان را روی چیزهای ساده و پیش پا افتاده صرف کنین، دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه. به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت داره توجه زیادی کنین، با فرزندانتان بازی کنین، زمانی رو برای چک آپ پزشکی بذارین. با دوستان و اطرافیانتان به بیرون بروید و با اونها خوش بگذرونین.
همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابیها هست. همیشه در دسترس باشین.
.....
اول مواظب توپ های گلف باشین، چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند، موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین. بقیه چیزها همون ماسه ها هستند."
یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟
پروفسور لبخند زد و گفت: " خوشحالم که پرسیدی. این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در زندگی شلوغ هم ، جائی برای صرف دو فنجان قهوه با یک دوست هست! "

-------------------------------------

ظرفیت انسان ها

مردی از دست روزگار سخت می نالید. پیش استادی رفت و برای رفع غم و رنج خود راهی خواست.استاد لیوان اب نمکی را به خورد او داد و از مزه اش پرسید؟
آن مرد آب را به بیرون از دهان ریخت و گفت: خیلی شور و غیر قابل تحمل است.
استاد وی را کنار دریا برده و به وی گفت همان مقدار اب بنوشد و بعد از مزه اش پرسید؟
مرد گفت: ...
خوب است و می توان تحمل کرد.

استاد گفت شوری آب همان سختی های زندگی است. شوری این دو آب یکی ولی ظرفشان متفاوت بود. سختی و رنج دنیا همیشه ثابت است و این ظرفیت ماست که مزه انرا تعین می کند پس وقتی در رنج هستی بهترین کار بالا بردن ظرفیت و درک خود از مسائل است.

-------------------------------------

حکایت بهلول و آب انگور

روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: پس چگونه است که اگر انگور را در خمره ای بگذاریم و آن را زیر نور آفتاب قرار دهیم و بعد از مدتی آن را بنوشیم حرام می شود؟....
بهلول گفت: نگاه کن! من مقداری آب به صورت تو می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه! بهلول گفت: حال مقداری خاک نرم بر گونه ات می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه! سپس بهلول خاک و آب را با هم مخلوط کرد و گلوله ای گلی ساخت و آن را محکم بر پیشانی مرد زد!

مرد فریادی کشید و گفت: سرم شکست! بهلول با تعجب گفت: چرا؟ من که کاری نکردم! این گلوله همان مخلوط آب و خاک است و تو نباید احساس درد کنی، اما من سرت را شکستم تا تو دیگر جرات نکنی احکام خدا را بشکنی!!

-------------------------------------

دزد و عارف

دزدی وارد کلبه فقیرانه عارفی شد که کلبه در خارج شهر واقع شده بود

عارف بیداربود او جز یک پتو چیزی نداشت .

او شب ها نیمی از پتو را زیر خود می انداخت و نیمی دیگر را روی خود می کشید روزها نیز بدن برهنه خویش را با آن می پوشاند.

عارف پیر دزد رادید وچشمان خود رابست ،مبادا دزد را شرمنده کرده باشد آن دزد راهی دراز را آمده بود، به امید آنکه چیزی نصیبش شود .اوباید درفقری شدید بوده باشد، زیرا به خانه محقرانه این پیر عارف زده بود.

عارف پتو را برسرکشیدوبرای حال زار آن دزد و نداری خویش گریست : خدایا چیزی در خانه من نیست و این دزد بینوا بادست خالی و ناامید از این جا خواهد رفت. اگر او دوسه روز پیش مرا از تصمیم خویش باخبر ساخته بود ،می رفتم ، پولی قرض می گرفتم، وبرای این مردک بینوا روی تاقچه می گذاشتم...

آن عارف فرزانه نگران نبود که دزد اموال اوراخواهد برد اونگران بود که چیزی در خور ندارد تا نصیب دزد شود واوراخوشحال کند .

داخل خانه عارف تاریک بود . پیرمرد شمعی روشن کرد تا دزد بتواند درپرتو آن زمین نخورد وخانه را بهتر وارسی کند.

استاد شمع را برد تا روی تاقچه بگذارد که ناگهان با دزد چهره به چهره برخورد کرد دزد بسیار ترسیده بود. او می دانست که این مرد مورد اعتماد اهالی شهر است بنابر این اگر به مردم موضوع دزدی او را بگوید همه باور خواهند کرد .

اما آن پیر عارف گفت: نترس آمده ام تا کمکت کنم داخل خانه تاریک است . وانگهی من سی سال است که در این خانه زندگی می کنم وهنوز هیچ چیز در آن پیدا نکرده ام بیا با هم بگردیم اگر چیزی پیدا کردیم پنجاه پنجاه تقسیمش می می کنیم .

البته اگر تو راضی باشی. اگر هم خواستی می تونی همه اش را برداری زیرا من سالها گشته ام و چیزی پیدا نکرده ام .پس همه آن مال تو. بالاخره یابنده تو بودی .

دل دزد نرم شد.استاد نه او را تحقیر کرد نه سرزنش.

دزد گفت: مرا ببخشید استاد.نمی دانستم که این خانه شماست وگرنه جسارت نمی کردم.

عارف گفت: اما درست نیست که دست خالی از این جابروی.من یک پتو دارم هوا دارد سرد می شود لطف کن و این پتو را از من قبول کن.

استاد پتو را به دزد داد دزد از اینکه می دید در آن خانه چیزی جز پتو وجود ندارد شگفت زده شد سعی کرد استاد را متقاعد کند تا پتو را نزد خود نگه دارد .

استادگفت: احساسات مرا بیش از این جریحه دارنکن دفعه دیگر پیش از این که به من سری بزنی مرا خبر کن .اگر به چیزی خاص هم نیاز داشتی بگو تا همان را برایت آماده کنم تو مرا غافلگیر و شرمنده کردی ، می دانم که این پتوی کهنه ارزشی ندارد اما دلم نمی آید تو را بادست خالی روانه کنم لطف کن وآن را از من بپذیر .تا ابد ممنون تو خواهم بود .

دزد گیج شده بود او نمی دانست چه کار کند . تا کنون به چنین آدمی برخورد نکرده بود. خم شد پاهای استاد را بوسید پتو را تا کرد و بیرون رفت.

او وزیر و وکیل و فرماندار دیده بود ولی انسان ندیده بود .

پیش از انکه دزد از خانه بیرون رود استاد صدایش کرد وگفت: فراموش نکن که امشب مرا خوشحال کردی من همه عمرم را مثل یک گدا زندگی کرده ام . من چون چیزی نداشتم از لذت بخشیدن نیز محروم بوده ام اما امشب تو به من لذت بخشیدن را چشاندی ممنونم...

-------------------------------------

پیرمرد و صندوق صدقات


پيرمرد خسته کنار صندوق صدقه ایستاد.

دست برد و از جیب کوچک جلیقه‌اش سکه‌ای بیرون آورد.

در حین انداختن سکه متوجه نوشته روی صندوق شد: صدقه عمر را زیاد می‌کند، منصرف شد!!!

-------------------------------------

داستان مداد


پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت .
بالاخره پرسید :
- ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟
پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت :
- درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم .
می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی .
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید .

- اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام .
- بستگی داره چطور به آن نگاه کنی . در این مداد 5 خاصیت است که اگر به دستشان بیاوری ، تا آخر عمرت با آرامش زندگی می کنی .

صفت اول :
می توانی کارهای بزرگ کنی اما نباید هرگز فراموش کنی که دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند .
اسم این دست خداست .
او همیشه باید تو را در مسیر ارده اش حرکت دهد .

صفت دوم :
گاهی باید از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی . این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار ، نوکش تیزتر می شود .
پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی .

صفت سوم :
مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده کنیم .
بدان که تصیح یک کار خطا ، کار بدی نیست . در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری مهم است.

صفت چهارم :
چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست ، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است .
پس همیشه مراقبت درونت باش چه خبر است .

صفت پنجم :
همیشه اثری از خود به جا می گذارد .
بدان هر کار در زندگی ات می کنی ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کاری می کنی هوشیار باشی و بدانی چه می کنی .

-------------------------------------
رنجش

روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود .
علت ناراحتی اش را پرسید . شخص پاسخ داد :
در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم . سلام کردم.
جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت .
و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم .

سقراط گفت : چرا رنجیدی ؟ مرد با تعجب گفت :
خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است .
سقراط پرسید : اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده
و از درد به خود می پیچد
آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی ؟
مرد گفت : مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم .
آدم از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود .

سقراط پرسید :
به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی ؟
مرد جواب داد : احساس دلسوزی و شفقت .
و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم .
سقراط گفت : همه این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی .
آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود ؟
و آیا کسی که رفتارش نا درست است ، روانش بیمار نیست ؟
اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود ؟

بیماری فکری و روان نامش غفلت است.
و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد .
و به او طبیب روح و داروی جان رساند .
پس از دست هیچ کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده .
" بدان که هر وقت کسی بدی می کند در آن لحظه بیمار است . "

-------------------------------------
غروری بزرگ در جسمی کوچک
قاسم منصور آل کثیر


با اینکه چند روزی از آن اتفاق نمی گذشت اما بسیار فکرم را درگیر خودش کرده بود .

همین دو سه روز پیش بود، داشتم از خیابان 24 متری به سمت فرودگاه می رفتم .با دوستم بودم، سوار بر یک زانتیا.

در مسیر داشتیم در ارتباط با فقر گفتمان می کردیم، دوستم پول را وسیله ای برای رسیدن به فرهنگ می دانست و میگفت که پول هر چه قدر بد باشه اما در این جامعه پول از نظر اهمیت هم رده اکسیژن است، نمیدونم شاید دوستم درست میگفت اما زیاد موافق حرفاش نبودم.

همینطور که گرم صحبت بودیم به چراغ راهنمای عامری (سی متری) رسیدیم. شیشه ماشین رو پایین کشیده بودم آفتاب تیزی به صورتم میزد، صدای موسیقی ماشین بغلی خیلی بلند بود و با صدای بوق و آژیر پلیس در آمیخته بود و موسیقیه خشنی را در فضا پخش می کرد.

توی همین لحظه بود که چند تا پسر با صورت های لطیف آفتاب سوخته با موهای فر به سمت ماشین ها هجوم آوردن و می خواستن که زود کاکائوهاشون رو بفروشن، یکی از کاکائو فروش ها که قامت کوچیک و صورت سبزه داشت به سمت من اومد و گفت: آقا کاکائو ببر 3 تا هزار تومن. بیشتر از هزار تومن بام نبود، گفتم کمتر حساب کن که ببرم، گفت نمیشه. گفتم 2 تا بده که کمتر بشه من پوله زیاد همراهم نیست گفت : چی میگی عمو ماشینتون از این گرون هاست، پول نداری؟
نمی دونستم چطور بگم که باورش بشه.

دوستم داشت با موبایل صحبت می کرد، پسر کاکائو فروش هم سرش توی ماشین بود و داشت برانداز می کرد همه جا رو، مثل اینکه سرش رو برده بود توی شهر فرنگ.

خواستم دست از سرم بر داره گفتم : بگیر پسر این پونصد تومن اصلا کاکائو هم نمی خوام. مثل اینکه بدترین خبر دنیا رو به کوچولوی کاکائو فروش داده بودم صورت و سیرتش سرخ شد گفت برو عمو مگه من گدام؟

چیزی نگفتم ،چکار باید میکردم ؟چطور باید بهش میفهموندم بابا منم زیاد وضعم از تو بهتر نیست.

یه لحظه توی صورت کوچولوی کاکائو فروش نیگا کردم .با صورتی سرخ مایل به سبزه به من خیره شده بود .گویی چشمهای کوچیک و معصومش سکته کرده بودند بر روی چشمهای من.

دوستش صداش کرد علاوی بیا بیا اینجا اینا مشتری نیستن.

تا به خودم اومدم چراغ سبز شد و دوستم زد توی دنده .همینطور که آرم آروم ماشین حرکت کرد پسر با چشمهاش منو دنبال کرد. بند وصل نگاهمون رو قطع کردم و جلو رو نگاه کردم که یه هو یک کاکائو پرت شد و خورد بالای شیشه ماشین و آروم آروم اومد پایین و گیر کرد روی برف پاک کن شیشه جلو نگاه به پسر کردم و زود نگاهش رو برگردوند و با دو به کنار خیابون رفت.

رویم رو برگردوندم و همینطور که به کاکائوی گیر کرده به برف پاکن خیره شده بودم بغضم همراه با سرعت گرفتن ماشین با سرعت در گلوم ترکید و اشک هایم در چشمانم حلقه گرفند خیلی سعی کردم اشک هایم را در چشمانم قایم کنم اما................ .

-------------------------------------

خدایا با من حرف بزن

مرد نجواکنان گفت :« ای خداوند و ای روح بزرگ ، با من حرف بزن .» و چکاوکی با صدای قشنگی خواند ، اما مرد نشنید .

و سپس دوباره فریاد زد : « با من حرف بزن » و برقی در آسمان جهید و صدای رعد در آسمان طنین افکن شد ، اما مرد باز هم نشنید .

مرد نگاهی به اطراف انداخت و گفت : « ای خالق توانا ، پس حداقل بگذار تا من تو را ببینم .» و ستاره ای به روشنی درخشید ، اما مرد فقط رو به آسمان فریاد زد :

« پروردگارا ، به من معجزه ای نشان بده » و کودکی متولد شد و زندگی تازه ای آغاز شد ، اما مرد متوجه نشد و با ناامیدی ناله کرد :« خدایا ، مرا به شکلی لمس کن و بگذار تا بدانم اینجا حضور داری .»

اما مرد با حرکت دست ، حتی پروانه را هم از خود دور کرد و قدم زنان رفت ....

-------------------------------------

چشم به راه
یادش آمد که چقدر دوست داشت فرزندشان پسر باشد.

درب اتاق عمل باز شد. پرستار بود.

- مژده بدهید : یک پسر کاکل زری!
.
.
.

حالا هم در بیمارستان بود.در باز شد.
- پسرم اومده؟

- « نه ، داداش نیست ، پرستاره »

دختر این را گفت و پدرش را نوازش کرد.

-------------------------------------

تاجر میمون

روزی روزگاری در روستایی در هند؛ مردی به روستایی‌ها اعلام کرد که برای خرید هر میمون 20 دلار به آنها پول خواهد داد. روستایی‌ها هم که دیدند اطراف‌شان پر است از میمون؛ به جنگل رفتند و شروع به گرفتن‌شان کردند و مرد هم هزاران میمون به قیمت 20 دلار از آنها خرید ولی با کم شدن تعداد میمون‌ها روستایی‌ها دست از تلاش کشیدند. به همین خاطر مرد این‌بار پیشنهاد داد برای هر میمون به آنها 40 دلار خواهد پرداخت. با این شرایط روستایی‌ها فعالیت خود را از سر گرفتند. پس از مدتی موجودی باز هم کمتر و کمتر شد تا روستایی‌ان دست از کار کشیدند و برای کشاورزی سراغ کشتزارهای‌شان رفتند.

این بار پیشنهاد به 45 دلار رسید و...

در نتیجه تعداد میمون‌ها آن‌قدر کم شد که به سختی می‌شد میمونی برای گرفتن پیدا کرد. این‌بار نیز مرد تاجر ادعا کرد که برای خرید هر میمون60 دلار خواهد داد ولی چون برای کاری باید به شهر می‌رفت کارها را به شاگردش محول کرد تا از طرف او میمون‌ها را بخرد.

در غیاب تاجر، شاگرد به روستایی‌ها گفت: «این همه میمون در قفس را ببینید! من آنها را به 50 دلار به شما خواهم فروخت تا شما پس از بازگشت مرد آنها را به60 دلار به او بفروشید.» روستایی‌ها که [احتمالا مثل شما] وسوسه شده بودند پول‌های‌شان را روی هم گذاشتند و تمام میمون‌ها را خریدند... البته از آن به بعد دیگر کسی مرد تاجر و شاگردش را ندید و تنها روستایی‌ها ماندند و یک دنیا میمون.

-------------------------------------

ضرر بازرگان
حکایتی از سعدی شیرازی

بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد.

پسر را گفت نباید که این سخن با کسی در میان نهی.

گفت: ای پدر فرمان تو راست، نگویم و لکن خواهم مرا بر فایده این کار مطلع گردانی که مصلحت در نهان داشتن چیست؟

گفت تا مصیبت دو نشود: یکی نقصان مایه و دیگر شماتت همسایه.

مگوی انده خویش با مردمان
که لاحول گویند شادی کنان

-------------------------------------

پاسخ جالب آلبرت انیشتین به خواستگارش


می گویند "مریلین مونرو " یک وقتی نامه ای نوشت به " البرت اینشتین " که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه ها یمان با زیبایی من و هوش و نبوغ تو چه محشری می شوند !

اقای " اینشتین " هم نوشت :
ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانم .واقعا هم که چه غوغایی می شود !
ولی این یک روی سکه است .
فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود !

-------------------------------------
مرگ یک مرد

مرد، دوباره آمد همانجای قدیمی
روی پله های بانک، توی فرو رفتگی دیوار
یک جایی شبیه دل خودش،
کارتن را انداخت روی زمین، دراز کشید،
کفشهایش را گذاشت زیر سرش، کیسه را کشید روی تنش،
دستهایش را مچاله کرد لای پاهایش.

خیابان ساکت بود،
فکرش را برد آن دورها، کبریت های خاطرش را یکی یکی آتش زد.
در پس کورسوی نور شعله های نیمه جان ، خنده ها را میدید و صورت ها را
صورتها مات بود و خنده ها پررنگ ،
هوا سرد بود، دستهایش سردتر،
مچاله تر شد، باید زودتر خوابش میبرد.

صدای گام هایی آمد و .. رفت،
مرد با خودش فکر کرد، خوب است که کسی از حال دلش خبر ندارد،
خنده ای تلخ ماسید روی لبهایش.
اگر کسی می فهمید او هم دلی دارد خیلی بد میشد، شاید مسخره اش می کردند،
مرد غرور داشت هنوز، و عشق هم داشت،
معشوقه هم داشت، فاطمه، دختری که آن روزهای دور به مرد می خندید،
به روزی فکر کرد که از فاطمه خداحافظی کرده بود برای آمدن به شهر.

گفته بود: - بر میگردم با هم عروسی می کنیم فاطی، دست پر میام ...
فاطمه باز هم خندیده بود.

آمد شهر، سه ماه کارگری کرد،
برایش خبر آوردند فاطمه خواستگار زیاد دارد، خواستگار شهری، خواستگار پولدار،
تصویر فاطمه آمد توی ذهنش، فاطمه دیگر نمی خندید.

آگهی روی دیوار را که دید تصمیمش را گرفت،
رفت بیمارستان ، کلیه اش را داد و پولش را گرفت ،
مثل فروختن یک دانه سیب بود.

حساب کرد ، پولش بد نبود ، بس بود برای یک عروسی و یک شب شام و شروع یک کاسبی.

پیغام داد به فاطمه بگویند دارد برمیگردد.
یک گردنبند بدلی هم خرید، پولش به اصلش نمی رسید،
پولها را گذاشت توی بقچه، شب تا صبح خوابش نبرد.

صبح توی اتوبوس بود، کنارش یک مرد جوان نشست.

- داداش سیگار داری؟
سیگاری نبود، جوان اخم کرد.

نیمه های راه خوابش برد، خواب میدید فاطمه می خندد، خودش می خندد، توی یک خانه یک اتاقه و گرم.

چشم باز کرد ، کسی کنارش نبود ، بقچه پولش هم نبود ، سرش گیج رفت ، پاشد :
- پولام .. پولاااام .

صدای مبهم دلسوزی می آمد ،
- بیچاره ،
- پولات چقد بود؟
- حواست کجاست عمو؟

پیاده شد ، اشکش نمی آمد ، بغض خفه اش می کرد ، نشست کنار جاده ، از ته دل فریاد کشید، جای بخیه های روی کمرش سوخت.

برگشت شهر، یکهفته از این کلانتری به آن پاسگاه، بیهوده و بی سرانجام ، کمرش شکست ، دل برید ، با خودش میگفت کاشکی دل هم فروشی بود.
...

- پاشو داداش ، پاشو اینجا که جای خواب نیس ...
چشمهاشو باز کرد ، صبح شده بود ، تنش خشک شده بود ،
خودشو کشید کنار پله ها و کارتن رو جمع کرد.

در بانک باز شد ، حال پا شدن نداشت ، آدم ها می آمدند و می رفتند.

- داداش آتیش داری؟
صدا آشنا بود، برگشت، خودش بود ، جوان توی اتوبوس وسط پیاده رو ایستاده بود ،
چشم ها قلاب شد به هم ،
فرصت فکر کردن نداشت ،
با همه نیرویی که داشت خودشو پرتاب کرد به سمت جوان دزد.
- آی دزد ، آیییییی دزد ، پولامو بده ، نامرد خدانشناس ... آی مردم ...

جوان شناختش.

- ولم کن مرتیکه گدا ، کدوم پولا ، ولم کن آشغال ...
پهلوی چپش داغ شد ، سوخت ، درست جای بخیه ها ، دوباره سوخت ، و دوباره ....
افتاد روی زمین.

جوان دزد فرار کرد.
- آییی یی یییییی

مردم تازه جمع شده بودند برای تماشا،
دستش را دراز کرد به سمت جوان که دور و دور تر میشد ،
- بگیریتش .. پو . ل .. ام
صدایش ضعیف بود ،
صدای مبهم دلسوزی می آمد ،
- چاقو خورده ...
- برین کنار .. دس بهش نزنین ...
- گداس؟
- چه خونی ازش میره ...

دستش را گذاشت جای خالیه کلیه اش
دستش داغ شد
چاقوی خونی افتاده بود روی زمین ،
سرش گیج رفت ،
چشمهایش را بست و ... بست .

نه تصویر فاطمه را دید نه صدای آدم ها را شنید ،
همه جا تاریک بود ... تاریک .
.........
همه زندگی اش یک خبر شد توی روزنامه :
- یک کارتن خواب در اثر ضربات متعدد چاقو مرد . همین...

هیچ آدمی از حال دل آدم دیگری خبر ندارد ،
نه کسی فهمید مرد که بود، نه کسی فهمید فاطمه چه شد
مثل خط خطی روی کاغذ سیاه می ماند زندگی.

بالاتر از سیاهی که رنگی نیست ،
انگار تقدیرش همین بود که بیاید و کلیه اش را بفروشد به یک آدم دیگر ،
شاید فاطمه هم مرده باشد ،
شاید آن دنیا یک خانه یک اتاقه گرم گیرشان بیاید و مثل آدم زندگی کنند ،

کسی چه میداند ؟!
کسی چه رغبتی دارد که بداند ؟
زندگی با ندانستن ها شیرین تر می شود ،
قصه آدم ها ، مثل لالایی نیست
قصه آدم ها ، قصیده غصه هاست .

-------------------------------------

دلهره امتحان

زنگ آخر بود . از کلاس فرار کردم، از امتحان جبر!
در گوشه ای از حیاط، خودم را گم و گور کردم. اما دلهره امتحان و جواب ندادن به سوالات جبر و نمره صفر ..

اکنون چند سال از آن روز می گذرد اما باز هم دلهره امتحان جبر آن روز را با خود دارم.

به پسرم گفتم: «اگه بلد نیستی، اگه خواستی سر جلسه امتحان حاضر نشی، اشکالی نداره، یه راست بیا خونه، توی حیاط مدرسه نمون، یه وقت غصه نخوری بابا!»

پسرم با غرور در جوابم گفت: «نه بابا، مطمئن باش، با مجید، همکلاسیم، قرار گذاشتیم که جواب سوالات رو به همدیگه برسونیم.»

حال چند ساعت از رفتن پسرم به مدرسه می گذرد اما دلهره جلسه امتحان رهایم نمی کند!

-------------------------------------

مصلحت خدا
تنها نجات یافته کشتی، اکنون به ساحل این جزیره دور افتاده، افتاده بود.
او هر روز را به امید کشتی نجات، ساحل را و افق را به تماشا می نشست.

سرانجام خسته و نا امید، از تخته پاره ها کلبه ای ساخت تا خود را از خطرات مصون بدارد و در آن بیاساید.

اما هنگامی که در اولین شب آرامش در جستجوی غذا بود، از دور دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود.

بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود.

از شدت خشم و اندوه در جا خشک اش زد. فریاد زد:
« خدایــــا! چطور راضی شدی با من چنین کاری بکنی؟ »

صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید.
کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، و حیران بود.

نجات دهندگان می گفتند:
“خدا خواست که ما دیشب آن آتشی را که روشن کرده بودی ببینیم.

-------------------------------------

تكرار زمانه

مردي 80ساله با پسر تحصيل کرده 45ساله­اش روي مبل خانه خود نشسته بودند ناگهان کلاغي كنار پنجره‌شان نشست. پدر از فرزندش پرسيد: اين چيه؟ پسر پاسخ داد: کلاغ.

پس از چند دقيقه دوباره پرسيد اين چيه؟ پسر گفت : بابا من که همين الان بهتون گفتم: کلاغه.

بعد از مدت کوتاهي پير مرد براي سومين بار پرسيد: اين چيه؟ عصبانيت در پسرش موج ميزد و با همان حالت گفت: کلاغه کلاغ!

پدر به اتاقش رفت و با دفتر خاطراتي قديمي برگشت. صفحه­اي را باز کرد و به پسرش گفت که آن را بخواند.

در آن صفحه اين طور نوشته شده بود:

امروز پسر کوچکم 3سال دارد. و روي مبل نشسته است هنگامي که کلاغي روي پنجره نشست پسرم 23بار نامش را از من پرسيد و من 23بار به او گفتم که نامش کلاغ است.
هر بار او را عاشقانه بغل مي‌کردم و به او جواب مي‌دادم و به هيچ وجه عصباني نمي‌شدم و در عوض علاقه بيشتري نسبت به او پيدا مي‌کردم.

 

10 راه تضمینی برای عمیق تر کردن رابطه عاشقانه


 

داشتن یک رابطه شاد و خوب کار سختی نیست! خبر بهتر برای زوج های خوشبخت این است که اگر در یک رابطه موفق باشید، چه ازدواج کرده باشید چه نکرده باشید، می توانید با ایجاد چند رفتار جدید و تغییرات کوچک در رابطه تان آن را برای همیشه همانطور حفظ کنید یا حتی آنرا بهتر هم بکنید. بااینکه خیلی متخصصین می گویند باید روی درست کردن اشکالات رابطه متمرکز شوید، تحقیق من ثابت کرد که اضافه کردن رفتارهای مثبت به رابطه تاثیر بسیار بیشتر بر خوشنودی زوج ها دارد. در زیر به 10 راه برای عمیق تر کردن رابطه تان برای خوشنودی و رضایت بیشتر اشاره می کنیم.

 

1. خاص بودن طرف مقابلتان را قبول کنید.

همه ما در لحظه هایی آرزو می کردیم طرف مقابلمان لاغرتر، پولدارتر، رمانتیک تر یا خیلی چیزهای دیگر بود. نگاهی به انتظاراتتان بیندازید و ببینید تا چه حد واقعبینانه هستند. انتظارات غیرواقعبینانه فقط منجر به خسته شدن شما از رابطه می شوند  که یکی از مهمترین دلایل از بین رفتن رابطه هاست.

 

2. هر از گاهی مهربان شوید.

اعمال و رفتارهای خیلی کوچک که نشان دهد، "من به تو فکر می کنم" برای حفظ رابطه لازم است. مثلاً همین که مرد ماشین همسرش را ببرد و بنزین به آن بزند، همین که زن یک فنجان چای خوب برای شوهرش درست کند و کنار تختش ببرد، گرفتن دست ها، لمس کردن همدیگر، ایمیل های عاشقانه در وسط روز همه و همه راه هایی بسیار ساده برای ابراز محبت هستند. تحقیقات نشان می دهد که جمع شدن رفتارهای کوچک مکرر تاثیر بزرگتری بر خوشبختی روابط زوج ها دارد تا رفتارهای بزرگ هر از گاهی.

 

3. 10 دقیقه در روز را به برقراری ارتباط اختصاص دهید.

بیشتر زوج ها فکر می کنند که همیشه با هم در تماس هستند اما واقعاً چه مقدار زمان را به عمیق تر کردن درکتان از طرف مقابل اختصاص می دهید؟ زوج های خوشبخت در تحقیق من بیشتر اوقات با هم حرف می زنند اما نه درمورد رابطه شان، درمورد مسائل خودشان و فکر می کردند که در چهار زمینه شناخت خوبی از طرف مقابلشان داشتند: دوستان، محرک های استرس زا، آرزوها و رویاها، و ارزش ها. 10 دقیقه در روز را  اختصاص دهید که با همسرتان درمورد چیزی جز کار، خانواده، مسائل خانه یا رابطه تان حرف بزنید. این تغییر کوچک روح و زندگی تازه ای به رابطه تان می دهد.

 

4. هر هفته عاشق شوید.

قرارملاقات های ناگهانی فوق العاده هستند اما واقعیت این است که ما آنقدر مشغول کار و زندگی هستیم که معمولاً وقتی کمی برای عشقمان می گذاریم. با یک قرارملاقات در هفته برای خوردن شام بیرون، رفتن به سینما، گالری های هنری، یا هر چیز دیگری عشق و رابطه تان را همیشه سالم نگه دارید. یک نکته برای آقایون: تحقیقات نشان می دهد که خانم ها وقتی خارج از خانه و دور از بچه ها و مسائل خانه داری باشند، مهربان تر و پرحرارت تر می شوند و میل جنسیشان هم خیلی قوی تر می شود. با اجاره یک شب در یک هتل و سپردن بچه های به یکی از افراد فامیل ببینید که چه اتفاقی می افتد.

 

5. با هم و در کنار هم تغییر کنید و رشد کنید.

رابطه عشقی شما یک موجود زنده است که برای رشد و پیشرفت نیاز به غذا دارد. بهترین راه برای غذا دادن به آن ایجاد تغییر در آن است. ایجاد تغییر در رابطه نشان داده است که یکی از مهمترین عناصر در خوشبختی زوج ها می باشد. این تغییرات می توانند کوچک باشند اما باید آنقدر بزرگ باشند که طرفتان متوجه آن شود. جایتان را با هم عوض کنید: اگر همیشه مرد برای شام در یک رستوران جا رزرو می کند، اجازه بدهید یکبار خانم اینکار را بکند. یا برنامه هایتان را قطع کنید: وسط کار یک کار جالب با هم انجام بدهید، مثلاً به یک گالری یا موزه که نزدیکتان است بروید. یا یک چیز جدید را امتحان کنید: با هم به کلاس رقص یا اسکی بروید.

 

6. دوستان و خانواده هم را بهتر بشناسید.

تحقیق من نشان داد که بخصوص مردها وقتی همسرشان رابطه خوبی با خانواده او دارد شادتر هستند. همچنین زوج هایی که دوستان هم را می پذیرند و برای شناختن آنها تلاش می کنند خوشبخت تر هستند تا زوج هایی که دوستان و زندگی خانوادگی جداگانه دارند.

 

7. مراقبت و حمایت کنید.

یکی از سه چیزی که زوج ها برای موفقیت در رابطه شان به آن نیاز دارند حمایت  است (آن دوتای دیگر اطمینان آفرینی و صمیمیت می باشد). زوج های خوشبخت در تحقیق من متفقاً گفتند که داشتن همسری که پشتیبان آنها باشد یکی از مهمترین جنبه های رابطه شان است. خیلی وقت ها مردها دوست دارند حمایت مادی کنند و زن های بیشتر به سمت حمایت عاطفی گرایش دارند. ببینید همسرتان به چه کمک و پشتیبانی نیاز دارد و بعد آنرا به او عرضه کنید.

 

8. بخندید.

خنده یک تمرین معنوی است. در ازدواج خنده بعنوان یک داروی خوشبختی عمل می کند. برای جلوگیری از یکنواخت شدن رابطه باید بتوانید بین جنبه های منطقی رابطه تان با جنبه های تفریحی آن تعادل ایجاد کنید. بله برای منظم بودن زندگی و امنیت رابطه تان باید کارهای خاصی انجام دهید اما هیچوقت شوخی و تفریح را فراموش نکنید. بد نیست گاهی برای همسرتان بچگانه رفتار کنید، یا در کنار هم یک فیلم خنده دار نگاه کنید.

 

9. اجازه بدهید آنرا به قدرت بالاتر بسپاریم.

وقتی با هم اختلاف دارید گاهی اوقات بهتر است که آنرا رها کنید و اجاز بدهید روزگار خودش آنرا حل کند. به جای عصبانی شدن سعی کنید از چیزهای کوچک گذشت کنید. مشاجره و اختلاف در هر رابطه ای پیش می آید. یادتان باشد که اختلاف دلیل عدم موفقیت روابط نیست اما طریقه برخورد شما با آن است که استرس را وارد رابطه تان می کند. باید ببینید چه مسائلی اهمیت بیشتری دارند و به آنها بپردازید و مسائل کوچکتر را فراموش کنید.

 

10. راهی سالم برای ارتباط پیدا کنید.

همه زوج های خوشبخت در تحقیق من می گفتند داشتن مهارت های ارتباطی قوی یکی از عوامل موثر در ماندن آنها کنار همدیگر بوده است. این یعنی نه تنها از همسرتان بپرسید که به چه چیز نیاز دارد بلکه نیازهای خودتان را هم با او در میان بگذارید. این یعنی مرتب ببینید که چه عوامل استرس زایی وارد زندگی همسرتان شده است تا به برطرف کردن آنها کمک کنید. این یعنی با جنگ و دعوا با هم بحث نکنید، طوری بحث کنید که احترام بینتان خدشه دار نشود و اثاثیه خانه تان هم سالم بماند!

چربی های شکمتان را از بین ببرید


 

به نظرتان آشنا می آید؟ شـما ورزش می کــنید و تغذیه تان هم درسـت است، امــا سایـز دور کمرتان هیچ تفاوتـی نمــی کند. و متاسفانه بعد از 40 سالگـی، بـایـد خیـلی بیشتـــر کـــار کنید تا بتوانید میان تنه تان را صاف و متناسب کنید. اما با برنامه علمی سه قسمتی ما می توانید در 3 الی 6 هفته شکمتان را صاف تر کرده و چربی های آن را از بین ببرید. تحـقیـقات جدید نشان می دهد که برنامه ای که شامل تمرینات بدنسازی شدید، تمرینات کاردیو/ ایروبیک شدید، و ایجاد تغییرات کوچـک در انتخـاب هـای غـذایی (البـــته نه رژیـم غذایی) باشد،چربی های شکم را دو برابر برنامه هایی که شامل رژیم های غذایی کم کربوهیدرات و تمرینات ایروبیک است، از بین می برد.

 

 برنامه ما شامل تمرینات موضعی pilate، پیاده روی های خیلی قدرتی، و موادغذایی چربی سوز برای لاغر کردن قسمت میان تنه برای کم کردن احتمال ابتلای شما به دیابت، بیماری های قلبی، و سایر مشکلات و بیماری های خطرناک، می باشد.



در این 3 هفته باید چربی سوزی و عضله سازی کنید. در 6 هفته، خواهید دید که سانتیمتر ها از دور کمرتان کم می شود و شاید وزنتان هم در این مدت 5 تا 7 کیلو پایین آمد. و با ادامه این برنامه برای 6 ماه خواهید دید که شکمی کاملاً تخت و سفت پیدا می کنید.



برنامه در یک نگاه



هفته اول



پیاده روی قدرتی: سه روز، 20 دقیقه



پیاده روی سه مرحله ای: یک روز، 18 دقیقه



حرکت های pilate : سه روز، حرکات اولیه و اصلی



هفته دوم



پیاده روی قدرتی: سه روز، 25 دقیقه



پیاده روی سه مرحله ای : یک روز، 24 دقیقه



حرکت های pilate : پنج روز، حرکات اولیه و اصلی



هفته سوم



پیاده روی قدرتی: سه روز، 30 دقیقه



پیاده روی سه مرحله ای: یک روز، 30 دقیقه



حرکت های pilate : سه روز، حرکات اصلی



هفته چهارم



پیاده روی قدرتی: سه روز، 30 دقیقه



پیاده روی سه مرحله ای: 2 روز، 18 دقیقه



حرکت های pilate : پنج روز، حرکات اصلی



هفته پنجم



پیاده روی قدرتی: سه روز، 30 دقیقه +



پیاده روی سه مرحله ای: 2 روز، 24 دقیقه



حرکت های pilate : سه روز، حرکات شدیدتر



هفته ششم (به بعد)



پیاده روی قدرتی: سه روز، 30 دقیقه +



پیاده روی سه مرحله ای:2 روز، 30 دقیقه +



حرکت های pilate : پنج روز، حرکات شدیدتر



5 نکته ساده، 7 روز در هفته: تغییرات ساده ای در انتخاب های غذاییتان انجام دهید تا بدون احساس گرسنگی چربی های شکمتان سریعتر از بین برود.




پیاده روی های قدرتی



توانایی کالری سوزی بدنتان و جمع شدن سلول های چربیتان را ارتقاء دهید. با بیست دقیقه شروع کنید اما اگر توانایی بیشتر از این را دارید، با هر مدت زمان که راحتید شروع کنید. مهم این است که با تمرکز راه بروید، و برای کالری سوزی بیشتر، دست ها و کلیه عضلات بدن را منقبض کنید.



قدم هایتان را بلند بردارید. ابتدا روی پاشنه رفته، بعد کف پا و بعد روی پنجه. تنفستان باید منظم و کنترل شده باشد. سرعت راه رفتنتان هم باید تا حدی باشد که دنبال کردن یک مکالمه برایتان دشوار باشد.



سرعت پیاده رویتان را با توانایی و آمادگی جسمانی خود کنترل کنید. برای شدیدتر کردن تمرینتان می توانید پله نوردی کنید یا اگر پیاده روی را روی تردمیل انجام میدهید، شیب آن را افزایش دهید.



پیاده روی سه مرحله ای



این سه مرحله باعث می شود برای مدت زمان طولانی تری کالری بیشتری بسوزانید.



گرم کردن، 3 دقیقه: با سرعت ملایم شروع کنید به حدی که بتوانید به راحتی آواز بخوانید.



مرحله 1، 2 دقیقه: به راحتی اما با تمرکز قدم بزنید. سرعتتان نباید آنقدر زیاد باشد که نتوانید به مکالمه تان ادامه هید.



مرحله 2، 2 دقیقه: با بالا رفتن از پله یا افزودن شیب تردمیل، ضربان قلبتان را بالا ببرید.



مرحله 3، 2 دقیقه: شیب را کمی بیشتر کرده یا سرعتتان را افزایش دهید.



سرد کردن، 3 دقیقه: آرام قدم بردارید به حدی که بتوانید حین راه رفتن به راحتی آواز بخوانید.



هفته 1 و 4: هر مرحله را دو بار تکرار کنید.



هفته 2 و 5: هر مرحله را 3 بار تکرار کنید.



هفته 3 و 6: هر مرحله را 4 بار تکرار کنید.




6 حرکت pilate قدرتی



این 6 حرکت تمرینی علیرغم سادگی بسیار قدرتی و شدید هستند. دقت و تمرکز نقش بسیار مهمی دارد، پس آرام شروع کنید. ابتدا حرکات اصلی را امتحان کنید، اگر برایتان شدید بود، با انواع ساده تر شروع کنید و حول و حوش هفته سوم کمی شدت تمریناتتان را بالا ببرید.



در مقایسه به حرکات درازنشست، حرکات pilate فشار بیشتری روی عضلات شکم وارد می کند. برای سریعتر و شدتی کردن تمرینات، توصیه می کنیم که حرکات را با کش ورزشی انجام دهید. تحقیقات نشان داده است که افزودن مقاومت بیشتر به حرکات بدنسازی، فواید آن را سه برابر می کند.



1. قیچی



(روی شکم، عضلات چهارسر زانو، عضلات پشت پا، عضلات جلوبازو و سرشانه کار میکند)



حرکت اصلی: در حالت نشسته، کش را دور مچ پای چپ ببندید، و سر دیگر را با دست بگیرید. به پشت روی زمین بخوابید، پاها کاملاً باز و کشیده باشد. سر، گردن و شانه ها را به سمت بالا خم کنید و شکمتان را خیلی خوب تو بکشید. با قرار دادن بازوها روی زمین،آرنج ها را خم کنید و مچ ها را به سمت سینه بکشانید. پای چپ را صاف بالا ببرید. حرکت را سریع و کاملاً تمرکزی انجام دهید. نفس را داخل ریه کرده و پای چپ را دوباره به سمت زمین برگردانید تا جایی که فقط چند سانتیمتر با زمین فاصله داشته باشد. حرکت را 8 بار تکرار کنید. کش را باز کرده و دور پای راست ببندید و همین حرکت را تکرار کنید.




7_3

ساده تر کردن تمرین: سر و شانه ها روی زمین قرار دهید.

8_2

دشوارتر کردن تمرین: برای بالاتر بردن مقاومت، کش را پایین تر ببندید.



2. چرخش پهلو نشسته با عضلات پشت بازو



(روی پهلوها، زیربغل، عضلات چهارسر زانو، عضلات پشت بازو و سرشانه کار می کند)



حرکت اصلی: صاف بنشینید، پاها کاملاً باز باشد و پنجه ها را کاملاً به جلو بکشید. زانوی چپ را خم کنید، پا روی زمین باشد، و وسط کش را زیر پا قرار دهید و سرهای کش را در دست چپ نگه دارید. بالاتنه را طوری بپرخانید تا زانوی چپ مقابلتان قرار گیرد. دست راست را دور زانوی چپ ببندید و پهنای شانه را به هم فشار دهید.




9_1

نفس را بیرون دهید و پای چپ را با زاویه 45 درجه با زمین باز کنید، درحالیکه دست چپ را هم صاف کرده و تا ارتفاع شانه باز کنید (دست چپ در مقابل صورت باشد). پشتتان را صاف نگه داشته، نفس را داخل بکشید و پا و دستتان را پایین ببرید. این حرکت را در 8 تکرار انجام دهید و بعد پا را عوض کنید.




10_1

 

ساده تر کردن تمرین: هر دو پا را روی زمین قرار دهید.



دشوارتر کردن تمرین: به جای نگه داشتن زانو، در کل حرکت دست آزاد را به سمت پنجه پا با ارتفاع شانه بکشانید.




11_1

3. حرکت X دوبل



(روی عضلات شکم، زیربغل، سرشانه، عضلات چهار سر زانو، ران ها، و عضلات جلوبازو کار می کند)



حرکت اصلی: با زانوهای خم بنشینید، و وسط کش را زیر هر دو پا قرار دهید. کش را ضربدری کنید و هر سر را در یک دست بگیرید. آرام آرام عقب بروید تا جایی که پشتتان روی زمین قرار گیرد. زانوها را همچنان خم نگه دارید و رانها را نزدیک سینه بیاورید. بازوها را روی زمین قرار داده، آرنج ها را خم کرده، و سر و سرشانه ها را بالا بیاورید. این نقطه شروع است.




12_1

 

نفس را داخل بکشید و پاها را به طرفین باز کنید و دست ها را نیز به بالا سر برده و حرف X را بسازید. به دقت روی حرکت تمرکز داشته باشید. یک ثانیه به آن حالت بمانید و بعد دوباره به نقطه شروع برگردید. حرکت را در 8 تکرار انجام دهید.



13_2

 

ساده تر کردن حرکت: برای 5 تکرار اول، پاها را روی زمین قرار دهید



دشوارتر کردن حرکت: حالت X را برای 5 ثانیه حفظ کنید و بعد به نقطه شروع برگردید.



4. شنای قورباغه



(روی عضلات زیربغل، شکم، سرشانه، دست ها و ران ها کار می کند)



حرکت اصلی: زانو بزنید، طوری که پنجه های پا زیرتان خم شود، وسط کش را زیر وسط پا قرار دهید، و هر سر کش را در یک دست نگه دارید. به آرامی روی دست ها جلو بروید و با صورتتان که به سمت زمین است بخوابید. پاها خم باشد و دست ها دقیقاً در زیر شانه ها روی زمین قرار گیرد. عضلات شکم و زیربغل را برای بلند کردن سر و شانه ها منقبض کنید. نفس را بیرون دهید و دست ها را تا سطح شانه ها به جلو باز کنید و در همان حال پاها را بالا ببرید. دست ها را به طرفین گرد بپرخانید و بعد به داخل پاها و پایین بیاورید. نفس را داخل بکشید و برای برگرداندن دست ها به روی زمین زیر شانه ها، مچ را گرد کنید و پاها را نیز پایین بیاورید. 8 مرتبه حرکت را تکرار کنید.




14_1

ساده تر کردن حرکت: سینه را نزدیک تر به زمین نگه دارید.



دشوارتر کردن حرکت: همانطور که دست ها را به سمت طرفین می چرخانید، پاهایی که بالا برده اید را از هم باز کنید و قبل از پایین آوردن تا 3 ثانیه صبر کنید و بعد چرخش را کامل کنید.



5. ستاره دریایی



(روی عضلات پهلو، پشت، بیرون ران، و سرشانه کار می کند)



حرکت اصلی: با زانوهای خم بنشینید، پاها صاف روی زمین قرار گیرد و کش را دور مچ پای راست ببندید و سر دیگر را در دست راست قرار دهید. به سمت چپ بچرخید پاها صاف و زانوها کمی خم باشد. دست راست را روی ران استراحت دهید.




15_2

دست چپ را به جلو بکشید و برای تکیه انگشت ها را باز کنید. ران را تا جایی بالا بیاورید که از زانو تا سر در یک راستا قرار گیرد. با بالا آوردن پای راست نفس را بیرون دهید. زانوها را صاف کرده و دست راست را بالای سر بالا ببرید. با رها کردن آن نفس را داخل کنید. چهار مرتبه تکرار کنید و بعد پهلو را عوض کنید.




16_2



ساده تر کردن حرکت: ران ها روی زمین نگه دارید.



دشوارتر کردن حرکت: پای زیری را صاف کنید تا از پا تا سر در یک راستا قرار گیرد.




17_3

6. صد



(روی عضلات شکم، عضلات پشت بازو، و سرشانه کار می کند)



حرکت اصلی: با زانوهای خم بنشینید، وسط کش را زیر ساق پا کمی پایین تر از زانو قرار دهید. کش را روی پا ضربدری کنید و هر سر را در یک دست کنار پاها نگه دارید. با برخورد نوک انگشتان دست با پشت ران، نفس را بیرون دهید و آرام آرام عقب بروید تا پشتتان کاملاً روی زمین قرار گیرد. زانوها را تا بالای ران بلند کرده، به صورتی که پایین پا به موازات زمین باشد. سر، گردن و شانه ها را بالا بیاورید و شکم را خوب تو بکشید. با گرفتن سر کش در دست ها، دست ها را صاف به موازات زمین قرار دهید. نفس را داخل بکشید، دست ها را به سرعت پنج مرتبه بالا و پایین کنید. نفس را بیرون دهید و باز 5 مرتبه دست ها را بالا پایین کنید. حرکت را برای 10 تنفس انجام دهید (100 پامپ یا بالا پایین کردن دست).




18_1

ساده تر کردن حرکت: طی تمرین سر و شانه ها را روی زمین قرار دهید.

19_2

دشوارتر کردن حرکت: برای افزایش مقاومت، کش ها را نزدیک تر به پا در دست گیرید

 


  اضطراب قبل از ازدواج: دلایل و روشهای درمانی   

خواستگاری و مراحل قبل از ازدواج یکی از لذت بخش ترین مراحل زندگی به شمار می رود. اما، بعد از اتمام آن شور و شوق اولیه، اضطراب پدیدار می شود. این اضطراب می تواند آنقدر رشد کند که بعد از ازدواج هم ادامه پیدا کند. براساس آمار مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها،در کشورهای غربی بیست درصد از ازدواج ها بعد از 5 سال به طلاق ختم می شوند. فردی که قصد ازدواج دارد باید به خوبی با مسئله ازدواج کنار آمده باشد و اگر بخواهد که جزئی از این آمار نباشد باید بر این اضطراب غلبه کند.

آنهایی که نتوانستند با آن اضطراب و ترس ازدواج کنار بیایند تا مرحله پارانوئید شدن پیش می روند. خیلی ها بیشتر از اینکه به عشق و محبت درون ازدواج فکر کنند به طلاق احتمالی و رنج و عذاب ناشی از آن فکر می کنند. مخصوصاً مردان مجرد به دلایل مختلف هیچ عجله ای برای ازدواج ندارند. 5 مورداز آن دلایل عبارتند از:

1) امکان رابطه جنسی بدون تعهد

2) امکان داشن همسر بدون ازدواج قراردادی

3) جلوگیری از خطر و هزینه های طلاق

4) تمایل به صبر کردن قبل از بچه دار شدن

5) این واقعیت که ازدواج نیاز به تغییر و سازش دارد

چند نفر از ما، به استثنای زمانیکه نفع شخصیمان در آن باشد،  از روی میل باطنی این تغییر را می پذیریم یا برای سازش آمادگی داریم؟ نه خیلی، حداقل برای مردان مجرد زیر 35 سال خیر. دقت کنید که چطور این دلایل همه به سه تمایل اصلی در روابط کنونی تمرکز دارد: یعنی پول، رابطه جنسی و سازش.

شکست در روبه رو شدن با این سه عنصر تا حد مطلوب به خاطر خود رابطه ایجاد نمی شود بلکه با آن تشدید می شود. زمینه مواجه شدن با این عناصر با نیروهای نامرئی کنترل می شوند که از همان روز اول آشنایی وجود دارند—نیروهایی که راه و مسیر را به دو نفری که تصادفاً به سمت هم کشیده شده اند نشان می دهد و خصوصیات  و ویژگی های مشخص فردی آنها را می پوشاند. این نیروها بسیار قوی بوده و در فرهنگ، ارزش ها، شخصیت، روحیه و درک ما جا باز کرده است و بطور مداوم با تجربیات و الهامات درونی ما تغییر می کنند. این نیروها رویکرد ما به زندگی را دیکته می کند و در زمان بحران، به وضوح هر چه تمامتر خود را نشان می دهند.

 

میل به تحت تاثیر قرار دادن

همه می توانند با یک زندگی آرام و خوشایند کنار بیایند اما شخصیت و ارزش واقعی یک فرد زمانی جلوه می کند که استرس و آشفتگی در زندگی او ایجاد شود. دلیل اصلی این هویت دوگانه به این میل ما برمی گردد که از یک طرف دوست داریم خودمان باشیم و همچنین دوست داریم دیگران را تحت تاثیر قرار دهیم. به همین خاطر نمی توانیم هیچوقت خودِ واقعیمان را آشکار کنیم. به همین دلیل، هرچه زمان آرامشمان در رابطه طولانی تر باشد، احتمال کمتری وجود دارد که بتوانیم وجودِ حقیقی طرفمان را بشناسیم. این به آن دلیل است که در ابتدای رابطه ترجیح می دهیم نیازها و انتظارات دیگران که برایمان مهم هستند را منعکس کنیم تا جاییکه مجبور شویم خودی واقعیمان را نشانشان دهیم.

 

درنتیجه، هر رابطه جدیدی براساس یک دروغگویی بین دو غریبه که به سختی چیزی هستند که نشان می دهند برای راضی کردن طرف مقابلشان ایجاد می شود. به همین دلیل است که بعد از ازدواج یا بعد از سالها زندگی با هم دو طرف کاملاً افرادی متفاوت می شوند. یک ضرب المثل می گوید که مردها با این امید با زنها ازدواج می کنند که تا آخر همانطور بمانند درحالیکه زنها با این آرزو ازدواج می کنند که بتوانند بلافاصله بعد از ازدواج شوهرانشان را تغییر دهند! از همان روز ازدواج این طریقه از جانب هر دو طرف پیش گرفته می شود اما هر دو طرف مراقب هستند که طرف مقابل چیزی در این مورد متوجه نشود. فقط با گذشت زمان و رو شدن شخصیت طرف مقابل مخصوصاً وقتی که از اهداف شخصیشان دلسرد شده باشند، مشخص می شود.

 

بعد از ازدواج روزی پر استرس و مشکل ساز می رسد و چیزهای جدید درمورد شخصیت همسر فاش می شود، مخصوصاً نقاط منفی.  فقط زمان لازم است تا این نیروهای نامرئی خود را نشان دهند. سالها بعد از ازدواج  وقتی که زوج با هم مثل دو غریبه بودند تعحب می کنند که قدری کم از همدیگر می دانند. پس این جمله کلیشه ای که" زنم/شوهرم من را درک نمی کند" درمقابل آن درک عالی که دو طرف احساس می کردند در دوران نامزدی دارند، به نظر عجیب می رسد.

 

دلایل

کسانیکه برای اولین بار ازدواج می کنند ممکن است کمی درمورد تغییراتی که از مجرد بودن به عضوی از یک زوج بودن باید داشته باشند احساس نگرانی کنند. این یعنی باید کمی از استقلال خود بگذرند و تمایلات و نیازهای فردی دیگر را هم در نظر بگیرند.

 

کسی که قبلاً ازدواج کرده است هم درمورد شکست سابق خود احساس نگرانی خواهد کرد. مردها و زنان مطلقه کمی از ازدواج دوباره می ترسند چون می ترسند که همان مشکلات باز ازدواجشان را ویران کند.

 

تاثیرات

اضطراب قبل از ازدواج می تواند مشکلاتی بین زوج ها تا زمان ازدواج ایجاد کند. فردی که احساس اضطراب می کند بسیار حساس و آسیب پذیر می شود. طرف مقابل او ممکن است این احساس را درک نکند و همین مسئله منجر به جنگ و جدال بین آنها شود و ایجاد رنجش کند.  همچنین اگر این جدال ها حاد شود که قابل حل نباشند، می تواند موجب برهم خوردن رابطه آنها شود.

 

چارچوب زمانی

چارچوب زمانی اضطراب قبل از ازدواج کنار آمدن با آن را دشوار می کند چون دوره آماده سازی ازدواج مشکلات و استرس های خاص خود را دارد. اکثر زوج ها کاملاً درگیر برنامه ریزی های عروسی و ماه عسلشان می شوند. آنقدر مشکلات و مسائل مالی و خانوادگی پیش می آید که باید آنها را هم در برنامه ریزی ها مد نظر قرار دهند. این مسائل اضطراب قبل از ازدواج را تشدید می کند چون فرد مضطرب هیچوقت فرصت استراحت کامل و کنار آمدن با مشکلاتش را پیدا نمی کند.

 

علائم

اضطراب می تواند علائم فیزیکی و احساسی مختلف داشته باشد. این علائم شامل مشکل در خوابیدن، تمرکز کردن و غذا خوردن می شود. فرد مضطرب معمولاً تند نفس می کشد و ضربان قلبش بالا است. همچنین احساس سرگیجه و حالت تهوع دارد. ممکن است بدون هیچ دلیلی از دیگران عصبانی شود و از نظر احساسی و اجتماعی احساس طردشدگی داشته باشد. این مسئله در دوران قبل از ازدواج که تاثیرات احساسی می تواند دو نفر را از هم جدا کند، بدتر می شود.

 

درمان

هیچ راهی برای جلوگیری کامل از اضطراب قبل از ازدواج نیست چون این اضطراب ها معمولاً براساس نگرانی هایی منطقی ایجاد می شود. ازدواج قدمی بزرگ است که تغییراتی عمده در زندگی افراد ایجاد می کند و ایجاد اضطراب و ترس کاملاً طبیعی است. این اضطراب ها بهتر است به محض وقوع درمان شوند. انجمن ازدواج و خانواده امریکا توصیه می کند که قبل از ازدواج زوج ها حتماً نزد مشاوره قبل از ازدواج بروند. این مشاوره ها معمولاً پنج تا هفت جلسه هستند  که در طول آن زوج ها می توانند امیدها، ترس ها و اهدفشان را بیان می کنند. مشاور  بعنوان یک شخص سوم زوج را  در مشکلاتشان راهنمایی می کند و به آنها برای رسیدن به یک راه حل رضایتمندانه کمک میکند.

اگر اضطراب فرد طوری باشد که لازم باشد به تنهایی روی آن کار شود، هر کدام از افراد می توانند به تنهایی با مشاور حرف بزنند.


تست: همسرتان را بهتر بشناسید


 

خیلی وقت پیش درسی درمورد ازدواج می دادم. در آخر کلاس پرسیدم، "جالب نبود اگر همه به خانه که برمی گشتیم دو کار می کردیم: یکی اینکه از همسرمان می پرسیدیم چطور می توانستیم همسر بهتری برای او باشیم و دوم اینکه به حرفهایش گوش می دادیم."

بعد از آن جلسه به خانه برگشتم و مشغول خوردن صبحانه شدم. همسرم، سوزان، درمورد آن جلسه درس  سوال کرد و بین لقمه های غذایی که دهانم می گذاشتم با ایما و اشاره به او نشان دادم که جلسه خوب پیش رفت.

او پرسید، "توی کلاس چی گفتی؟". یک قاشق دیگر از صبحانه ام را دهان گذاشتم و جواب دادم، "به آنها گفتم که بروند خانه و از همسراشان بپرسند چطور می توانند شوهر بهتری برای آنها باشند و بعد به نظرات آنها خوب گوش کنند." و خندیدم. یک جرعه آب پرتقال خوردم و ادامه دادم، "شرط می بندم خیلی از آنها مکالمات جالبی الان با همسرانشان دارند."

سورزان به سمت کانتر آشپزخانه آمد و حین اینکه من صبحانه ام را می خوردم ساکت بود. بعد از چند دقیقه گفت، "آیا واقعاً دوست داری بدانی؟"

من پرسیدم، "چیو؟"

او جواب داد، "اینکه چطور می توانی شوهر بهتری برای من باشید. تو خودت هم حتماً می خواهی توصیه خودت را دنبال کنی، مگه نمی خواهی؟"

یکدفعه اشتهایم را از دست دادم. نان تستم را گذاشتم روی میز و او شروع کرد.

می گفت رفتار خاصی از من نیست که او را نگران کرده باشد اما می خواهد درمورد رفتارهایی صحبت کند که عمیقاً رابطه زناشوییمان را بهبود می بخشد.

صحبت هایمان حدود یک ساعت طول کشید تا اینکه تلفن زنگ زد. سوزان تلفن را جواب داد و یکی دو دقیقه با آن صحبت کرد و بعد تلفن را قطع کرد.

من پرسیدم، "کی بود؟"

جواب داد، "برادر سامان بود. گفت برای بردن تو سر کلاس کمی دیرتر می آید."

سوزان از آشپزخانه بیرون رفت و گفت، "می گفت او و خانمش داشتند با هم صحبت می کردند. درمورد همان چیزی که در جلسه امروز صبح گفته بودی."

بعنوان زن و شوهر قدر همدیگر را می شناسید؟ اکثر ما فقط آنقدر روی طرف مقابلمان شناخت پیدا می کنیم که تصمیم به ازدواج با او بگیریم. اما از آن به بعد چه چیزهای تازه ای درمورد هم یاد می گیریم؟ با گذشت زمان افراد و ازدواج ها تغییر می کند.

خیلی از زن و شوهرها خیلی تعجب می کنند وقتی می فهمند که هنوز هم چیزهایی هست که درمورد همدیگر بفهمند، حتی بعد از گذشت چندین سال از ازدواجشان. خیلی ها به اشتباه تصور می کنند که چون در یک خانه با هم زندگی می کنند، اتوماتیک وار روی هم شناخت پیدا می کنند. خیلی های دیگر هم فکر می کنند که هر دوی آنها یک دیدگاه یکسان نسبت به ازدواج دارند—یعنی از زمان ازدواجشان تا آن زمان آنها یکی شده اند، درست مثل هم فکر می کنند، علایق یکسانی دارند، و به یک اندازه از رابطه شان لذت می برند. و بعضی های دیگر به اشتباه فکر می کنند که چون همدیگر را دوست دارند، همیشه می دانند که آن یکی به چه چیز فکر می کند و چه احساسی دارد پس دیگر نیازی به ابراز افکار و احساساتشان نیست.

دلیل آن هرچه که باشد، در بیشتر ازدواج ها گفتگو کمتر پیش می آید.

الدر براون نوشته است، "وقتی عشق عمیق و بالغ وجود داشته باشد، که از آن به خوبی مراقبت می شود، زوج به هم اعتماد می کنند و درمورد همه علایق مشترکشان با هم حرف می زنند—و در ازدواج همه چیز باید علایق مشترک باشد-آنها با هم در برابر مشکلات می ایستند، به هم تکیه می کنند، از هم محافظت می کنند، و به هم نیرو می دهند. آنها می فهمند که این قدرت مشترکشان دوبرابر قدرت هرکدام از آنها به تنهایی است."

برای کمک به متعهد کردن ازدواجتان، می توانید تمرین زیر را درکنار هم امتحان کنید. وقت کافی برای اینکار درنظر بگیرید و سعی کنید که در خلال کار هیچ چیز حواستان را پرت نکند. البته می توانید این تمرین را به چند جلسه تقسیم کنید و در هر جلسه روی دو تا سه مورد از گفته ها کار کنید.

اول، تک تک جواب این نوشته ها را بنویسید. بعد ورق هایتان را با هم عوض کنید و درمورد آنچه نوشته اید با هم صحبت کنید. سعی نکنید همزمان نوشته هایتان را بررسی کنید. وقتی یکی از شما نوشته دیگری را می خواند و درمورد آن حرف می زند، آن دیگری باید خوب گوش کند و درصورت نیاز سوال بپرسد. بعد جایتان را عوض کنید.

نوشته های زیر را کامل کنید:

1.          در ازدواجمان، حس می کنم دوستم داری وقتی ......

2.          در ازدواجمان، حس می کنم از من تقدیر کردی وقتی .......

3.          در ازدواجمان، خوشحال ترینم وقتی ........

4.          در ازدواجمان، ناراحت ترینم وقتی ...........

5.          در ازدواجمان، عصبانی ترینم وقتی ..........

6.          در ازدواجمان، دلم بیشتر و بیشتر می خواهد وقتی .........

7.          در ازدواجمان، کمتر و کمتر می خواهم وقتی ...........

8.          در ازدواجمان، احساس دست و پا چلفتی بودن می کنم وقتی .......

9.          در ازدواجمان، راحت نیستم وقتی ...........

10.      در ازدواجمان، خیلی هیجان زده می شوم وقتی ..........

11.      در ازدواجمان، به تو احساس نزدیکی می کنم وقتی .................

12.      در ازدواجمان، از تو احساس دوری می کنم وقتی ...........

13.      در ازدواجمان، بیشتر از همیشه می ترسم وقتی ...........

14.      بزرگترین نگرانی و ترس من در ازدواجمان  .......

15.      چیزی که خیلی درمورد خودم دوست دارم........

16.      چیزی که اصلاً درمورد خودم دوست ندارم ...............

17.      بزرگترین چیزی که سر آن با تو مشکل دارم .......

18.      احساسی که راحت تر از بقیه احساس ها می توانم با تو درمیان بگذارم ......

19.      زندگی زناشوییمان خیلی خیلی بهتر می شود اگر کمی تلاش کنیم که ..........

20.      مهمترین چیزی که در ازدواجمان نیاز به توجه فوری دارد ........

21.      بهترین چیز درمورد ازدواجمان این است که .......

24 نشانه خانواده های خوشبخت



گروه اینترنتی پرشین 
استار | www.Persian-Star.org


1. در بین اعضای خانواده جمله "به من چه" یا "به تو چه" رد و بدل نمی شود، چرا که اعضاء، به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسئولیت می کنند.

 
2. افراد به یکدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوء استفاده نمی کنند و اعتماد را یکی از پایدارترین ویژگی های ازدواج موفق و خانواده موفق می دانند.

3. تا جایی که امکان دارد با هم هستند و در مهمانی ها یا کارهای مربوط به خانواده تنها نمی روند. آنها، همدلی، همکاری، همفکری، هماهنگی را بقای خانواده خوشبخت می دانند.

4. با هم اتحاد دارند ؛ در مسائل مختلف با گفتگو و مشورت به تفاهم می رسند و سعی می کنند اگر سوء تفاهم به وجود آمد، آن را در درون خود بدون اینکه کسی بفهمد، حل کنند.

5. به سلیقه ها و عقاید یکدیگر آگاه بوده، به آن احترام گذاشته و رعایـت می کنند.

6. نسبت به هم شرم مذموم ندارند ؛ یعنی خواسته های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می کنند.

  7. به حریم یکدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی روند.

  8. نگران سلامت روحی و جسمی یکدیگر بوده و از هم مراقبت می کنند، اگر چنانچه مشکلی به وجود آید سعی وافر در حل مشکل دارند.

  9. بیشتر اوقات، لحظات خوشی را که با یکدیگر بوده اند، مرور می کنند. دنبال خاطرات تلخ نیستند. دوست دارند همیشه در خوشی، شادی و نشاط زندگی کنند.

10. برای فامیل و همسایه های خود، اهمیت قائل اند و پذیرای فامیل یکدیگرند.

11. از امور مالی یکدیگر خبر دارند و چیزی را از همدیگر پنهان نمی کنند، صرفه جویی و پس انداز کردن جزء برنامه های اقتصادی خانواده های خوشبخت است.

12. برای رشد یکدیگر تلاش کرده و زمینه پیشرفت خانواده را فراهم کنند.

13. افراد، به هم افقی نگاه می کنند نه عمودی ؛ یعنی هیچ کس خود را برتر از دیگری و در مقام قدرت نمی بیند. دیکتاتوری، زور و قدرت طلبی حاکم نیست.

14. همه اعضای خانواده احساس برنده بودن، موفق بودن و امید داشتن می کنند و خودشان را در زندگی برنده می دانند.

15. در کنار هم، احساس امنیت و آرامش می کنند نه ترس، اضطراب، تنش و یا درگیری.

16. علاقه، عشق، محبت، صفا و یکدلی خود را نسبت به هم ابراز می کنند، هم در رفتار و هم در گفتار.

17. از یکدیگر انتظار بیجا و توقع نامناسب ندارند. توقعی مناسب و در حد توان از همدیگر دارند.

18. اگر مشکلی پیش آید به راه حل فکر می کنند و به دنبال مقصر و گناهکار نمی گردند. دست به علت یابی و ریشه یابی آن مشکل می زنند، و راه حل منطقی ارائه می دهند.

19. مرد، پیوسته به این مسئله می اندیشد که چه کنم تا همسرم خوشحال باشد و راضی به زندگی باشد، و زن می اندیشد که چه کنم تا شوهرم راحت بوده و خوشحال باشد.

20. زن و شوهر، به خاطر همدیگر زندگی می کنند ؛ اول خود بعد دیگران. زندگی آنها به خاطر بچه ها یا ترس از طلاق و حرف مردم نیست.

21. زن و مرد، می توانند هر روز به دنیای اختصاصی یکدیگر نزدیکتر شوند، کار به مسائل خصوصی و زندگی دیگران ندارند.

22. با درخواست های یکدیگر برخورد مثبت و منطقی دارند.

23. زن و مرد در کنار یکدیگر هستند نه رو در رو و رقیب یکدیگر، آنها رفیق هم هستند و واکنش منفی از خود نشان نمی دهند.

24. خانواده های خوشبخت، تلاش دارند که بچه های خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند.

خیال پردازی های زوجین، به زندگی مشترک آسیب می رساند.


دخترو پسرهایی که به دنبال ازدواج هستند باید بدانند تصورات بسیاری که زندگیتان را احاطه کرده می تواند موجب بوجود آمدن انتظاراتی غیر واقعی گردد. مطمئنا اگردائما به دنبال یک زندگی سیندرلایی تا ابد شاد باشید، ناامید خواهید شد


تصورات برگرفته از رسانه هایی همچون تلویزیون
اگر شب ها تا دیر وقت تلویزیون نگاه می کنید و به فیلم های کلاسیک علاقه مندید، اگر آهنگهای عاشقانه گوش می دهید یا اگر رمان های عاشقانه می خوانید، بنابراین شاید تصویری از ازدواج در ذهن خود بسازید که با واقعیت درتعارض باشد.
شاید برخی از این فیلم های کلاسیک را همچون Father Knows Best و Leave it to Beaver دیده باشید. به این موضوع فکرکنید که تقریبا تمامی خانواده ها در این فیلم ها، خانواده های سنتی هستند. آنها ظاهرا با مشکلات جدی ای روبرو نیستند، چرا که موضوعاتی از قبیل ازدواج زود هنگام، مشکلات فرزندان با نامادری و ناپدری ها، فقدان رابطه جنسی، مشکلات روزمره، سوء استفاده های جنسی، خیانت، شرب خمر، مواد مخدر، اخراج از مدرسه، مناقشات سیاسی، سرکشی های اجتماعی، بیکاری، مشکلات سخت اقتصادی ، تهدیدات و حتی طلاق محور داستان قرار نمی گرفتند. پدر نان آور خانه بود و مادر خانواده را تر و خشک می کرد.

شاید این فیلم ها این فکر را به شما القا کند که زندگی همیشه عالی بوده و تمامی نیازهایتان می بایست توسط همسرتان برآورده شود، با آمدن بچه ها زندگی بهتر می شود( بچه ها شیرینی زندگی اند)، ازدواج تمام مشکلاتتان را حل می کند و از این پس با شادی زندگی خواهید کرد.
 

تصورات و واقعیات ازدواج
تصور: با ازدواج درد تنهایی مرتفع می شود.
واقعیت: بسیاری از متأهل ها هستند که هنوز هم احساس تنهایی می کنند.
 

تصور: استدلال غلط تکامل، که موجب می شود باور کنید با ازدواج یک انسان کامل می شوید.
واقعیت: یک زوج می توانند مکمل یکدیگر باشند، اما شاید در تکامل فردی هم تاثیری نداشته باشد.
 

تصور: همه باید ازدواج کنند.
واقعیت: افراد مجرد بسیاری وجود دارند که واقعا شاد هستند و مشکلی ندارند.
 

تصور: رسم تک همسری باعث می شود که زمان خیانت همسر، تصور کنید که تنها زوجی هستید که طعم خیانت را می چشید یا اینکه این موضوع فقط برای افراد بد یا ضعیف اتفاق می افتد.
واقعیت: خیانت برای بسیاری از زوج ها اتفاق می افتد.
 

تصور: عشق همیشه در زندگی پا برجا خواهد ماند.
واقعیت: تقریبا تمامی افراد در روابط های خود پستی و بلندی هایی را تجربه می کنند. مشکلات و سختی های روزمره ی زندگی مشترک اغلب، احساسات عاشقانه را تحت الشعاع قرار می دهد و این، درست وقتی اتفاق می افتد که قصد دارید به عشق اهمیت دهید.
 

تصور: ازدواج موجب شادی فرد می شود.
واقعیت: نمی توانید انتظار داشته باشید که همسرتان برای شما منبع شادی باشد. شادی درون باید از خود شما نشأت بگیرد. شاید ازدواج، قسمتی از شادی فردیتان را پر کند، اما نمی تواند منبع اصلی شادمانی باشد.
 

تصور: اگرواقعا عاشق هم باشید، هیچ مشکل اساسی ای نخواهید داشت.
واقعیت: یک ازدواج موفق بدون مراقبت، تعهد و تلاش و صرفا با عشق بدست نمی آید.
 

تصور: همسرم باید تمام نیازهای مرا بدون بازگو کردن من بشناسد.
واقعیت: حال، چون ازدواج کرده اید بدین معنا نیست که بتوانید ذهن ها را بخوانید. باید به همسر خود بگوئید که نیازهای شما چیست.
 

تصور: هرنوع ناسازگاری و کشمکش نشان دهنده ی فقدان عشق است.
واقعیت: ناسازگاری در هر ازدواجی وجود دارد. سعی کنید عاقلانه و در جهت بهبود رابطه تان با آن برخورد کنید. مبارزه سالم با این تنش ها این است که در آن تنها به فکر برنده شدن نباشید.
 

عوامل یک ازدواج موفق
ازدواج شما برای موفقیت نیاز به عشق، حمایت، شکیبایی، ارتباط متقابل، انتظارات معقول، مراقبت و نگهداری و کمی هم حس شوخ طبعی دارد.

چرا خانم ها تظاهر به ارگاسم می کنند؟


بله خیلی وقت ها خانم ها تظاهر به ارضا شدن می کنند. من بعنوان یک زن که سالیان طولانی زندگی کرده ام و با دوستانم در این مورد حرف زده ام می توانم بگویم که تقریباً 99% خانم ها موقع رابطه جنسی با شوهرانشان تظاهر میکنند که ارگاسم شده اند و در 100% موارد شوهرانشان متوجه نشده اند. بارها و بارها از زبان مردها شنیده ام که اگر همسرشان تظاهر به ارگاسم کند متوجه می شوند اما واقعیت نشان می دهد که تعداد بسیار کمی از آنها این توانایی را دارند.

مردها دوست دارند فکر کنند که وقتی با همسرشان رابطه جنسی برقرار می کنند بهترین رابطه جنسی زندگیشان را به آنها داده و کاملاً آنها را ارضاء کرده اند.

با اینکه امروزه خانمها بیشتر از نسل های قبل در مورد رابطه جنسی صحبت می کنند اما هنوز هم تعداد زیادی از خانم ها هستند که دوست ندارند در این مورد با شوهرشان حرف بزنند  بگویند که دوست دارند رابطه جنسیشان به چه صورت باشد. به همین دلیل ممکن است خیالپردازی کنند و آنچه می خواهند را در تصوراتشان ببینند اما حتی یک کلمه هم درمورد آن با همسرشان حرف نزنند. اما چرا؟ چون زن ها می دانند که اعتماد بنفس مردها چقدر شکننده است. یک خانمی که می شناختم می گفت که بعد از سالها درمان و مشاره برای ازدواج، یک شب حین رابطه جنسی به شوهرش می گوید:

"واقعاً دوست دارم که امشب ارگاسم بشم."

"یعنی چی؟ مگه تا حالا نمی شدی؟"

"اممم.... نه!"

"پس تظاهر می کردی؟"

"اوهوم. بعضی وقت ها."

"چند بار تظاهر کردی؟"

"بیشتر از بیست."

"بیست بار؟"

"نه بیست سال!"

آن زن گفت که زندگی جنسی او همان شب تمام شد. شوهرش کم کم تمایلش را به او از دست داد و در مابقی زندگی زناشویی هیچ رابطه جنسیی با هم نداشتند.

اما چرا خانمها تظاهر به آن می کنند؟ شاید به اندازه تعداد خانم ها برای این مسئله دلیل وجود داشته باشد. اما متداولترین دلایل آن عبارتند از:

1. زن باید کاملاً احساس نزدیکی با شوهرش کند و به او اعتماد کند تا بتواند ارضاء شود.

2. او خسته است و فقط می خواهد که رابطه جنسی تمام شود.

3. حوصله شروع کردنش را نداشته اما به خاطر اینکه شما ناراحت نشوید مجبور به اینکار شده است.

4. شما تحریکش نمی کنید. بوی بدنتان، بی دهانتان یا هر چیز دیگری در شما باعث امتناع او می شود. اما نمی خواهد که احساساتتان را جریحه دار کند چون دوستتان دارد به همین خاطر سعی می کند سریع کار را تمام کند.

5. از دستتان عصبانی است اما نه آنقدر عصبانی که درموردش با شما حرف بزند.

6. بارها و بارها تلاش کرده که به شما بگوید آرامتر پیش بروید یا بگوید که دوست دارد چطور رابطه جنسی برقرار کنید اما شما اشاره هایش را متوجه نشدید.

7. می ترسد که ارضاء شدنش وقت زیادی بگیرد و شما خسته شوید به همین خاطر تظاهر می کند که ارضاء شده است.

بله خانم ها تظاهر می کنند که ارضاء شده اند. و همسر شما هم ممکن است اینکار را کرده باشد. حالا ببینید که از کجا باید بفهمید.

1. اگر بعد از رابطه جنسی هنوز انرژی زیادی داشته باشد و بخواهد از جا بلند شود و به بقیه کارهایش برسد مطمئن باشید که تظاهر به ارضاء شدن کرده است.

2. اگر حین رابطه جنسی واژن او انقباضات شدید نداشت پس ارضاء نشده است.

3. اکثر خانم ها موقع ارضاء شدن پوست صورت و گردنشان گلگون می شود و نوک سینه هایشان سفت می شود اگر برای طرف شما اینطور نشد پس ارضاء نشده است.

4. اگر موقع ارضاء شدن بتواند حرف بزند درست مثل فیلم های پورنو بدانید که تظاهر می کند. ارگاسم واقعی فقط صدای آه زن را بلند می کند و حرف زدن و مکالمه برای او ممکن نیست.

5. اگر دیدید که برای انجام رابطه جنسی عجله دارد و نوازش های شما را قطع می کند تا سریع سر رابطه جنسی اصلی بروید بدانید که فقط می خواهد زود کار را تمام کند.

6. اگر در کمتر از 5 دقیقه بدون اینکه پیش نوازی طولانی داشته باشید تظاهر به ارگاسم شدن کند بدانید که فقط قصد داشته شما ارضا شوید و بعد دنبال کارتان بروید.

7. اگر فوراً پس از آن بخواهد حرف بزند بدانید که تظاهر به ارضا شدن کرده است. اگر بخواهد که در آغوشتان بیاید یا آرام دراز بکشد احتمالاً ارضا شده است.

8. وقتی زنی ارضا می شود دستگاه تناسلی او بسیار حساس می شود و اگر به لمس کردن خود ادامه دادید و او دستتان را کنار نزد بدانید که ارضا نشده است.

پس اگر فکر می کنید که همسرتان تظاهر به ارضا شدن می کند، آیا باید از او بپرسید؟ نه به هیچ وجه. سعی کنید مطالعه تان را بیشتر کنید تا رابطه جنسی بهتری انجام دهید. اگر دیدید که می خواهد با عجله کار را تمام کند به او بگویید که امشب اصلاً نمی خواهید رابطه جنسی کنید و فقط می خواهید ناز و نوازشش کنید و او را ارضا کنید. همین. و به احتمال زیاد این اتفاق برای او خواهد افتاد.

سعی کنید کمی بیشتر درمورد آناتومی خانم ها مطالعه کنید. کمتر به خودتان و چیزهایی که تحریکتان می کند فکر کنید و کمی از توجهتان را هم به چیزهایی که همسرتان را تحریک می کند معطوف کنید. بیشتر خانم ها با رابطه جنسی کامل نیست که ارضا می شوند. آنها نیاز به تحریک چوچوله دارند. بیشتر آنها دوست ندارند که چوچوله شان را سفت و خشن تحریک کنید. اگر واژنشان خشک بود اینکار را نکنید چون دردناک خواهد بود. می توانید از روغن استفاده کنید.

هرچقدر خارج از تختخواب بیشتر با او حرف بزنید بیشتر به شما اطمینان خواهد کرد و احساسات و رازهای خود را با شما در میان خواهد گذاشت و درمورد چیزهایی که در رابطه جنسی دوست دارد با شما حرف خواهد زد. پس حالا که فهمیدید به احتمال زیاد همسر شما هم همیشه تظاهر به ارضا شدن می کرده است، ببینید چطور می توانید یک ارگاسم واقعی به او بدهید.

نکات مهم برای اولین رابطه جنسی در ازدواج

مخصوص هر دو نفر:

چطور می توانیم رابطه جنسی خوبی داشته باشیم؟

آنچه که در این مقاله عنوان می کنیم قانون نیست. قانون گذاشتن برای رابطه جنسی غیرممکن است – آنچه که مهم است این است که کاری که می کنید احساس خوبی به شما بدهد. و این احساس خوب باید بعد از رابطه جنسی هم باقی بماند—به هیچ وجه نباید بعد از رابطه جنسی مضطرب و نگران شوید که مبادا همسرتان باردار شود یا دچار بیماری شوید. به همین دلیل، برنامه ریزی برای جلوگیری از بارداری و رابطه جنسی ایمن باید مد نظرتان باشد.

چه زمان باید رابطه جنسی داشته باشیم؟

زمان رابطه جنسی اهمیت چندانی ندارد. آنچه مهم است این است که این زمان، زمانی باشد که هر دو نفر شما احساس راحتی کنید. خیلی از زوجین دوست دارند با سپیده صبح رابطه جنسی برقرار کنند، خیلی ها عصرها را ترجیح می دهند و بعضی دیگر تاریکی شب را. مهمتر از زمان رابطه جنسی، زمانی است که می خواهید با هم بگذرانید. برای اولین رابطه جنسی زمان زیادی را اختصاص دهید. روزهای تعطیل معمولاً بهتر است، می توانید کل روز را، حتی ساعت خواب را، صرف آن کنید.

آیا قبل از رابطه جنسی باید چیزی بخوریم یا بنوشیم؟

از خوردن غذای سنگین قبل از رابطه جنسی خودداری کنید چون خواب آلودتان می کند. غذای سبک بخورید، مشروب نخورید. الکل نعوظ را دشوار می کند.

کجا باید رابطه جنسی انجام دهیم؟

اینکه کجا رابطه جنسی انجام دهید تصمیم خیلی مهمی است. پیدا کردن جایی که هر دوی شما بتوانید حداقل تا 48 ساعت آینده تنها باشید خیلی سخت است. اما ارزشش را دارد.

تخت خواب بهترین محل برای عشق بازی است. اتاق خواب همه شرایط لازم برای داشتن یک رابطه جنسی فوق العاده را دارد: گرما، راحتی، فضای کافی و توالت. می توانید با هم دوش  بگیرید.

چه چیزهایی باید همراه داشته باشیم؟

هر چه که برای راحتیتان لازم است را با خود داشته باشید. کاندوم، بالشت مورد علاقه تان یا حوله حمام.

آیا هر دوی ما باید در یک زمان ارضاء شویم؟

نگران همزمان کردن ارگاسم ها نباشید. خیلی از خانم ها تازمانیکه تجربه کافی پیدا نکنند، در طول رابطه جنسی ارگاسم نمی شوند. خیلی بعید است که در اولین رابطه جنسی بتوانید هر دو با هم ارضاء شوید. پس سعی کنید که خوش بگذرانید و حتماً به همدیگر بگویید که چه چیز برایتان لذت بخش است و به ارضاء شدنتان کمک میکند.





مخصوص خانم ها:

اول باید چه کار کنم؟

نباید از همسرتان انتظار داشته باشید که در اولین جلسه بداند که چه چیز به شما لذت می دهد. این شما هستید که باید به او بگویید، دست های او را بگیرید و آن را جایی قرار دهید که راضیتان می کند. اصلاً خجالت نکشید و به او بگویید که دوست دارید چطور بدنتان را لمس کند. اگر دفعه اول شریک جنسیتان باشد، احتمالاً اضطراب و استرس زیادی خواهد داشت و آلت تناسلیش خوب واکنش نخواهد داد. برای تحریک دوباره آن  به صبر، آرامش و درک نیاز دارید. به همین خاطر است که گفتیم باید زمان زیادی را برای اولین رابطه جنسی خود اختصاص دهید.

آیا دردناک خواهد بود؟

احتمالاً داستان های زیادی درمورد درد از دست دادن باکرگی شنیده اید. برای بعضی از خانم ها واقعاً دردناک است اما اگر طرفتان کارش را درست انجام دهد درد زیادی نخواهید داشت. از روغن استفاده کنید و به همسرتان زمان دهید. خودتان بگویید که چه زمان برایتان  لذت بخش است و کی دردتان می گیرد.

رابطه جنسی را در چه حالتی باید انجام دهیم؟

خیلی از خانم ها دوست دارند رابطه جنسی دفعه اولشان را طوری انجام دهند که خودشان روی مردشان قرار گیرند چون در این حالت کنترل بیشتری روی آلت تناسلی مرد دارند. خیلی ها هم دوست دارند که مردشان روی آنها بخوابد و کنترل همه چیز را به طرفشان می دهند. حالتی را انتخاب کنید که برایتان بهتر ست. فقط یادتان باشد که به او بگویید که عجله نکند و درصورت نیاز از روغن مخصوص استفاده کنید.

مخصوص آقایون:

اگر نتوانستم به نعوظ دست پیدا کنم چه؟

شاید خنده دار به نظر برسد اما ممکن است این اتفاق واقعاً بیفتد. نگران نباشید چون کاملاً طبیعی است و همه آن تقصیر اضطراب و استرس شماست. یک نفس عمیق بکشید  برای مدتی با دست ها، لب ها و زبانتان رابطه جنسی انجام دهید. سعی کنید اضطرابتان را فراموش کنید و مطمئناً باشید که آلت جنسیتان واکنش می دهد.

اگر قبلاً رابطه جنسی نداشته ام باید حتماً به او بگویم؟

خیلی از مردها فکر می کنند چون مرد هستند باید مسئولیت رابطه جنسی را  برعهده بگیرند و مهم نیست که کدامشان تجربه بیشتری دارد. اگر شما تابه حال رابطه جنسی نداشته اید و طرفتان داشته است، اجازه بدهید که کنترل همه چیز دست او باشد. از اعتراف واقعیت نترسید. اگر خودتان هم نگویید مطمئن باشید که طرفتان خودش متوجه می شود که قبلاً رابطه جنسی نداشته اید و خودش همه چیز را نشانتان می دهد.

اگر خیلی زود ارضاء شدم چه؟

اگر خیلی زودتر از زمانی که می خواستید ارضاء شدید اشکالی ندارد، کمی عشق بازی کنید، بخوابید و باز دوباره امتحان کنید. بار دوم بسیار ریلکس تر خواهید بود.

آیا آلت تناسلیم به اندزه کافی بزرگ است و شکل درستی دارد؟

اندازه آلت جنسی یکی از نگرانی های بسیار متداول آقایون است. سایز متوسط آلت جنسی کمی بیشتر از 13، 14 سانت در زمان نعوظ است و این اندازه برای راضی کردن طرفتان کافی است. واژن خانم ها می تواند خیلی راحت خودش را با اندازه های خیلی بزرگ یا خیلی کوچک آلت جنسی مردها مطابقت دهد و اندازه آلت جنسیتان ارتباطی با ارضاء کردن طرفتان ندارد.

یک مسئله مهم دیگر شکل آلت جنسی است. خیلی از مردها نگران می شوند که چرا آلت جنسیشان به سمت پایین یا سمت چپ خم است و تصور می کنند چون هیچوقت هیچ مردی را در فیلم های پرنو با چنین آلت تناسلی ندیده اند، پس مال آنها طبیعی نیست. خیلی های دیگر فکر می کنند خم بودن آلت تناسلیشان به سمت پایین رابطه جنسی را برایشان دشوار می کند. اما یادتان باشد رابطه جنسی را می توان در حالات بی شماری انجام داد. واژن زن و آلت جنسی مرد می توانند به شکل های مختلف با هم جور شوند و هر حالت جدید برای رابطه جنسی لذت های جدیدی را به شما و طرفتان خواهد داد.

آیا شریک جنسی خوبی خواهم بود؟

یک شریک جنسی خوب بودن به طور خودکار ایجاد نمی شود. با انتخاب زمان مناسب، مراقبت و تمرین، مطمئن باشید هر آنچه که برای یک شریک جنسی فوق العاده لازم باشد را دارید. اولین جلسه رابطه جنسی برای هر دوی شما کمی ناشیانه خواهد بود اما آغازی برای فوق العاده ترین زمان های زندگیتان خواهد شد.

میل جنسی: مقایسه خانم ها و آقایان



متخصصین می گویند میل جنسی مردها بیشتر از زنان است اما میل جنسی زنها سیال تر است.

مردها هر زمانی که باشد می توانند به سمتش بروند اما خانم ها فقط وقتی سمت آن می روند که شمعهای خوشبو درخانه روشن باشد و شوهرشان ظرف های شام را شسته باشد. این کلیشه است که در ذهن همه ما وجود دارد، اما آیا واقعیت دارد؟ آیا میل جنسی در مردها قوی تر از زنان است؟

بله درست است. تحقیقات بیشماری نشان داده اند که بااینکه میل جنسی آقایون بیشتر از خانم ها نیست اما رک و راست تر است. اما برخلاف آقایون، منبع میل جنسی در خانم ها پیچیده تر است.

باور عمومی این است که خانم ها اهمیت بیشتری به رابطه احساسی در میل جنسی می دهند اما دیده می شود که به شدت تحت تاثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی هم قرار دارند.

دکتر ادوارد لاومن پروفسور جامعه شناسی در دانشگاه شیکاگو می گوید، "میل جنسی در خانم ها شدیداً متاثر از محیط و موقعیت است".

در زیر به هفت الگوی میل جنسی در خانم ها و آقایان که محققان دریافته اند اشاره می کنیم . یادتان باشد که ممکن است کسانی با این الگوها تفاوت داشته باشند.

1. مردها بیشتر به رابطه جنسی فکر می کنند.

دکتر لومان گزارش می دهد که اکثریت مردهای بالغ زیر 60 سال حداقل یکبار در روز به رابطه جنسی فکر می کنند. اما فقط یک چهارم خانم ها به این میزان روزانه درمورد رابطه جنسی فکر می کنند. با بالاتر رفتن سن در خانم و آقایون، این خیالپردازی ها کمتر می شود اما همچنان خیالپردازی های مردان در مورد رابطه جنسی دوبرابر خانم ها باقی می ماند.

در یک تحقیق بسیار جامع که در آن مقایسه ای بین میل جنسی خانمها و آقایان انجام گرفت، روی باومایستر یک روانشناس اجتماعی در دانشگاه ایالتی فلوریدا دریافت که تحریک جنسی ناگهانی در مردها بسیار بیشتر از خانم ها گزارش شده و مردها خیالپردازیهای بیشتر و متفاوت تری دارند.

2. مردها حریصانه تر دنبال رابطه جنسی هستند.

باومایستر گزارش می دهد که در ابتدای رابطه، در اواسط آن و بعد از گذشت سالیان سال از آن،  مردها بیشتر از زن ها رابطه جنسی می خواهند. این مسئله فقط مختص افراد با گرایش جنسی عادی نیست، مردان همجنس باز هم خیلی بیشتر از زنان همجنس باز در کلیه مراحل رابطه رابطه جنسی می خواهند. مردها حتی تعداد بیشتری شریک جنسی طلب می کنند و علاقه بیشتری به رابطه جنسی های اتفاقی دارند.

حتی در مواقعی که رابطه جنسی ممنوع است یا موقعیت آن وجود ندارد، مردها خیلی بیشتر از زنان دنبال رابطه جنسی هستند.

·        دکتر لومان می گوید، تقریباً دو سوم آقایون خودارضایی می کنند حتی بااینکه تقریباً نیمی از آنها درمورد آن احساس گناه می کنند. درعوض تقریباً 40 درصد از خانم ها اقرار به خودارضایی می کنند و تکرر این خودارضایی ها هم بین خانم ها کمتر از آقایون است.

·        فحشاء نیز نشاندهنده تمایل مردان به داشتن رابطه جنسی است نه برعکس آن.

·        زنان راهبه خیلی بهتر از کشیش ها به تعهد خود برای دور ماندن از رابطه جنسی عمل می کنند. آمار نشان می دهد که 62 درصد از کشیش ها به داشتن فعالیت جنسی اقرار کرده اند درحالیکه این عدد در میان زنان راهبه 49 درصد است.

3. طبیعت جنسی خانم ها بسیار پیچیده تر از آقایون است.

چه چیز خانمها را تحریک می کند؟ حتی خودشان هم نمی دانند. مردیت چیورز محقق دانشگاه نورس وسترن و همکاران او در تحقیقی فیلم های تحریک آمیز به مردان و زنان همجنس باز، مردان و زنان با تمایل جنسی به جنس مخالف نشان دادند و از آنها خواستند میزان تحریک جنسی خود را گزارش کنند و توسط ابزارهایی که به دستگاه تناسلی آنها متصل بود میزان تحریک واقعی آنها را اندازه گیری کردند.

نتایج آقایون قابل پیش بینی بود: مردان با تمایل جنسی به جنس مخالف گزارش دادند که با تصاویر مربوط به رابطه جنسی مرد-زن و زن-زن تحریک بیشتری داشته اند و ابزارهای اندازه گیری هم ادعای آنها را تایید کرد. مردان همجنس باز گزارش دادند که تصاویر مربوط به رابطه جنسی مرد-مرد آنها تحریک کرده و باز هم ابزارهای اندازه گیری ادعایشان را تایید کرد. درمورد خانم ها، نتیجه به دست آمده جالب تر بود. زنان با تمایل جنسی به جنس مخالف ادعا کردند که تصویر مربوط به رابطه جنسی مرد-زن تحریک بیشتری برایشان به وجود آورده اما ابزار اندازه گیری نتایج یکسانی را برای هر سه نوع رابطه جنسی (مرد-زن، زن-زن، مرد-مرد) نشان داد.

مایکل بایلی محقق جنسی در دانشگاه نورس وسترن می گوید، مردها درمورد اینکه با چه کسی تحریک می شوند، با چه کسی می خواهند رابطه جنسی داشته باشند یا عاشق چه کسی می شوند بسیار سخت و صریح هستند.

اما در مقابل خانم ها به خاطر میل جنسیشان که نسبت به آقایان چندان رک و راست نیست، تمایل بیشتری نسبت به داشتن رابطه با جنس خود دارند. بایلی می گوید، احتمالاً ظرفیت خانم ها برای علاقه مند شدن به جنس موافق خود از نظر جنسی و عاشق جنس موافق خود شدن ظرفیت بیشتری نسبت به مردها دارند. البته لزوماً اینکار را انجام نمی دهند اما ظرفیت آن را دارند.

ادعای بایلی را تحقیقاتی تایید می کنند که نشان می دهند همجنس گرایی در میان خانم ها شایع تر از آقایان است. باومایستر در تحقیق دیگری دریافت که زنان همجنس گرای بیشتری از رابطه جنسیی که اخیراً با مرد داشته اند گزارش کردند تا مردان همجنس گرا درمورد داشتن رابطه جنسی با جنس مخالف خود. همچنین خانم  ها خیلی بیشتر از مردان خود را دو جنسی می دانند.

4. تمایل جنسی خانم ها بیشتر از آقایون تحت تاثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی است.

باومایستر در تحقیقات خود راه های مختلفی که گرایشات، رفتارها و تمایلات جنسی خانم ها خیلی بیشتر از آقاین متاثر از عوامل اجتماعی و فرهنگی بوده را نشان داده است.

·        گرایش خانم ها نسبت به آقایون در برابر رفتارهای جنسی مختلف با گذشت زمان بیشتر دستخوش تغییر می شود.

·        خانم هایی که مرتباً کلیسا می روند گرایشات کمتری به رابطه جنسی دارند. اما در میان مردان رابطه ای بین کلیسا رفتن و گرایشات جنسی یافت نشد.

·        خانم ها خیلی بیشتر از آقایون در تصمیمات خود درمورد رابطه جنسی تحت تاثیر همسالان خود هستند.

·        خانم هایی که تحصیلات بالاتری دارند، فعالیت های جنسی متنوع تری را تجربه کرده اند. اما سطح تحصیلات در آقایون تفاوتی ایجاد نمی کند.

·        خانم ها نسبت به آقایون تناقض بیشتری در اظهار ارزشهای خود درمورد رابطه جنسی قبل از ازدواج دارند.

اما چرا تمایل جنسی در خانم ها به نظر کمتر است و بیشتر تحت تاثیر قرار دارد؟ برخی می گویند این مسئله به قدرت بیشتر مردها در جامعه مربوط می شود، یا به انتظارات جنسی متفاوت تر  مردها در مقایسه به خانم ها. دکتر لومان مسئله را از دیدگاه جامعه شناختی توضیح می دهد.

لومان می گوید مردها هرکاری می کنند تا رابطه جنسی داشته باشند تا بتوانند تمایلات دستگاه تناسلی خود را برآورده کنند. درمقابل، خانم ها درانتخاب شریک جنسی خود بسیار دقیق هستند چون این آنها هستند که در معرض باردار شدن قرار دارند و ممکن است مجبور شوند از یک بچه نگهداری کنند. کیفیت رابطه برای آنها بسیار مهمتر از مردان است چون آنها شریکی می خواهند که با آنها بماند و از فرزندشان نگهداری کند. حتی برایشان مهم است که با کسی باشند که وضعیت مالی قابل قبولی داشته باشد تا بتواند از فرزندشان حمایت بهتری بکند.

5. خانم ها برای ارضای جنسی راهی کمتر مستقیم انتخاب می کنند.

خانم ها و آقایون راه های متفاوتی را برای رسیدن به میل جنسی خود می پیمایند. استر پِرِل روان درمانگر می گوید، "از خیلی از خانم ها می شنوم که میل آنها بیشتر از بین گوشهایشان شروع می شود تا پاهایشان. برای خانم ها حتماً باید یک موضوع و طرح اولیه وجود داشته باشد تا رمان عشقیشان نوشته شود. این اشتیاق است که سوخت تمایل آنها را تشکیل می دهد.

دکتر پِرِل اضافه می کند، "تمایل جنسی خانم ها خیلی بیشتر وابسته به موقعیت، درونی و احساسی است. اما درمقابل مردها نیازی به اینهمه خیالپردازی ندارند چون رابطه جنسی برایشان بسیار ساده تر و سرراست تر است."

این به آن معنا نیست که مردها به دنبال صمیمیت، عشق، و رابطه نزدیک نیستند. آنها فقط نقش رابطه جنسی را متفاوت تر می بینند. دکتر پِرِل اینطور توضیح می دهد که، "خانم ها می خواهند که اول حرف بزنند، نزدیک بشوند، و بعد رابطه جنسی داشته باشند اما برای آقایون رابطه جنسی همان رابطه و نزدیکی است. رابطه جنسی زبانی است که مردها برای ابراز احساسات خود استفاده می کنند. رابطه جنسی زبان صمیمیت مردهاست."

6. ارگاسم و ارضای جنسی در خانم ها با آقایون متفاوت است.

بااینکه محققان دریافته اند که تعیین میزان ارگاسم در خانمها درمقابل آقایون کار دشواری است اما درمورد مدت زمانی که می کشد مردها یا زن ها به ارگاسم برسند اطلاعات دارند. براساس گفته های پروفسور لومان، برای مردها به طور متوسط چها ردقیقه از زمان داخل شدن تا ارضاء طول می کشد اما این مدت برای خانم ها 10 تا 11 دقیقه است، البته اگر به ارگاسم برسند.

این یک تفاوت دیگر بین دو جنسیت است: یعنی چند وقت یکبار در طول رابطه جنسی ارگاسم می شوند. درمیان مردان 75% گزارش میدهند که همیشه به ارگاسم می رسند و این میزان برای خانم ها 26 درصد است.

7. تمایل جنسی در خانم ها کمتر از آقایون تحت تاثیر دارو است.

ازآنجاکه تمایل جنسی آقایون درمقایسه با خانم ها مستقیم تر وابسته به بیولوژی است، جای تعجب نیست که کم بودن تمایل جنسی در آنها راحت تر با داروها درمان شود. مردها می توانند برای اکثر مشلات جنسی خود از دارو استفاده کنند و نتیجه بگیرند اما درمورد خانم ها استفاده از دارو برای بالا بردن میل جنسی چندان موثر نیست.

تستوسترون هورمونی است که در مردها و زن ها به میل جنسی مرتبط است. اما این هورمون درمردها با میل جنسی پایین سریعتر از زن ها عمل  می کند. در میل جنسی یک عامل هورمونی وجود دارد  که درموردها بسیار مهمتر از خانم هاست.

یک داروی جنسی به نام Intrinsa در اروپا روی خانم ها خیلی خوب موثر بود اما FDA آن را به خاطر عوارض طولانی مدت احتمالی تایید نکرد. این مسئله پژوهشگران را به این مسئله متوجه کرد که آیا برای درمان پایین بودن میل جنسی در خانم ها باید از دارو استفاده شود یا خیر. پژوهشگران به نتایج یک تحقیق بسیار جامع اشاره می کنند که نشان داد 40 درصد از خانم ها نوعی مشکل جنسی را گزارش داده اند که بیشتر پایین بودن میل جنسی بوده اما فقط 12 درصد از آنها نسبت به وضعیت خود احساس ناراحتی داشتند. باتوجه به کلیه عوامل، پزشکان عقیده دارند که دارو باید آخرین چیزی باشد که برای درمان پایین بودن میل جنسی در خانم ها استفاده شود، نه اولین آن.

چگونه با گذشته و اشتباهاتتان کنار بیایید و از آنها بگذرید

برای فراموش کردن گذشته، باید با مرگ ها، طلاق، یا فقدان های مختلف کنار بیایید و در این مقاله توصیه هایی برای روبه رو شدن با شکست هایتان، خداحافظی کردن و گذشتن از آنها معرفی کنیم.

فراموش کردن گذشته تان، چه ترک یک رابطه اعتیاد آور باشد یا غم از دست دادن یکی از عزیزان، یکی از سخت ترین کارهاست. با اینکه ممکن است بدانید که این رابطه چقدر برایتان دردناک است و برای سلامتی خودتان هم که شده باید آن را کنار بگذارید، اما هنوز برای گفتن خداحافظ مشکل دارید.

آسان نیست اما راه های عملی برای فراموش کردن گذشته تان وجود دارد. قبل از اینکه بخواهید از رابطه خود خداحافظی کنید، لازم است که با خاطرات و تجربیاتتان روبه رو شوید. اگر با اشتباهات خود دست و پنجه نرم می کنید، باید مسئولیت اعمالتان را بپذیرید.



6 قدم برای فراموش کردن گذشته

1. درمورد افکار و خاطراتتان بنویسید، نقاشی بکشید، و درموردشان حرف بزنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید به خاطراتتان احترام بگذارید.

2. با دور ریختن  احساسات و عواطف مربوط به خاطرات دردناکتان، آنها را فراموش کنید. خواهید دید که بعد از آن چقدر احساس آرامش می کنید.

3. درصورت امکان به عقب برگردید و با کسانیکه در آن خاطرات دخیل بوده اند حرف بزنید.  برای فراموش کردن گذشته تان باید به عقب برگردید.

4. احساسات واقعیتان را با کسی در میان بگذارید. اگر صلاح است به آنها اعتراف کنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید احساساتتان را بروز دهید. اگر باید با اشتباهاتتان کنار بیایید، باید تقصیر یا گناهتان را گردن بگیرید.

5. معذرت خواهی کرده و طلب بخشش کنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید آسیب پذیر باشید.

6. برای کنترل پرخوری ها، اعتیاد یا آسیب رساندن به خودتان به خاطر گذشته دردناکتان کمک بگیرید. برای فراموش کردن گذشته باید غرور را کنار بگذارید.

فراموش کردن عزیزان، چه همسرتان باشد که از او طلاق گرفته اید، چه فرزندتان باشد که فوت کرده، چه خواهر یا برادرتان باشد که از شما دور شده یا هر کس دیگری، بسیار مشکل است. فراموش کردن گذشته نیاز به تلاش و انرژی بسیار دارد. مطمئن باشید که بعد از این گذشته دردناک نه تنها می توانید به زندگیتان ادامه دهید بلکه عاقل تر، آرام تر، و متمرکز تر خواهید بود.

فراموش کردن گذشته یعنی چه؟

فراموش کردن گذشته یعنی قبول کنید که برای تغییر گذشته کاری از دستتان برنمی آید. درمواجهه با  شکستتان شما هرچه از دستتان برمی آمده کرده اید. باید بدانید که تا جاییکه می توانسته اید خوب، مهربان و موثر بوده اید. اگر قرار بود به عقب برگردید مطمئناً نمی توانستید کاری بیش از آن انجام دهید. پس باید گذشته را فراموش کنید.

فراموش کردن گذشته یعنی خود را برای اشتباهاتتان ببخشید. فکر کردن دوباره به آنچه که می توانستید یا باید انجام می دانید هیچ اثری ندارد. اگر با اشتباهاتتان درگیر هستید یا شکست خورده اید سعی کنید خودتان را ببخشید.

فراموش کردن گذشته یعنی افکارتان را بشناسید. اگر می بینید که مدام درگیر گذشته هستید، با ملایمت افکارتان را به زمان حال برگردانید. سعی کنید این عادت را کنار بگذارید که مدام به اشتباهات گذشته تان فکر کنید.

فراموش کردن گذشته یعنی به ذات زمان اعتماد کنید. زمان می گذرد و شما هم باید از گذشته بگذرید. زخم هایتان به مرور التیام می یابند و فقط جای آن بر جا می ماند.

فراموش کردن گذشته یعنی ارتباطات جدید ایجاد کنید. لازم نیست که حتماً یک گروه دوست تازه پیدا کنید. می توانید یک دوستی جدید را با یکی از همکارانتان شروع کنید یا یکی از همسایه ها را برای شام به خانه تان دعوت کنید. اگر درمورد شکست هایتان با کسی حرف بزنید راحت تر می توانید با آنها کنار بیایید.

فراموش کردن گذشته یعنی در مکالماتتان به دنبال تعادل باشید. خیلی مهم است که دردها و ناراحتی هایتان را با دیگران قسمت کنید اما به همان اندازه مهم است که به زندگیدیگران هم علاقه نشان دهید.

فراموش کردن گذشته یعنی یک دنیای تازه را تجربه کنید. شروع به تحصیل در یک رشته تازه کنید یا یک سرگرمی جدید پیدا کنید. برای فراموش کردن گذشته باید به دنبال جهت های تازه باشید.

فراموش کردن گذشته یعنی زمانتان را در اختیار دیگران قرار دهید. فرصت های بیشمار تازه ای وجود دارد که به شما کمک می کند با گذشته تان خداحافظی کنید. از منطقه امنتان بیرون بیایید. وقتتان را با کسانی بگذرانید که شادتان می کنند و از بودن با آنها لذت می برید.

وقت می خواهید یک رابطه را فراموش کنید باید به طور جدی فکر کنید که آیا عاقلانه است که باز با آن فرد وقت بگذرانید یا باید همه چیز را به طور کل فراموش کنید. شاید هنوز عاشق او باشید یا از شما سوءاستفاده کرده باشد و در افکار و احساساتتان سردرگم شده باشید. ایجاد یک وقفه عاقلانه ترین راه ممکن است. از این طریق می توانید راحت تر فراموش کنید.

خانمها: با جنبه های زنانه خود بیشتر آشنا شوید

 

 

این روزها همه نسبت به مسائل جنسیتی حساس شده اند و نمی شود بدون ناراحت کردن کسی درمورد زنانه یا مردانه بودن چیزی صحبت کرد. اگر تصمیم گرفته اید که این مقاله را بخوانید حتماً می خواهید با جنبه زنانه خود بیشتر آشنا شوید—یعنی آن جنبه های غیر جسمی شما که باعث می شود بیشتر حس زن یا دختر بودن به شما دست بدهد. زن بودن، مرد بودن یا دو جنسه بودن هیچکدام اشکالی ندارد—همه ما اولویت های خودمان را داریم و اگر اولویت شما زنانگی است در این مقاله توصیه هایی برای شکوفا کردن این جنبه ها آورده ایم.

 

مراحل

 

1. بنشینید و به زمان هایی فکر کنید که واقعاً احساس زن بودن می کردید. آن لحظه ها را با جزئیات به خاطر آورید—چه حسی داشتید؟ چه لباسی پوشیده بودید؟ چه می کردید؟ این اولین و مهمترین مرحله است چون درک شما از زن بودن را آشکار می کند. روی آن جزئیات متمرکز شوید و برای ایجاد دوباره آن وضعیت ها و حالت ها و آن حس در خودتان تلاش کنید.

 

2. تفاوت بین زن بودن و دختر بودن را درک کنید. دخترانه بودن همان زن بودن است اما با حالتی جوانتر و مادی تر. این هیچ اشکالی ندارد اما تنها راه زن بودن نیست. شما می توانید 70 سال سن داشته باشید و یک لباس خواب ساتن بپوشید و هنوز حس زنانگی را در خود داشته باشید چون قادرید هر کاری که باعث می شود این حس بیشتر در شما به وجود آید را انجام دهید.

 

3. هر سانتیمتر از بدنتان را دوست داشته باشید.  بدنتان آن چیزی است که شما را به یک زن تبدیل می کند پس چطور می توانید زن باشید اما شکل زنانه بدنتان را دوست نداشته باشید؟ بدن زنان نسبت به مردان به طور طبیعی درصد بالاتری چربی دارد پس انحناهای بدنتان را از بین نبرید. از طرف دیگر، بخشی از دوست داشتن بدنتان مراقبت از آن است پس مراقب سطح کلسترول بدنتان هم باشید. همچنین خوشبختانه برای سالم ماندن لازم نیست که اندامی مانکن گونه داشته باشید.

 

4.  ظرافت ظاهری داشته باشید. در اکثر جوامع، زن ها خیلی بیشتر از مردها به ظاهر خود می رسند. البته استثناهایی هم وجود دارد و این کاملاً به خودتان بستگی دارد که انتخاب کنید ظاهرتان هم بخشی از زنانگی شما باشد یا نه. اما به طور کلی، بسیاری از خانم ها وقتی حرکات آرام و ظریف داشته باشند احساس زنانگی بیشتری می کنند. و البته باید موقعیت را هم در نظر داشته باشید. در مسابقه والیبال نباید آنطور که در اتاق خوابتان با ظرافت حرکت می کنید، راه بروید. هیچ قانونی وجود ندارد که بگوید همیشه و در همه زمان ها باید این ظاهر را حفظ کنید.

 

5. برقصید. از طریق رقص می توانید راه های زیادی برای تاکید و نشان دادن زنانگیتان پیدا کنید. مثلاً رقص شکم انحناهای طبیعی بدن شما را تشدید می کند. رقص هایی که به شریک نیاز دارد مثل سالسا یا والس هم می تواند به ایجاد هر چه بیشتر این حس در شما کمک کند چون این رقص ها باتوجه به تفاوت های سنتی بین مرد و زن ابداع شده اند.

 

6. شوخ باشید. این تفکر  که زن بودن یعنی کامل و بی عیب و نقص بودن را دور بیندازید. زمان هایی که هیچ حرفی برای گفتن ندارید، بهترین آزمایش زن بودنتان این است که بخندید و بخندانید. کمی به آن فکر کنید: بیش از حد جدی گرفتن زندگی چندان زنانه نیست و از این گذشته برای سلامتیتان هم خوب نیست. پس زیاد لبخند بزنید، شوخی کنید، و بازیگوشی های زنانه کنید. تفریح کنید! برای زن بودن باید با خودتان راحت باشید و با جدیت و خشک بودن زیاد نخواهید توانست با خودتان راحت باشید.

 

7. راحت، شیک، و زنانه لباس بپوشید. لباس شما می تواند هر چیزی باشد: تاپ، دامن، روسری، لباس زیر، کلاه، کفش، شلوار، جوراب و از این قبیل. با دقت خرید کنید و چیزی را بخرید که به تنتان زیبا بنشیند. این لباسها نباید لزوماً خیلی گران باشند تا شیک به نظر برسند. می توانید لباس های ارزان تر اما باسلیقه و شیک انتخاب کنید.

 

8. کمی آرایش کنید. البته این مرحله چندان هم ضروری نیست اما کمک می کند که زنانه تر به نظر برسید. رژ لب های قرمز و صورتی و سایه های چشم خنثی به ایجاد صورتی زنانه کمک می کند. اما یادتان باشد همیشه هم به آرایش نیاز نیست. هر موقع که خواستید از آن استفاده کنید.

9. به خودتان اعتماد داشته باشید. این هم یکی دیگر از مراحل مهم زنانه به نظر رسیدن است. این هم مثل مراحل دیگر، باید یاد بگیرید که خودتان را دوست داشته باشید. اعتماد به نفس نه تنها باعث می شود هم از نظر ذهنی و هم جسمی زنانه تر به نظر برسید بلکه کمک میکند مستقل تر و برجسته تر هم دیده شوید. هیچوقت دست ازخودتان نکشید.

 

نکات

·  این مراحل برای افراد دوجنسه که می خواهند به جنبه زنانه خود نزدیک تر شوند هم قابل استفاده است.

·  زنانگی نشانه ضعف نیست. به دنیا نشان دهید که چطور می توانید در عین زن بودن قوی و قدرتمند باشید.

 

هشدارها

·  آنچه زنانه یا مردانه شناخته می شود در فرهنگ های مختلف متفاوت است. بعضی از فرهنگ ها حتی یک جنسیت سومی هم دارند.

چه میزان رابطه جنسی طبیعی است؟

 

 

اخیراً زیاد با همسرتان رابطه جنسی نداشته اید؟ بد نیست که بدانید به عقیده کارشناسان یک پنجم زوج ها ازدواج هایی بدون رابطه جنسی دارند این یعنی کمتر از 10 مرتبه در سال رابطه جنسی برقرار می کنند. و یک سوم زوج ها همیشه سر این مسئله مشکل دارند که امیال و خواسته های جنسیشان همخوانی ندارند و این یکی از اصلی ترین دلایل مراجعه زوج ها به مشاور است. اینجا ایران است، جایی که مردم مجبورند ساعت های زیادی در روز کار کنند تا بتوانند از پس اجاره خانه و هزینه های زندگی بربیایند و این خستگی و استرس همه چیز را بدتر می کند.

 

یک کارمند 33 ساله که علاقه ای به ذکر نامش در اینجا نداشت، می گوید: "من 10 سال است که ازدواج کرده ام. خیلی وقت ها بوده که اگر سه ماه یکبار رابطه جنسی می کردیم برایمان نعمتی بود. من مجبورم بعد از یک روز طولانی سر کار شام را آماده کنم و بعد بچه ها را بخوابانم چون حقوق شوهرم کفاف زندگیمان را نمی دهد و من هم مجبورم پا به پای او کار کنم. به خاطر همین قانونی که برای شوهرم گذاشتم این است که رابطه جنسی بعد از 10 شب ممنوع چون آن موقع خسته و کوفته می خواهم به رختخواب رفته و فقط بخوابم."

 

متخصصین اعتقاد دارند که پایین بودن سطح میل جنسی هم یکی از متداولترین مسائل و مشکلات جنسی خانواده ها در قرن حاضر است.

 

اینکه میل جنسی در حال حاضر نسبت به سالهای قبل کمتر شده است یا نه، مشخص نیست اما یک چیز قطعی است و آن اینکه شکایت خانم ها بیشتر است! وقتی  زوج ها برای مشاوره می روند، این خانم ها هستند که مردها را به زور سمت دفتر کار روانشناسان می کشانند. و برخلاف عقیده عموم، میل جنسی مردهاست که پایین آمده است. در جامعه ما قابل قبولتر این است که زن میل جنسی نداشته باشد تا مرد. وقتی این مرد است که میل جنسی پایینی دارد، برای هر دو طرف ناامید کننده تر خواهد بود.

 

ازدواج های فاقد رابطه جنسی این روزها بحث عموم شده است. به همین خاطر تصمیم گرفتیم به این موضوع بپردازیم که واقعاً چه میزان رابطه جنسی طبیعی به حساب می آید؟ کارشناسان مسائل جنسی تمایل چندانی برای تعیین حد کفایت رابطه جنسی ندارند چون باعث می شود خیلی زوج ها فکر کنند رابطه جنسیشان کافی نیست یا خیلی های دیگر تصور کنند که بیش از حد رابطه جنسی دارند.

 

درحالیکه کمتر از 10 مرتبه رابطه جنسی در سال، ازدواج بدون رابطه جنسی به حساب می آید، یک تا دو مرتبه رابطه جنسی در هفته متوسط میزان رابطه جنسی به شمار می رود.

رابطه جنسی برخلاف ویتامین ها حداقل نیاز روزانه ندارد. اگر هر دو طرف طوری کنار بیایند که مشکلی با ازدواج بدون رابطه جنسیشان نداشته باشند عالی است! اما معمولاً این مشکل وجود دارد که یکی از دو طرف از کیفیت یا کمیت رابطه جنسی رضایت ندارد و دیگر حاضر به کنار آمدن نیست.

 

فقط 40 درصد از زوج ها می گویند که از رابطه جنسی در ازدواجشان رضایت دارند. بااینکه خیلی از مشکلات پزشکی یا برخی داروها در پایین آوردن میل جنسی نقش دارد، مثل برخی قرص های ضدافسردگی یا برخی قرص های ضدحاملگی، اکثر مشکلات به خاطر تفاوت در انتظارات و توقعات دو طرف است.

 

زوجی که 5 سال است با هم ازدواج کرده اند یک دختر 6 ماهه دارند می گویند در این زندگی پرمشغله امروز خیلی سخت است که برای رابطه جنسی وقت خالی کنند. آنها می گویند خیلی خوش شانس هستند که می توانند 2 یا 3 بار در ماه رابطه جنسی داشته باشند. اینکار را معمولاً وقتی بچه خوابیده است انجام می دهند اما بیشتر وقت ها وقتی یکی از آنها می خواهد دیگری میل ندارد.

 

تغییرات فاحشی که نقش مردان و زنان در دهه های اخیر داشته است انتظارات ازدواج و به دنبال آن احساسات مربوط به رابطه جنسی را تغییر داده است.

وقتی به نسل پدرانتان نگاه کنید می بینید که برای آنها اینقدر سخت نبود. اما در روابط امروز بااینکه آزادی بیشتری وجود دارد اما همه چیز مشکل تر شده چون دو طرف همیشه برای هم تعیین وظیفه می کنند. کی زباله ها را بیرون می برد؟ کی با گریه بچه بیدار شود؟ و امثال آن. درواقع به خاطر همین آزادی بیشتر است که تضاد و ناسازگاری به وجود می آید.

 

کارشناسان عقیده دارند که علاوه بر استرس و خستگی، عصبانیت و خشم هم می تواند موجب از بین رفتن رابطه جنسی بین دو طرف شود. عوامل دیگر در ازدواج های فاقد رابطه جنسی می تواند برآورده کردن امیال جنسی با پرنوگرافی (سایت های اینترنتی) یا رابطه جنسی با افرادی غیر از همسر باشد. خیلی مردها را می بینیم که با زن خود رابطه جنسی نمی کنند اما مدام در اینترنت دنبال عکس ها و فیلم های پرنو هستند.

به طور کل، مشکلات یک زوج بیشتر مربوط به تمایلات جنسی است تا انجام رابطه جنسی. میل هیچ زوجی برای رابطه جنسی هیچوقت همزمان و کامل نیست. رمز کار این است که دو طرف بتوانند این موضوع را بین خود حل کنند.

 

خیلی وقت ها طرفی که میل کمتری به رابطه جنسی دارد احساس می کند که در هر بار رابطه جنسی مورد سوءاستفاده قرار گرفته است و طرفی که میل بالاتری دارند همیشه از رابطه جنسی محروم است و همین مسئله دعواها و جدال های بین آنها درمورد رابطه جنسی را بیشتر و بیشتر می کند. و اینجاست که رابطه جنسی بین آنها کم کم از بین می رود و وقتی دیگر رابطه جنسی در کار نباشد، محبت و عاطفه معمولی بین آنها هم از بین می رود: آن گرفتن دست ها، خندیدن به لطیفه های یکدیگر، نشستن کنار هم روی یک نیمکت و ... وقتی روابط تا این حد خشک می شوند، بی وفایی و سرانجام طلاق پدید می آید.

تقریباً نیمی از جمعیت باید برای برانگیختن میل جنسی در خود تلاش کند. زوج هایی که میل جنسی پایینی دارند باید تصمیم بگیرند که این میل را بیشتر کنند. اگر صبر کنید و منتظر بمانید که رابطه جنسی خودش پیش بیاید و همه موقعیت ها برای آن مناسب باشد، یعنی بچه تان خوابیده باشد، تلفن زنگ نزند، و ... رابطه جنسی هیچوقت پیش نخواهد آمد.

 

زوج ها باید به همان اندازه که برای کارشان یا تربیت بچه هایشان وقت و انرژی می گذارند برای زندگی جنسی خود هم وقت بگذارند. یکی از بهترین راه ها برای داشتن یک زندگی جنسی خوب با همسرتان این است که واکنش خوبی به پیشقدم شدن همسرتان بدهید.

٣١ روز جادوئی - جالب ومفید



شما قادرید تنها در ٣١ روز كاری كنید كه موفقیت مثل موم در دستانتان نرم شود و شما را در بهترین‌ها بیابند. این سی و یك روز جادویی را امتحان كنیدروز اول:
از كارهایی كه ناچاری انجام دهی لذت ببر. نق زدن تنها تو را خسته‌تر می‌كند


و نمی‌گذارد كار را درست انجام دهی،

اما اگر با موفقیت مانند یك دوست رفتار كنی، مثل سگ همه جا به دنبالت خواهد بود.

روز دوم
سعی كن كارهایت را از صمیم قلب انجام دهی، نه به صرف این كه ناچاری انجام دهی. باید به كارت ایمان داشته باشی. یك جریان آب ضعیف، تنها نیمی از باغچه را آبیاری می‌كند.

روز سوم
همه چیز را همان طور كه هست بپذیر. خواستن تنها، چیزی را تغییر نمی‌دهد. خواستن، باد را از وزیدن باز نمی‌دارد و برف را به آب‌نبات تبدیل نمی‌كند. اگر می‌خواهی چیزها را بهتر از خودشان تبدیل كنی، با آنها همان گونه كه هستند مواجه شو.

روز چهارم
تمرین كن تا از درون شاد باشی. اجازه نده دیگران برای شاد كردن تو تصمیم بگیرند. خودت رئیس كارخانة شادی سازی باش.

روز پنجم
ذهنت را همانند ابر سفیدی كه در آسمان است، آزاد كن. تلاش كن، اما نتایج كار را واگذار تا با هم كار بیایند. برای ابر چه فرقی می‌كند باد از كدام سو بوزد. چرا وقتت را برای چیزی كه در كنترل تو نیست، تلف می‌كنی؟

روزششم
وقتی تصمیم به انجام كاری می‌گیری، از خود نپرس: من چه می‌خواهم؟ بلكه بپرس: چه كاری به نفع همه است؟ اگر به فكر منافع دیگران باشی، دیگران در كنارت كار خواهند كرد و كمكت خواهند كرد تا موفق شوی.

روز هفتم
هنگام تصمیم‌گیری ابتدا نباید بپرسی، از این كار چه نفعی عایدم خواهد شد؟ پرسش درست این است كه: چه كاری به نفع همه است؟ خانه زمانی مستحكم خواهد شد كه همة دیوارهایش استوار باشند.

روز هشتم
وقتی كار به مشكل می‌خورد، نه دیگران را سرزنش كن و نه خود را، انسان وقتی شنا یاد می‌گیرد كه از فرو رفتن در آب نترسد.

روز نهم
برای موفقیت در هر كار، باید ابتدا تصویر واضحی از نقشة كار داشته باشی، آنگاه همان طور كه در باد شدید، نخ بادبادك را محكم نگه می‌داری، باید هدفت را هم به همان محكمی نگه داری.

روز دهم
اگر طرحی در عمل مشكل‌تر از آن شد كه فكر می‌كردی، دلسرد نشو.همه چیز این دنیا همین طور است، خصوصاً اگر ارزشمند باشد. لاجرم خود حبابی بیش نبود، زیبا اما توخالی.

روز یازدهم
مشكلات ما را قوی و به سمت پیروزی‌های بزرگ‌تر هدایت می‌كنند. كوهنوردی آسان نیست، اما منظره‌ای هم كه از قله كوه دیده می‌شود، بسیار زیباست.

روز دوازدهم
اراده‌ات را قوی كن. خود را وارد به انجام كارهایی كن كه برایت مشكل‌اند. سپس آنها را با جدیت انجام بده. بعد از مدتی خواهی دید كه اراده‌ات همانند گرزی فولادی سخت و درخشان شده است.

روز سیزدهم
با انرژی كامل روی كارهایت تمركز كن. شیشه‌های رنگی كلیسا، هنگام عبور نور از آنها بسیار زیبا و درخشان می‌شوند. كارهایت را هم اگر با انرژی انجام دهی، شفاف و زیبا خواهند شد.

روز چهاردهم
هنگامی كه قصد انجام كاری را داری، از خود نپرس؛ دیگران آن را چگونه و با چه روشی انجام داده‌اند؟ بلكه بپرس: چگونه می‌توانم آن را درست و به بهترین وجه ممكن انجام دهم. این را بدان كه همواره حقیقتی تازه در انتظار كشف شدن است. بدون احساس وجود این حقایق، كریستف كلمب هرگز به آمریكا نمی‌رسید و گراهام بل تلفن را اختراع نمی‌كرد.

روز پانزدهم
هر كاری را با جان و دل انجام بده. اگر شعاع انرژی‌ات را مانند ذره بینی كه نور خورشید را متمركز می‌كند، روی موانع تمركز دهی، هر مانعی كه سر راهت باشد خواهد سوخت.

روز شانزدهم
امروز را آغازی تازه بدان. چرا به چیزی كه دیروز اتفاق افتاده، یا انجام شده فكر می‌كنی؟ زندگی رودخانه‌ای است كه مدام به سمت آینده در جریان است. هیچ قطره‌ای از آن دو بار از زیر یك پل رد نمی‌شود. كار را با روشی تازه انجام بده، بهتر از همیشه.

روز هفدهم
افكار و رویاهایت را بسط بده. هنگامی كه در بیرون چمنزاری پهناور است كه از هر سو تا افق امتداد دارد. چرا خود را در آغل حبس كنی.

روز هجدهم
نگذار افكار و ذهنیاتت به صورت عادت درآیند. سعی كن هرگز درجا نزنی. هر روز از زاویه‌ای تازه به كارها نگاه كن. زندگی یك صحنة پر از ماجراست. به اطرافت نگاه كن: نشانه‌های زیبایی وجود دارند كه به كشفیات تازه اشاره می‌كنند.

روز نوزدهم
مهم‌ترین چیز احساسی است كه نسبت به كارت داری. وجود رنگ‌های تیره در یك تابلوی نقاشی. نشانة افسردگی نقاش آن تابلوست. رنگ‌های روشن، حاكی از وجود روشنایی و انرژی در زندگی نقاش آن تابلوست. هر كاری را با شادی انجام بده، تادیگران را هم شاد كنی.

روز بیستم
زندگی مثل یك تاب است كه هم می‌تواند سرگرم كننده باشد و هم حال به هم‌زن. اگر هر بار كه تاب می‌خوری احساس شگفتی كنی، لذت تاب خوردن را احساس خواهی كرد. در زندگی هم هر بار كه كاری را انجام می‌دهی، از انجام آن شگفتی احساس كن.

روز بیست و یكم
حرف حق را بپذیر و كاری به گویندة آن نداشته باش. مثلاً اگر بوی دود را احساس می‌كنی و طوطی‌ات فریاد بزند كه: خانه آتش گرفت! آیا به مهمان‌هایت خواهی گفت: این طوطی نمی‌فهمد چه می‌گوید؟

روز بیست و دوم
عقاید را با حقایق اشتباه نكن. حقیقت مانند دانة بادام است، و عقاید پوستة آن دانة بادام هستند. اگر به دنبال حقیقت هر چیز هستی، باید پوسته را بكنی، تا خود دانه را ببینی.

روز بیست و سوم
قبل از انجام هر كار مهمی، اول ببین چه احساسی نسبت به انجام آن داری. آیا آن كار را مهم می‌دانی؟ آیا واقعی به نظرت می‌رسد؟ آیا به دیگران كمك می‌كند؟

روز بیست و چهارم
هنگام غلیان احساسات، هیچ تصمیم مهمی نگیر. در این صورت اشتباه خواهی كرد. اول درونت را آرام كن. ذهن مانند یك دریاچه است. هنگام غلیان احساس، دریاچه مواج است. دریاچه هنگامی نور ماه را منعكس می‌كند كه آرام باشد.

روز بیست و پنجم
هنگام مواجه شدن با مشكلی یادت باشد كه حتماً راه حلی وجود دارد. زیرا هر چیز با جفتش به وجود می‌آید. بعد از هر سقوطی، صعودی و بعد از هر شبی، روزی وجود دارد. ذهنت را روی راه حل‌ها متمركز كن. برای بیرون آمدن از یك اتاق باید در را پیدا كنی، نه این كه به دیوارها فكر كنی.

روز بیست و ششم
همواره از نعمت‌هایی كه زندگی به تو بخشیده است، شاد باش و به خاطر آنچه كه نداری گله‌مند نباش. ساختمان با سنگ‌هایی ساخته می‌شود كه در دسترس‌اند، نه با سنگ‌های حیاط خانة دیگران.

روز بیست و هفتم
سعی كن مثل ماشین خرابی كه خاموش نمی‌شود، دائماً در حال عذرخواهی نباشی. با این كار توجه دیگران را به اشتباهاتت جلب خواهی كرد. تلاش كن كه بهترین را انجام دهی. آن گاه لبخند بزن و حركت كن. تنها خداوند كامل است.

روز بیست و هشتم
هر كار خیری كه در این دنیا انجام دهی، بیش از هر كس به خودت كمك خواهد كرد، به تو قدرت و انرژی و درك بیشتر خواهد بخشید. اگر خودت نقاشی كنی، دیگران از تماشای آن لذت خواهند برد. ضمن آنكه در حین كار تجربه‌ات هم در نقاشی بیشتر شده است.

روز بیست و نهم
برای عمل كردن از درونت فرمان بگیر. برای تفكر از درونت راهنمایی بجو. زیرا درك و آگاهی را باید دریافت كنی و نمی‌توانی خودت خلق كنی. زمین هنگامی گرم می‌شود كه به سمت خورسید متمایل باشد.

روز سی‌ام
هر چیز كه راست و درست باشد، به نفع تو و دیگران خواهد بود. خداوند بهتر از هر كس می‌داند كه چه چیز به تو شادی واقعی می‌بخشد. آیا یك گیاه می‌فهمد كه باد، آن را تقویت می‌كند یا باران ملال آور باعث رشد گل‌های زیبا می‌شود.

روز سی و یكم
هرگز مغرور نشو، زیرا غرور میكروبی كشنده است. غرور به تدریج عقل را زایل می‌كند و باعث می‌شود هیچ كاری را بدرستی انجام ندهی
__________________
آلبرت انیشتین :
دستهایت را برای یک دقیقه بر روی بخاری بگذار ، این یک دقیقه برای تومانند یک ساعت میگذرد . با یک دختر خوشگل یک ساعت همنشین باش ، این یک ساعت برایتو به سرعت یک دقیقه میگذرد و این همان قانون نسبیت است !

روابط عاشقانه: چطور دست از جاسوس بازی برداریم و اعتماد کنیم؟


 

فیلم های جاسوسی مثل جیمز باند کشف حقیقت پشت یک راز را بسیار جالب و حتی دارای جازبه جنسی نشان می دهند.

آنها از این گوشه به آن گوشه می خزند، به مکالمات گوش می کنند، کامپیوترها را هک می کنند و همه اینکارها را در کمال ملایمت و  زیبایی انجام می دهند.

در روابط عاشقانه زندگی واقعی، جاسوسی کردن به هیچ وجه ملایم، مودبانه و زیبا نیست. اگر شما هم در وضعیتی هستید که نمی توانید به طرف مقابلتان اعتماد کنید و به همین خاطر جاسوسی او را می کنید تا بفهمید واقعاً اوضاع از چه قرار است، مطمئناً احساساتی نظیر ملایمت را نخواهید داشت.

با اینکه ممکن است بتوانید با جاسوسی کردن از طریق باز کردن ایمیل های خصوصی طرفتان، چک کردن گوشی همراه او، یا حتی دنبال کردنش حقایق را کشف کنید، اما هیچکدام از این روش ها به شما برای اعتماد کردن دوباره و ایجاد صمیمیت کمکی نمی کند.

برخی افراد تا زمانی که حس جاسوسی به آنها دست ندهد، فکر نمی کنند که در یک رابطه عاشقانه گرفتار شده اند.

احتمالاً برای چک کردن مداوم او دلایل منطقی کافی برای خود دارید. یا شاید هم قبلاً دروغ هایش را کشف کرده باشید. همچنین ممکن است قبلاً روابط بسیار دردناکی را تجربه کرده باشید که شما را به زمین و زمان شکاک کرده باشد. هرچقدر هم که طرفتان صادق به نظر برسد، نمی توانید بدون چک کردن وی، حرف های او را باور کنید.

هرکدام از این داستان ها ممکن است در زندگی شما اتفاق افتاده باشد. قابل درک است که برای آنچه می شنوید دنبال نوعی سند و مدرک باشید. اما هیچکدام از این دلایل به ظاهر خوب و منطقی، برای جاسوسی کردن صحیح نیستند. اگر قصدتان لذت بردن از یک رابطه نزدیک و صمیمانه و سرشار از اعتماد است، جاسوسی شما دقیقاً کاری است که مسیر رابطه تان را به بیراهه می برد.

جاسوسی نه فقط اعتماد طرف مقابلتان به شما رااز بین می برد، بلکه اعتماد شما نسبت به او را نیز متلاشی می کند.

و در آخر ممکن است کشف کنید که همه شک و تردیدهایتان درست بوده اما دیگر قادر نخواهید بود آن رابطه نزدیکی که قبلاً با طرفتان داشتید را برگردانید.

داستان های ساختگی خود را زیر سوال ببرید.

اگر می خواهید جیمزباند بازی کنید، اینکار را در ذهن خودتان انجام دهید. مثلاً فرض کنید که همسرتان گفته به خاطر اینکه کارش طول می کشد شب دیر به خانه برمی گردد. ممکن است قبلاً هم یکبار مچش را برای خیانت گرفته باشید و الان فکر می کنید که این بهانه اش هم مشکوک به نظر می رسد. قبل ازاینکه درمورد همسرتان شروع به داستان سرایی در ذهنتان کنید که لابد با یکی از همکارانش رابطه دارد، لحظه ای مکث کنید و این داستان را در ذهنتان زیر سوال ببرید.

از خودتان بپرسید از درست بودن چه چیزی صد در صد مطمئن هستید. ممکن است بفهمید که شرکتی که همسرتان در آن کار می کند یک پروژه بزرگ را جدیداً شروع کرده است. رابطه شما با همسرتان این اواخر خیلی صمیمانه شده است و به خاطر این به شما زنگ زده بگوید که دیرتر می آید که نگران نشوید.

وقتی داستان ساختگی خود را که بیشتر ریشه در گذشته دارد تا زمان حال، در ذهنتان زیر سوال ببرید، متوجه می شوید که واقعاً هیچ دلیل و مدرکی وجود ندارد که همسرتان بخواهد دوباره به شما خیانت کند. و احتمال اینکه راست گفته باشد خیلی بیشتر است.

اطلاعات بیشتر بگیرید.

اگر بعد از اینکه داستان های ساختگی را در ذهنتان زیر سوال بردید باز هم نگران بودید و شکتان برطرف نشده بود، چند نفس عمیق بکشید.

می توانید از همسرتان اطلاعات بیشتری بخواهید و اینکار را طوری انجام دهید که به اعتمادسازی کمک کند نه از بین بردن آن.

قبل ازاینکه سوالات خود را از همسرتان بپرسید آنها را در ذهنتان مرتب کنید. راهی پیدا کنید که این سوالها شکل بازجویی به خود نگیرد.

مثلاً اگر نامزدتان دیشب با دوستانش بیرون بوده است و وسوسه شده اید که امروز گوشی تلفنش را چک کنید تا ببینید احیاناً مرد دیگری به او زنگ نزده باشد، مکث کنید و یک نفس عمیق بکشید.

در مورد داستانی که برای او ساخته اید فکر کنید و دنبال راهی باشید که از او در مورد بیرون رفتن شب قبلش بپرسید، طوری که حالت تدافعی به خود نگیرد.

هیچ تضمینی نیست که طرف مقابلتان دروغ نگوید و پاسخ سوالات شما را صادقانه بدهد. اما خودتان بهتر می دانید که مسئله حیاتی برای رابطه شما اعتماد است و این با جاسوسی کردن به دست نمی آید.

توصیه ما این است که هوشیارتر باشید و چشمانتان را بیشتر باز کنید. به شواهد و مدارکی که  می دانید حقیقت دارند و اطلاعاتی که طرفتان در اختیارتان می گذارد تکیه کنید. به احساستان گوش دهید نه ترس ها و تردیدهایتان. فقط از این راه است که می توانید اعتماد بیشتری ایجاد کنید.

چگونه یک "زن واقعی" باشید

 

در سالهای اخیر به مقاله هایی برمی خوریم که راهکارهایی را برای اینکه زنان بتوانند مرد مناسب خود را پیدا کنند، عنوان کرده اند که بیشتر نویسنده های این عناوین، خود خانم ها بوده اند ! یک مقدار عجیب است، چون در دنیایی که بیشتر زنان مردان دلخواه خود را براحتی می توانند پیدا کنند و یا برعکس، دیگر نیازی به راهنمایی وجود ندارد.

 

نظر و دیدگاه یک مرد در این مورد کارآمد تر است، در واقع اگر به دنبال یک همراه و شریک زندگی مادام العمر هستید، تنها راه و ساده ترین آن این است که " یک زن واقعی باشید. "

 

در اینجا به رموزی جهت نیل به این هدف اشاره کرده ایم که به آسانی بتوانید از دیدگاه مردان   "یک زن واقعی جلوه دهید".

1- در ابتدا خودتان بخواهید و تصمیم بگیرد؛ در همه ی موارد، روابط خانوادگی، کاری، وفاداری ، عقاید و ....یک زن واقعی نباید در تصمیم گیری، وابسته به پدر و مادر، دوستان و یا کس دیگر باشد.  او آنقدر توانایی و اطمینان دارد که بتواند خود به نتایج دست یابد، اما بهتر است به نظرات و ایده های اطرافیان نیز گوش فرا دهید و از نکات مثبت آن در تصمیم گیرها  بهره مند شوید.

 

2- اولویت های خود را بشناسید؛ یاد بگیرید تا تشخیص دهید چه چیزی در زندگی شما اهمیت بیشتری دارد و در اولویت نخست قرار دارد. یک زن واقعی  می داند که باید وقت خود را بیشتر به روی موارد حیاتی زندگی خود متمرکز کند، او همیشه می داند که آن معیارها و مواردی که برای خیلی از مردم مهم است، شاید از دید او در اولویت نباشد و برعکس .

 

3- اطمینان کنید و اطمینان ببینید! یک زن واقعی می داند که براستی قادر نیست همه ی اوضاع را در کنترل خود داشته باشید، پس بهتر است آرام و خونسرد، اجازه دهد تا مسیر زندگی طی شود، او همواره از علاقه قلبی همسرش به خود مطمئن است و به خاطر همین روراستی و اطمینان وی، درمقابل نیز تمام مردم او را فردی مطمئن در تمام مراحل زندگی می خوانند.

 

4- مراقب خود باشید؛ از جسم ، روح و ذهن خود مراقبت کنید .یک زن واقعی باید همواره ورزشی منظم و مستمر داشته باشد، کتاب های مقدس بخواند، عبادت کند و به تقویت ذهن و روح خود بپردازد، وی دقیقا" حد و مرز هر چیزی را تشخیص می دهد و واقف است که چگونه با رعایت حد مناسب هر کدام از فعالیتهای فوق، دیگران  را نیز در  نتیجه و آثار مثبت آنها، سهیم کند.

 

5- عشق بورزید و در مقابل، مهربانی و عاطفه را هدیه بگیرید؛ از اینکه نیازهای عاطفی خود را عنوان کنید ، خجالت نکشید. چرا که شما با برطرف شدن نیازهای عاطفی خود، براحتی عشق و مهربانی را به نفر مقابل خود هدیه می دهید و لحظات لذت بخشی را برای یکدیگر به ارمغان بیاورید.

 

6- خلاقیت خود را تخلیه کنید. هر کسی خلاقیت و ذوق نسبی خود را داراست. یک زن واقعی از نیروی خود جهت داشتن لحظات خوش و مثمر ثمر بودن آن، استفاده می کند ، مانند ، خیاطی ، آشپزی ، نقاشی ، نویسندگی ، ... او از اینکه کسانی را که دوست دارد ، آشنایان و حتی غریبه ها را در نتایج این هنرها سهیم کند ، واهمه ای ندارد.

 

7- هیچ وقت از کارهای سخت و طاقت فرسا خسته نشوید؛ یک زن واقعی با اتمام مهارتها و کارهای سنگین ، بر تنبلی خود غلبه کرده و در پایان انجام هر کار ، با تشویق خود و کمی آرامش ، دوباره راه خود را ادامه می دهد.

 

8-زیبا شوید ؛ به خودتان برسید .البته که همه زیبا نیستند ولی می توانند در هر چهره ای ، بهتر جلوه کنند. همواره تمیز باشید ، لباس مرتب و برازنده ای به تن کنید و از پوست ، چهره و اندام خود بخوبی مراقبت کنید تا همیشه بدرخشید ( البته نه اینکه این حالت بیش از حد معمول باشد ).

 

9- یک زن واقعی به جواهرات زیاد، مانیکور و ...احتیاجی ندارد، از دید او این کارها بی فایده و اتلاف وقت است. چرا که او یک پیاده روی با معشوقه خود در جنگل را لذت بخش ترین و پرمعناترین کار می داند.

 

10- حدود خود را رعایت کنید؛ یک زن واقعی همیشه می داند و قادر است تشخیص دهد که کی و کجا احساسات خود را به همسرش نشان دهد و در مقابل در موقعیت نامناسب ، احساسات خود را کنترل می کند و به نفسش اجازه نمی دهد کاری را که نمی خواهد انجام دهد .

 

11-قوی باشید. زمانی که مردی تصمیم به زندگی مشترک می گیرد، یکی از اهداف مهم وی ، پچه دار شدن است . آنها در ذهن خود همیشه بر این باورند که یک زنی که از نظر جسمی ضعیف است ، قادر نیست بچه دار شود ! آنها زنی می خواهند که بتوانند در پرورش  فرزندان همواره قوی و متکی به خود باشند.

 

12- اعتماد به نفس داشته باشید؛ خیلی آرایش نکنید ، به دنبال تأیید دیگران نباشید و خودتان را باور کنید. مردان همیشه به دنبال زنی هستند که خودش را قبول داشته باشد ، نه اینکه به دنبال تأیید دیگران باشد . زیباترین زنها با به زبان آوردن جملاتی مثل "به نظرت در این لباس خیلی چاق به نظر می رسم ؟!" باعث می شوند که خود به خود حس مرد نسبت به آنها کم و کمتر شود.

 

13- خودتان را بشناسید و ضعف هایتان را جبران کنید؛ بیشتر مردم ، چه مرد و چه زن، به دنبال این هستید که با یافتن فردی ممتاز و برتر می توانند ضعف های خود را اصلاح کنند . در حالی که این حقیقت ندارد ، شما همانی که بودید خواهید ماند . اگر بهترین ، زیباترین مرد هم نصیب شما شود ، باز هم شما خود شما هستید با همان خصوصیات و توانایی های گذشته ، اگر شما هنوز ، شخصیت و توانایی های خود را باور ندارید ، خیلی امیدوار نباشید ، چرا که شما زنی نخواهید بود که مردان به دنبال آن هستند.

 

14- مردها پروژه نیستند ! حقیقت این است که مردها تغییر ناپذیرند و دوست ندارند که شما بخواهید افکار ، اعمال ، رفتار آنها را جوری که دوست دارید تغییر دهید ، همان طور که اگر صادق باشیم ، می بینیم که خود ما نیز هیچ وقت دوست نداریم  در آن سن ، کسی بخواهد روی مغز ماکار کند و افکار و ... ما را تغییر دهد .

 

15-  اگر متوجه شدید که با شروع یک رابطه یا ادامه آن ، مجبورید در خیلی موارد تسلیم همسرتان شوید و یا همواره  مجبورید خودتان را بخاطر او تحت فشار بگذارید ، تجدید نظر کنید . هر کسی در مقایسه با دیگری تفاوتهایی در نحوه زندگی و رفتار دارند ، شاید سیگار بکشد یا ... . همیشه خودتان باشید و در این راه تظاهر نکنید . اگر خودتان را دوست داشته باشید ، می توانید دیگری را نیز دوست داشته باشید. در این صورت همیشه خوشحال و راضی هستید که این روحیه ی شما بر همسرتان نیز تأثیر بسزایی خواهد داشت، در واقع این جذاب ترین ظاهری است که می توانید برای او داشته باشید

  




اهميت ماساژ برای رابطه جنسی بین زوجین

همیشه بدن همسر خود را باعشق و حساسیت لمس کنیدو بیاد داشته باشید که یک ماساژموفق فقط با لمس عاشقانه انجام میشود.

چنین تصور کنید که عشق و علاقه از قلب شما به دستهایتان منتقل و از آنجا به بدن او هدایت میشود.
اصول ماساژ شهوانی:
۱- بهتر است ماساژ روی یک پارچه نرم و لطیف و روی زمین انجام شود.تخت خوابهای فنری برای اینکار مناسب نیستند.
۲- برای انجام ماساژ باید محیط شما راحت و امن بوده و نگران آمد و رفت سایرین ومزاحمت دیگران نباشید.
۳- دستهای خود را تمیز شسته و آنها را گرم کنید.
۴- مواظب باشید که روغن ماساژی که استفاده میکنیدخیلی گرم یا خیلی سرد نباشد.
۵- ساعت مچی انگشتر و زیورآلات خود را خارج کنیدتا به پوست او آسیبی نرسد.
۶- همیشه اول روغن ماساژ را روی دستهای خودریخته بعد به بدن او بمالید.گاهی اگر روغن یا لوسیون ماساژ را مستقیما” روی بدن بریزید آزاردهنده خواهد بود.
۷- از شروع ماساژ تا پایان آن هیچوقت هردو دست خود را باهم از بدن او برندارید.
۸- همیشه با نرمی و صرف وقت ماساژ دهید و هیچگاه عجله نکنید.
روشهای انجام ماساژ:
۱- با استفاده از کف هردو دست بدن طرف مقابل را دایره وار ماساژ دهید.

این دایره را از مرکز به خارج بکشید و روی قسمتهای استخوانی بدن زیاد فشار ندهید.

میتوانید ماساژ را با نوک انگشتان یا کف دست انجام دهید.

همیشه بدن او را به آهستگی ماساژ دهید.
۲- همسر شما به شکم دراز میکشد وشما روی رانهای او مینشینید.

کف دست خود را روی باسن او گذاشته انگشتها را بطرف بالا(سرش) نگه دارید.

حالا با فشار بدن خود دستتان را روی پشت او بطرف سرش بالا ببرید .

هنگامیکه به گردن رسیدید دستها را بطرف شانه ها ببرید.شانه و بازو را بمالید و از آنجا به سمت باسن بروید و دوباره از اول شروع کنید.
۳- در یک طرف او بنشینید و دستها را دوطرف ستون مهره ها بگذارید و کمر او را به طرف لگن و ران بمالید.

اغلب مردان و زنان از این نکته شکایت دارند که از لحاظ ج ن س ی به رضایت کامل نمیرسند بدون آنکه از خودشان بپرسندآنها ازرابطه جنسی چه میخواهند وچرا به ارتباط جنسی نیاز دارند.
در اولین قدم شما باید بدن خود را بخوبی بشناسید.

بدن خود را لمس کرده و آنرا نوازش کنید تا بفهمید که چه میخواهید.

در حین رابطه. جنسی شما میتوانید با صدا وتغییر قیافه خود همسر خود  را راهنمایی کنید یا اینکه دست او را بگیرید و روی قسمتهایی از بدنتان بگذارید که از تحریک آنها احساس لذت بیشتری میبرید و به این همسرتان  را راهنمایی کنید.

مواقعی هست که گفتار کاربردی ندارند و شما باید با رفتارتان با طرف مقابل ارتباط برقرار نمایید.
انسان نیازفراوانی به لمس دارد و همین موضوع اهمیت ماساژ را برای زوجها یا دختر و پسرها بیشتر میسازد.

گاهی همین لمس بدن و ماساژ علاوه بر لذت زیاد حتی ممکن است به ارگاسم نیز منجر شود.
فضای محیط پیرامون نقش مهمی در میزان رضایت شما از رابطه جنسی دارد.

شما معمولا” اتاق خواب خود را مطابق فانتزی های. جنسی تزیین میکنید.

یکی از مهمترین نکات محیط اطراف مسئله نور و روشنایی است.

میتوانید از آباژور یا چراغ خواب با نور کم استفاده کنید.

لامپهای پرنور و همچنین تلوزیون و هر وسیله پرسروصدای دیگری را خاموش کنید.

بهتر است یک موزیک ملایم نیز پخش کنید.

نوع پوشش و حتی رنگ لباس شما میتواند برای طرف مقابل حاوی پیام و نکته خاصی باشد.پوشیدن یک سوتین قرمز که از زیربلوز هم معلوم باشد میتواند نقش مهمی در تحریک شوهر شما داشته باشد

برای راحتی بهتر است لباس نرم و کوتاه و به رنگ روشن بپوشید.

لباس زیر مرد باید نرم و به شکلی باشد که اندامهای جنسی او در آن خوب جلب توجه کند.هنگامرابطه جنسی خود را تسلیم احساستان کنید و قبلاز انجام نزدیکی از لمس بدن یکدیگر و ماساژ لذت ببرید.

چند نکته مهم در مورد ماساژ شهوانی:
۱- با انگشت اشاره ومیانی خود مانند یک مداد به سراسر بدن اوبکشید.
۲- قسمتهای تحریک کننده بدن مثل آرنج و داخل رانها را غلغلک بدهید.
۳- انگشت خود را مانند روش اول روی بدن بکشید ولی این بار انگشتتان را مرتب از روی بدن برداشته و دوباره روی آن بگذاریدونقطه نقطه جلو بروید.
۴- ………..

چگونه روابط عاطفی مان را مدیریت کنیم که ضربه نخوریم؟


http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/61867.jpg


با قلب من بازی نکن!

داشتم دفتر تلفن‌‌ام را ورق می‌زدم که چشم‌ام افتاد به یک نام و تلفن خط‌خورده. دقیق‌تر نگاه کردم....


شماره یکی از همکاران‌ام بود که از پیش ما رفته بود؛ نه فقط از محل کار ما، اصلا از ایران رفته بود تا کنار همسرش زندگی تازه‌ای را در کشوری دیگر آغاز کند. روی شماره تلفن‌اش خط زده بودم و نوشته بودم: «یادش به خیر!» اگرچه سعی می‌کنم کلا آدم‌ احساساتی‌ای نباشم اما دست خودم نیست و در پایان هر رابطه‌ای با دوستانم، حس غریبی به سراغ‌ام می‌آید که حتی اگر بعد از مدت‌ها خاطره‌ای مرا به آن روزها ببرد، همه تلخی‌ها و شیرینی‌های آن رابطه دوباره در ذهن‌ام زنده می‌شود.
خانم مرادی، همکار من بود و البته دو سال بودن در کنار او، مرا وابسته کرده بود. با خودم فکر می‌کردم وقتی آدم‌ها در روابط دوستانه‌شان اینقدر وابسته می‌شوند، وای به حال آنهایی که یک رابطه عشقی نافرجام را تجربه می‌کنند. امیدوارم همه ارتباط‌هایی که با آشنایی و علاقه شروع می‌شود، جاودانه شود و همه دختر و پسرهای عاشق امروز به همسران مهربان فردا بدل شوند و رابطه‌شان هرگز ناکام نشود. به همین موضوع فکر می‌کردم که یکی از همکاران، ایمیلی را به‌ام رساند و گفت: «این ایمیل برای صفحه «با خوانندگان» آمده.» ایمیل «خانم یگانه» (که در ایمیل خود، خواسته بود او را به این نام بنامیم) خیلی ناراحت‌ام کرد؛ چون دیدم آرزویی که کردم، برآورده نشد و شاید خیلی‌ها وقتی این داستان را بخوانند آن را مشابه زندگی خود بیابند. با دکتر بدری‌سادات بهرامی، روان‌شناس مشاور خانواده درباره همین موضوع حرف زدم و او راه‌حل‌هایی ارایه داد تا امثال «یگانه» از زندگی لذت ببرند.




قصه از کجاشروع شد؟هر هفته داستان زندگی مردم را می‌خوانم تا شاید به نمونه‌ای مشابه خودم برسم و بدانم که باید چه کنم اما شما به این قصه مهم که داستان زندگی بسیاری از دخترها و شاید برخی از پسرهای امروز است نپرداخته‌اید. منظورم قصه دخترهایی است که به قصد ازدواج با پسری که به آنها ابراز علاقه می‌کند، آشنا می‌شوند و وقتی حس می‌کنند رابطه عشقی آنها دوطرفه است، ناگهان می‌فهمند رودست خورده‌اند و طرف مقابل فقط قصد داشته احساسات او را به بازی بگیرد. تا به حال سه مورد این‌چنینی برای من اتفاق افتاده است. اولی در دوران دبیرستان بود که حس کردم خام بودن من باعث شده که آن پسر را نشناسم. بعد از آن در دوره دانشگاه به پسری که دو ترم از من بالاتر بود دل‌بسته شدم و به او و حرف‌های عاشقانه‌ای که می‌زد، اعتماد کردم اما خیلی اتفاقی فهمیدم که او این رفتار را با دو دختر دیگر هم دارد و به خاطر رابطه چندماهه‌ای که داشتیم آن‌قدر سرخورده شدم که چند واحد درسی‌ام را افتادم و مدتی افسرده شدم. حالا هم که 26 ساله هستم و در یک شرکت کامپیوتری کار می‌کنم با یکی از همکاران‌ام که در بخش دیگری مشغول است، دوست شده‌ام. او می‌گوید تمایل دارد فعلا با من فقط دوست باشد و اگر شرایط ازدواج مهیا شد شاید ازدواج کنیم. نمی‌دانم باید چه کار کنم؟ اگر به او اهمیت ندهم، شاید دیگر به چنین موقعیتی برنخورم و بعدها افسوس بخورم اما از طرفی می‌ترسم که او نیز مثل قبلی‌ها با احساسات‌ام بازی کند و دست‌آخر هم از ازدواج طفره برود. کاملا گیج شده‌ام و نمی‌توانم تصمیم بگیرم...


در مطب مشاوردکتر بدری‌سادات بهرامیروان‌شناس و مشاور
یکی از نیازهای اساسی ما آدم‌ها نیاز به دوست داشته شدن و دوست داشتن است. اگر نتوانیم کسی را دوست بداریم، از سلامت روانی فاصله داریم. به دلیل اهمیت این نیاز، فرد تامین‌کننده آن نیاز می‌تواند در ما تاثیر فراوانی بگذارد و گویا کمندی نامریی بر گردن ما بیندازد و ما را دنبال خود بکشاند. بنابراین ما در هر نوع رابطه عاطفی که قرار بگیریم، به درجاتی وابستگی‌های عاطفی‌روانی را تجربه خواهیم کرد. البته میزان وابستگی در کسانی که خلأهای عاطفی‌روانی را از گذشته داشته باشند عمیق‌تر و سریع‌تر خواهد بود. آنچه اهمیت دارد این است که ماهیت رابطه داشتن به خاطر جذابیت‌هایی که دارد ما را به خود وابسته می‌کند. اگر در شما هیچ وابستگی ایجاد نشود و بی‌اهمیت پس از پایان یک رابطه، همه چیز را فراموش کنید و انگار نه انگار، از کنار آن بگذرید، واقعا جای نگرانی دارد و باید برای این مشکلی که دارید تحت بررسی قرار بگیرید. به طور کلی، وقتی شاهد ابراز علاقه کسی نسبت به خود هستیم و یا در رفتار و گفتار او می‌بینیم که دوست‌مان دارد، احساس ارزشمندی در ما تقویت می‌شود. برعکس، وقتی می‌بینیم کسی دوست‌مان ندارد و یا از رابطه‌ای که با ما دارد، خارج می‌شود؛ اولین موضوعی که باعث آسیب روانی ما می‌شود، احساس بی‌ارزشی است. معمولا اولین فکری که به ذهن ما می‌آید این است: «مگر من چه بدی داشتم که او رهایم کرد و رفت؟» حتی احساس حقارت در مواقعی که باورمان شود دوست‌داشتنی نیستیم، به وجود می‌آید و ما را آزار می‌دهد. اگر بخواهم به بررسی داستان زندگی خانم یگانه بپردازم، باید بر صحبت‌های او صحه بگذارم و بگویم قضیه وابستگی‌های عاطفی در روابط میان دختر و پسرهای امروزی بسیار دیده می‌شود. شاید تنها راهی که بتوان با آن به این دختر و پسرها کمک کرد آن است که انواع رابطه‌ها را برایشان تعریف کنیم و سپس در مورد مراحل مختلف رابطه عشقی توضیحاتی بدهیم که با شناسایی تغییر رفتارهای خود بتوانند بر اوضاع مسلط شوند. اگر با چارچوب رابطه‌های تعریف شده آشنا باشید، می‌توانید به این موضوع فکر کنید که چه‌طور رفتار کنید تا کسی نتواند احساسات و عواطف شما را به بازی بگیرد.

چرا بعضی‌ها با احساسات دیگران بازی می‌کنند؟
وقتی کسی آنچه در درون‌اش نیست را به شما منتقل کند، در واقع عواطف شما را به بازی گرفته است. یعنی انتقال غلط و غیرواقعی احساسات، به نوعی بازی در میان برخی از جوان‌ها و نوجوان‌ها تبدیل شده است که هر دو سوی یک رابطه با انتخاب آگاهانه وارد این بازی می‌شوند و هر دو طرف با قواعد بازی آشنا هستند. البته گاهی دختر یا پسر نقش خود را فریبکارانه بازی می‌کند و دیگری که مانند او رفتار نکرده آسیب بیشتری در این بازی می‌بیند.


در این بازی، دو طرفی که وارد یک رابطه می‌شوند، در جستجوی یک رابطه جدی و هدف‌مند نیستند اما وانمود می‌کنند لبریز از عشق و عاطفه‌اند و احساس خوشایندی به هم دارند. آنها به دروغ با بیان الفاظی محبت‌آمیز و کلیشه‌ای قصد دارند احساسات طرف مقابل را به بازی بگیرند. زیربنای این بازی شاید امری طبیعی و بیولوژیک باشد و به نوعی کشش درونی برای رسیدن به ازدواج تعبیر ‌شود اما آنها یکدیگر را به بازی می‌گیرند.برخی معتقدند در صورت سلامت نفس طرفین و وجود انگیزه‌های سالم و غیرفریبکارانه این بازی حرکت به سوی رفتارهای پخته و آمادگی برای ازدواج است. شک دارم که تا به حال، برخی الفاظی را که توسط برخی دختر و پسرهای جوان به کار برده می‌شود نشنیده باشید: «طرف را به تور انداختم... مخ طرف را زدم...» اما وقتی در مورد به کار گرفتن دروغین الفاظ محبت‌آمیزی که قاعدتا در عشق‌های واقعی رد و بدل می‌شود از این جوان‌ها می‌پرسم، در توجیه رفتار خود می‌گویند: «اینها را می‌گم چون عادتمه؛ چون قاعده بازی همینه. اگر من نگم، دیگری می‌گه و خلاصه من قوانین بازی را بلدم...»


پسرهایی که وارد زندگی «یگانه» شده‌اند دچار مشکلات روانی نبوده‌اند اما آنها قوانین بازی فریبکارانه را از هم‌سالان خود آموخته و می‌دانستند چه‌طور باید رفتار کنند تا بتوانند احساسات او را به بازی بگیرند. دو دختری که در دانشکده با آن پسر رابطه داشته‌اند نیز می‌دانستند چه‌طور باید حرکت‌های مقابل او را انجام دهند تا رودست نخورند. این دختر و پسرها دنبال رابطه‌های ابزاری و یا دوستی ساده و شاید هم رابطه‌ای حمایتی باشند و به هر جهت، خواهان رابطه‌ای عاشقانه و به قصد تشکیل خانواده نیستند. اگر شما هم مانند «یگانه» دوست دارید طوری رفتار کنید که دیگر کسی نتواند شما را به بازی بگیرد و یا به قول خودتان کسی نتواند شما را سرکار بگذارد، بهتر است کلمات کلیشه‌ای و عاشقانه آنها که رد و بدل کردن‌اش جزو قوانین بازی است فریب‌تان ندهد و از شنیدن آن مدهوش نشوید. فرقی نمی‌کند دختر یا پسر باشید باید مراقب باشید ندانسته وارد بازی نشوید.
پس باید رابطه‌ها را به عنوان درس اول بشناسید. دستورات مذهبی، اخلاقی و حتی برخی سنت‌های اجتماعی، همه و همه در طول قرن‌ها برای حفظ و حراست از تک‌تک ما و نهاد خانواده به وجود آمده‌اند.


درس دوم اینکه اگر حتی می‌دانید کسی که وارد رابطه با شما شده آدم خوبی است و از این قماش نیست و قصدی جز ازدواج ندارد، باز هم نباید چنان در فاز عاطفی غرق شوید که وابستگی شدید مانع از محک زدن منطقی او و شرایط‌اش شود. چه بسا جواب شما در نهایت به درخواست او منفی باشد، پس نباید کاری کنید که زمینه بازی با عواطف‌تان فراهم شود و اگر روزی خواستید به هر دلیلی این رابطه را ختم کنید و او را مورد مناسب ازدواج ندانستید، کارتان به مراکز اعصاب و روان بکشد و یا در کنج خانه افسردگی بگیرید یا متقابلا چنین مشکلاتی را برای او ایجاد کنید.


سوم اینکه اگر قصد وارد شدن در یک رابطه، دوستی است و یا طرف مقابل واضح و شفاف به شما اعلام می‌کند که قصد ازدواج ندارد، سعی کنید خوب چشم و گوش‌تان را باز کنید و مدام بر خود کنترل داشته باشید تا بتوانید درست حرکت کنید؛ به یاد داشته‌باشید که رعایت حدود شرعی و اخلاقی لازمه حفظ سلامت شما و طرف مقابل شماست. مثلا اگر می‌بینید به سمت وابسته شدن در حرکت‌اید و مغز شما در حال شرطی شدن و دریافت تغذیه عاطفی از اوست و یا آن‌قدر احساساتی هستید که با شنیدن کلمات عاشقانه از او بین زمین و آسمان معلق می‌مانید، باید هوشیارانه عمل کنید. گاهی موبایل‌تان را خاموش کنید و یا به او بگویید دیگر نباید از این کلمات استفاده کند، وگرنه به تماس‌هایش پاسخ نمی‌دهید تا او بداند شما حدود رابطه دوستی را می‌شناسید و اجازه نمی‌دهید شما را بگذارند سر کار و یا بازی‌تان بدهند. گاهی با به کار بردن برخی جواب‌های کوتاه اما شفاف و معنادار می‌توانید به او بفهمانید بهتر است خودش باشد و آنچه در درون واقعی‌اش هست را آشکار کند.


اگر شما مدام بازخوردهای مثبت به او بدهید و با رفتارتان تشویق‌اش کنید به این بازی ادامه بدهد، به او پیام داده‌اید که بازی را ادامه بده چون هر دو از آن لذت می‌بریم. اگر چنین رفتاری کردید نباید پس از مدتی تنها به محکوم کردن او بپردازید و بگویید شما را به بازی گرفته بود چون شما دانسته و آگاهانه در این راه آمده‌اید و از این بازی لذت برده‌اید.

انواع رابطه‌ها
روابطی که ما با دیگران برقرار می‌کنیم انواع و اقسامی دارد که در زیر به آنها اشاره می‌کنم:
1 یکی از این رابطه‌ها، رابطه دوستی است. رابطه‌ای که در بین جوان‌ها کاملا تعریف شده و شناخته شده است (Just Friend). در این رابطه، وقتی دوست شما خبر ناراحت‌کننده‌ای در موردتان می‌شنود، همدلانه به کنارتان می‌آید و تنهای‌تان نمی‌گذارد. به شما می‌گوید دوست‌تان دارد و اگر مشکلی داشتید، می‌توانید روی کمک او حساب کنید. در جامعه ما این دوست اغلب از جنس موافق است. ما در این ارتباط، حتی به این دوستان هم وابسته می‌شویم و اگر مدتی خبری از هم نداشته باشیم، سراغ یکدیگر را می‌گیریم و تمایل داریم ریتم دوستی‌مان حفظ شود. اگر هفته‌ای یک بار یا ماهی یک بار با هم تماس تلفنی یا دیدار داشتیم وابسته آن می‌شویم. ما حس خوبی به هم داریم و وظایف دوستی را انجام می‌دهیم.


2 رابطه دیگری داریم به نام رابطه کارکردی. یعنی ما کاری به خود شخص نداریم، بلکه با کارکرد او در ارتباط هستیم و وابسته‌اش شده‌ایم. دوستی یک روان‌شناس مشاور با دوستی که کارمند بانک است، اگر ما به هر دلیلی رابطه‌مان به هم بخورد تا مدتی کلافه هستیم و خلأ او را حس می‌کنیم چون ذهن ما وابسته او شده است و آرزو می‌کنیم کاش دوباره برگردد. آن کارمند هر وقت مشکل داشته باشد دوست‌اش تلفنی راهنمایی‌اش می‌کند و در عوض همه کارهای بانکی دوست‌اش را انجام می‌دهد تا مبادا وقت او در صف بانک گرفته شود.


3 رابطه دیگری که رایج است و اغلب وابستگی‌های عاطفی را شامل می‌شود همان رابطه عشقی (Love) است. دختر و پسری دچار وابستگی عاطفی می‌شوند که به دلیلی به یک رابطه آمده‌اند. گاهی اوقات محیط کاری، محیط تحصیلی و یا مکان خاص باعث می‌شود دو نفر با یکدیگر در ارتباط باشند و آغاز یک رابطه باشد.


روزهای اول رابطه وقتی شما کششی نسبت به فردی در خود می‌بینید دنبال بهانه می‌گردید و به عنوان پیش مقدمه طوری رفتار می‌کنید که ببینید آیا او هم‌چنین حسی دارد؟ با او بیشتر تماس می‌گیرید و این بهانه‌ها بیشتر و بیشتر می‌شود و شما و طرف مقابل به یکدیگر نشان می‌دهید علاقه‌مندی به وجود آمده است. حالا که دست ‌دل‌تان برای همدیگر رو شده و فهمیده‌اید شما دو نفر حس مشترکی به هم دارید، رابطه‌تان وارد فاز عاطفی می‌شود. در اینجاست که می‌گوییم اینها زود به زود دل‌شان برای یکدیگر تنگ می‌شود: «به محض خداحافظی کردن، دل‌ام تنگ شد و حالا که در مسیر خانه هستم به تو اس‌ام‌اس می‌دهم یا تماس تلفنی می‌گیرم...» در این مرحله بهترین کلمات رد و بدل ‌شود. همه‌چیز به نظر آن دو عالی و لذت‌بخش است. سطح نوراپی‌نفرین و دوپامین خون ما در این فاز اول رابطه بالاست و حالت کاملا سرخوشی و نشئگی داریم و تغییر رفتار می‌دهیم. تا دیروز خیلی جدی بودیم و حالا شوخ‌طبع می‌شویم و شعر می‌گوییم. قبلا خیلی کم‌رو بودیم اما حالا حاضرجوابی می‌کنیم و خلاصه یک تغییر رفتار واضح خواهیم داشت.


حس ما فوق‌العاده است و به خاطر سطح هورمون‌های بدن‌مان همه‌چیز را زیبا می‌بینیم (در روان‌شناسی به نوراپی‌نفرین و دوپامین هورمون‌ عشق می‌گویند) و حتی کارهای بد و رفتارهای دور از ادب را به خودمانی بودن و یا تعابیر زیبا برداشت می‌کنیم (این نکته را به خاطر بسپارید.)


در این مرحله، بی‌اختیار به یکدیگر وابسته می‌شوید چون مدام به مغزتان این برنامه را می‌دهید که می‌خواهم هر لحظه با تو باشم. این برنامه‌ای که به مغز داده می‌شود، چنین حسی را تقویت می‌کند که قرار است همه زندگی‌ام با تو باشد و می‌خواهم با تو ازدواج کنم. این در حالی است که شما گاهی چنین قراری را نداشتید و فقط درگیر عاطفی یکدیگر شده‌اید. مدت‌زمان بودن در این فاز عاطفی برای افراد متفاوت است. بعضی‌ها در مدت سه هفته به این حس می‌رسند. بعضی‌ها در مدت دو ماه و بعضی‌ هم بودن در این فاز را تا 6 ، 7 ماه یا بیشتر تجربه می‌کنند و ادامه می‌دهند. بسته به طول مدت زمانی که در این فاز وابستگی عاطفی بوده‌اید، پس از قطع ارتباط، حالات عاطفی‌روانی و هیجانی که خواهید داشت، متفاوت خواهد بود. اگر شما سه هفته در این فاز بوده‌اید، طبیعی است که تا سه، چهار روز پس از پایان رابطه حال‌تان خوب نباشد. به هر حال مغز شما مدت 20 روز در این برنامه ذهنی بوده است که صبح با صدای تلفن و پیام محبت‌آمیز آن دوست بیدار شود. در طول روز بارها با او در ارتباط باشد و حالا چنین منبع تغذیه عاطفی ناگهان قطع شود و انگار این گمشده، سیستم ذهنی شما را بر هم زده است و حال‌تان خوب نیست اما اگر این حالت ناخوشی بیش از این ادامه داشته باشد و شما تا ماه‌ها حال‌تان بد باشد، طبیعی نیستید و باید حتما بررسی شوید. یعنی ما انتظار داریم حتی اگر آدم احساسی‌عاطفی هستید، بتوانید بر اوضاع مسلط شوید و ظرف یک هفته تا 10 روز خودتان را جمع و جور کنید. در رابطه‌های عاشقانه‌ای که ماه‌ها طول می‌کشد طبیعی است به زمان بیشتری برای مسلط شدن بر اوضاع روانی‌مان پس از قطع ارتباط نیاز داشته باشیم. افت عملکرد، گریه کردن، حوصله کاری را نداشتن و کلافه بودن از نشانه‌های طبیعی این وابستگی عاطفی است که باید بشناسید و به خودتان کمک کنید تا آنها را مدیریت نمایید. طول مدت سوگواری عشق باید منطقی باشد و در تناسب یا طول مدت فاز عاطفی باشد.

 

دلایل علمی عاشق شدن


چه زمانی متوجه حضور کسی در قلب خود میشوید؟ عشق در کیمیای ذهنتان باعث چه رویدادی میگردد؟ و آیا عاشق شدن صرفاً طریقه ای طبیعی برای حفظ بقای نوع بشر است؟

ما نام عشق را بر آن می نهیم. عشق به مانند روشنای آفتاب حس میگردد. اما روح بخش ترین احساسات انسانها شاید همین راه حل زیبای طبیعت برای بقای نسل آدمیان و تولید مثل آنها باشد.

مغر توسط مجموعه ای از مواد شیمیایی اثر بخش، ما را در دام عشق گرفتار می آورد. تـصور بر این است که در حال گزینش شریکی برای خود هستیم، در حالی که ممکن است طعمه ای دلباخته برای دام دوست داشتنی طبیعت بیش نباشیم.

آنگونه که شما تصور میکنید نیست...

روان پژوهان نشان داده اند در حدود 90 ثانیه تا 4 دقیقه زمان لازم است تا شما درباره عشق کسی تصمیم گیری نمایید.


تحقیقات گویای این مطلب میباشند:

%55 از طریق زبان جسمانی علاقه پدید می آید
%38 از طریق لحن صدا و سرعت سخن گفتن
فقط %8 از طریق گفتگو عاشق میشوند

 


3 مرحله عشق

روانشناسان برای عشق سه مرحله پیشنهاد نموده اند: شهوت، مجذوبیت و تعلق. هر کدام از این مراحل بدلیل وجود هورمونها و مواد شیمیایی خاصی ایجاد میشوند.

مرحله 1: شهوت

این اولین مرحله عشق بوده و در هر دو جنس زن و مرد بدلیل وجود هورمونهای جنسی استروژن و تستسترون پدید می آید.



مرحله 2: مجذوبیت

زمانی شگفت انگیز، هنگامیکه به عشقی حقیقی مبتلا شده اید و بسختی میتوانید به دیگران فکر کنید. دانشمندان بر این باورند که سه انتقال دهنده عصبی اصلی در این مرحله دخیل میباشند: آدرنالین، دوپامین و سروتونین



آدرنالین

مراحل ابتدایی علاقمندی به یک فرد باعث فعال شدن واکنشهای استرس زا و افزایش سطح آدرنالین و کرتیزول در خون می گردد. این فرآیند تاثیر فریبنده ای در فرد ایجاد میکند: وقتی او را برای اولین بار می بینید بدنتان عرق می کند، قلبتان سریعتر میتپد و دهانتان خشک میگردد.



دوپامین

یک زوج تازه ازدواج کرده تحت معاینه مغزی قرار گرفتند و مشخص گردید که میزان سطح دوپامین که نوعی انتقال دهنده عصبی بشمار میرود در آنها بالا است. این هورمون از طریق رهاسازی حس شدیدی از لذت، باعث تحریک 'میل و رغبت' در شخص میگردد. این دقیقاً همان تاثیری است که بعد از مصرف کوکائین در مغز بوجود می آید!

نتایج آزمایشات دال بر وجود مقدار قابل توجهی از دوپامین در اغلب زوجین میباشد: افزایش انرژی، کاهش نیاز به خواب و غذا، حواس متمرکز و لذتی مطبوع در کوچکترین جزئیات رابطه.



سروتونین

و در انتها سروتونین، یکی از مهمترین هورمونها، که باعث میگردد بسیار زیاد به معشوقتان فکر کنید.
 


آیا عشق شیوه تفکرتان را تغییر می دهد؟

در یک بررسی علمی مشخص شد که در مراحل اولیه ایجاد عشق ( مرحله مجذوبیت ) نحوه فکر کردن دچار دگرگونی شگرفی می شود. از بیست زوج جوان که ابراز علاقه بسیار شدیدی نسبت به هم می نمودند، دعوت بعمل آمد تا مشخص گردد که آیا مکانیزم تفکر دائمی به معشوق در مغز با مکانیزمی که باعث بروز اختلال وسواس فکری-عملی میشود ارتباطی دارد یا خیر.

با تحلیل نمونه های خونی گرفته شده معلوم گردید که میزان هورمون سروتونین در زوجهای جوان با سطوح پایین این هورمون در بیماران وسواس فکری-عملی برابری میکند.



عشق نیاز به ناپیدایی دارد

افرادی که بتازگی عاشق هم شده اند صورتی خیالی، شاعرانه و ایده آل به شریک زندگیشان می بخشند، محاسنشان را بزرگ نمایی نموده و عیوبشان را می پوشانند.


همچنین زوجهای جوان، خودِ رابطه را نیز متعالی جلوه می دهند و تصور میکنند که رابطه شان از هر زوج دیگری صمیمی تر و زیباتر است. روانشناسان معتقدند که ما به چنین نگرش خالصانه ای نیازمندیم. این نگرش باعث میگردد، تا زمان وارد شدن به مرحله بعدی عشق، یعنی تعلق، در کنار یکدیگر باقی بمانیم.



مرحله 3: تعلق

تعلق ضمانتی است که زوجین را متعهد میکند برای بچه دار شدن و پرورش آنها به اندازه کافی در کنار هم زندگی کنند. دانشمندان تصور میکنند که دو هورمون اصلی در رابطه با ایجاد حس تعلق دخیل هستند: اکسیتوسن و واسوپرسین.
 


اکسیتوسین - هورمون نوازش

اکسیتوسین هورمونی قدرتمند است که توسط زنان و مردان در حیم ارگاسم ترشح میشود. این هورمون احتمالاً حس تعلق را عمیق تر نموده و باعث میگردد زوجین بعد از اتمام رابطه جنسی بیش از پیش نسبت به هم احساس نزدیکی کنند. مطابق با این نظریه، هر قدر زوجین بیشتر رابطه جنسی برقرار کنند، پیوستگی و صمیمیت بین آنها نیز بیشتر خواهد شد. اکسیتوسین هنگام زایمان نیز ترشح شده و به ایجاد پیوند عاطفی قوی بین مادر و کودک، کمک شایانی می نماید. یکی دیگر از وظایف این هورمون خروج اتوماتیک شیر از سینه مادر در هنگام گرسنگی کودک است.



یک استاد روانشناسی نشان داد که اگر ترشح طبیعی هورمون اکسیتوسین در گوسفندان و موشها متوقف شود، آنها تازه متولدین خود را پس خواهند زد.

بطور عکس، تزریق اکستوسین به موشهای ماده ای که هیچگاه رابطه جنسی نداشتند، باعث دوستی کردن آنها با نوزادان موشهای دیگر گردید. موشهای ماده این نوزادان را گونه ای مراقبت میکردند که گویی متعلق به خودشان است.



واسوپرسین

واسوپرسین یکی دیگر از هورمونهای مهم در مرحله تعهد بلند مدت است و بعد از رابطه جنسی ترشح میگردد.

واسوپرسین (هورمون ضد ادرار) به همراه کلیه ها جهت کنترل تشنگی کار میکند. نقش بالقوه این هورمون در روابط بلند مدت زمانی که محققان مشغول مشاهده رفتارهای موشهای صحرایی بودند مشخص گردید.
موش های صحرایی در روابط جنسی که لزوماً برای تولید مثل نبود، بیشتر شرکت میکردند. آنها همچنین - همانند انسانها - رابطه زوجیت مستحکم تر و پایدارتری را بنا مینمودند.
زمانیکه به این موشها داروی متوقف کننده اثر واسوپرسین خورانده می شد، بدلیل از بین رفتن صمیمیت و عدم مراقبت احساسی از جفت، ارتباط آنها با جفتشان بسرعت قطع میگشت.


و در نهایت... چگونه عاشق شویم


شخصی کاملاً غریبه را بیابید.
به مدت نیم ساعت اطلاعاتی صمیمی درباره زندگیتان در اختیار یکدیگر قرار دهید.
سپس به مدت چهار دقیقه بدون اینکه حرفی بزنید عمیقاً به چشم های هم خیره شوید.

یک روانشناس مشهور که در حال مطالعه دلایل عاشق شدن انسانها میباشد، از چندین زن و مرد درخواست کرد تا سه مرحله بالا را انجام دهند و متوجه گردید که بسیاری از زوج ها بعد از یک آزمون 34 دقیقه ای عمیقاً احساس مجذوبیت می نمودند. دو زوج مورد مطالعه وی بعدها با یکدیگر ازدواج کردند.





لوازم ضروری برای ازدواج موفق



http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/61318.jpg


عشق و شور زندگی یا آگاهی و دانش همسرداری؟

و یا مجموعه‌ای از هر دوی آن‌ها؟

آیا جادوی عشق، بدون دانش همسرداری، می‌تواند زندگی مشترک سعادتمندی را برای همیشه یا طولانی‌مدت تضمین کند؟

عشق واقعی را باید شناخت، ‌آن‌را محترم شمرد و به آن اعتماد کرد. عشق، احساسی بسیار قوی، ‌قدرتمند‌ و سرشار از انرژی فراوان است که همچون آتشی وجود انسان را دربر گرفته و تمام ابعاد زندگی او را تحت تأثیر خود قرار‌می‌دهد. ‌‌

آیا بسیاری از مردم قادر‌ند ‌بین عشق واقعی، عشق‌‌ کاذب، مجازی و شیفتگی، تفاوت بگذارند و آن‌ها را از هم تمیز دهند؟


عشق راستین، صبور و بردبار است و ‌‌به‌دنبال شناخت بوده و با مرور زمان به وجود می‌آید

 

بیشتر مردم، ‌عشق را نمی‌شناسند و جاذبه‌ جنسی یا عشق کاذب و کور را با عشق و شور واقعی زندگی اشتباه می‌گیرند؛ عشق هیجانی و احساسی، در قلب جای دارد‌ درحالی‌که جاذبه‌ های ظاهری مقطعی و کوتاه مدت می باشد.‌

‌آیا مشکلات و مسائل ‌زندگی مشترک بدون دانش ‌همسرداری و ‌کسب آگاهی و ‌مهارت‌‌های لازم و رفع دیگر نیازها، فقط با عشق، قابل حل هستند؟ به عبارت دیگر، ‌اگر پایه و اساس زندگی مشترک شما، بدون آگاهی‌های لازم و رفع دیگر نیازها، فقط ‌عشق باشد ولی شناخت کافی ‌به نیازهای ‌آشکار و پنهان خود و همسرتان نداشته باشید و نتوانید آن نیاز‌‌ها را به‌صورت درست، ارزیابی کرده و برطرف سازید، در طولانی‌مدت، آیا می‌توانید پاسخ‌های مثبتی از همسر خود دریافت کنید‌ و به پایداری و دوام عشق، امید ببندید؟ ‌

‌باورهای عمومی بسیاری از مردم جوامع مختلف این است که: با عشق است که زن و شوهرها در کنار هم می‌مانند... با عشق است که زوجین همدیگر را خوشبخت می‌کنند... با وجود این همه مشکل، با عشق می‌توان شادمانه زندگی کرد... با عشق است که زن و شوهر یکی می‌شوند... در زندگی زناشویی ایده‌آل، هیچ مشکلی وجود ندارد... در حالی‌که همین باورها و افسانه‌های ازدواج اگر مبنای درستی نداشته باشند، انتظارات غیرواقع‌‌بینانه ایجاد کرده و خود باعث مشکلات فراوان می‌شوند.

فلسفه‌ اصلی ازدواج‌های امروزی، علاوه‌ بر تداوم نسل، ‌‌رفع نیازهای احساسی و عاطفی، جنسی، مالی، حمایتی، استقلالی و... می‌باشد‌. به‌عبارت ساده، ازدواج و انتخاب همسر به‌ منظور تشکیل زندگی مشترک، برای رفع نیازهای فوق‌الذکر زن و مرد صورت‌می‌پذیرد‌. برای رفع این نیازهاست که زن و مرد، ‌به آگاهی و کسب مهارت‌های لازم ‌همسرداری احتیاج ‌دارند. چون مهر، محبت و عشق، گل سرسبد احساس و عاطفه‌ انسان است، بنابراین وقتی زوج‌ها زندگی مشترک را شروع می‌کنند، هرکدام از دیگری مهر، صمیمیت، وفاداری و عشق بی‌قید و شرط می‌خواهد و هریک به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم انتظار دار‌د دیگر ‌نیازهای آشکار و نهانش‌ نیز توسط همسرش‌ برآورده شود. پرسش این است: «آیا فقط عشق و علاقه می‌تواند جایگزین آگاهی‌ شده و پاسخ‌گوی همه‌ نیازها باشد؟»

چون مهر، محبت و عشق، گل سرسبد احساس و عاطفه‌ انسان است، بنابراین وقتی زوج‌ها زندگی مشترک را شروع می‌کنند، هریک به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم انتظار دار‌د دیگر ‌نیازهای آشکار و نهانش‌ نیز توسط همسرش‌ برآورده شود.

ازدواج زمانی موفق به‌حساب می‌آید که اصول همسرداری را بدانیم و آگاه باشیم که با همکاری ‌دوطرف، نیازهای زن توسط شوهر و نیازهای شوهر توسط همسرش برطرف می‌شود و این امر فقط با کسب آگاهی و مهارت‌های لازم و برطرف کردن نیازهای یکدیگر (نیازهای احساسی، عاطفی، جنسی، مالی، حمایتی و استقلالی و...) امکان‌پذیر است. به دختران و پسران به این علت توصیه می‌شود که آگاهی‌های خود را برای همسرداری و زندگی مشترک، هرچه بیش‌تر بالا ببرند تا بتوانند در زندگی زناشویی،‌ ‌به‌ رفع نیازهای خود و همسرشان به‌صورت درست بپردازند و بتوانند همسر و ‌خود را در مسیر ‌آرامش، شادابی، پیشرفت، ترقی و خوشبختی واقعی قرار‌دهند.

هماهنگیِ «عشق» و «آگاهی» و رفع نیازهاست که به زندگی مشترک شادابی، جذابیت و بالندگی می‌بخشد. مهر، محبت و دلدادگی بدون آگاهی، به‌طور معمول در کوتاه‌مدت، زیبایی و جذابیت‌های خاص‌ خود را دارد‌ ولی برای داشتن زندگی مشترک پرطراوات و غنی در طولانی‌مدت، علاوه‌بر عشق، به دانش و آگاهی همسرداری نیز نیاز مبرم است‌ چراکه عشق، بخشی از نیازهای یک زندگی مشترک موفق را تشکیل می‌دهد و به‌تنهایی نمی‌تواند دیگر نیازهای زناشویی را که بسیار گسترده هم هستند، جواب‌گو باشد. می‌گویند: «عشق و آگاهی (دانش همسرداری)، همانند پیچ و مهره، آجر و ملات، لازم و ملزوم هم بوده و همانند دو بال یک پرنده هستند که بدون یکی، پرواز واقعی امکان‌پذیر نمی‌شود.»

به‌طور معمول عشق، تحمل مشکلات و موانع را برای انسان آسان می‌سازد و انگیزه‌ای قوی برای رفع آن‌ها می‌شود ‌ولی نمی‌تواند از بروز‌ مسائل و مشکلات، جلوگیری به‌عمل آورد. عشق، منبع قدرت، حرارت و نور زندگی ‌است. عشق، محرک قدرتمندی است که زوج‌ها تشکیل خانواده بدهند، یار و یاور هم باشند و احساس خوشبختی کنند و به آن تداوم بخشند. پرسش این ‌است که با وجود این قدرت فائقه که انسان را به اوج آسمان‌ها می‌برد، اگر زن و مرد عاشق، فاقد دانش کافی و مهارت‌های لازم همسرداری باشند و نتوانند نیازهای خود و همسر را به‌درستی تشخیص داده و ‌برطرف کنند، چگونه می‌توانند در حل مسائل ‌و مشکلات زندگی مشترک و ایجاد روابط مؤثرتر، موفقیت به‌دست آورند و به آن تداوم بخشند؟

‌بیش‌تر ازدواج‌ها‌ با شور، اشتیاق، مثبت‌اندیشی و مهر و محبت شروع می‌شود و در آغاز زندگی مشترک، زوجین تصور می‌کنند که ازدواج آنان متفاوت از ‌دیگران است،‌ روابط‌شان محکم، قوی و خلال‌ناپذیر است؛ عشق و مهر و محبت‌‌‌شان، جاودانه و مادام‌العمر خواهد بود. در‌واقع شور و اشتیاق و مثبت‌اندیشی، همه‌چیز را در ابتدای امر، زیبا و آسان جلوه می‌دهد ‌و به زوج‌ها کمک می‌کند تا کارها را با احساس خوب و زیبا‌ انجام ‌دهند‌ ‌ولی‌ مشکلات بعدها ظاهر می‌شوند؛ ‌چرا‌که عشق بدون آگاهی، بستر کافی و توانمندی برای حل تمام مشکل‌ها و مسائل زندگی مشترک نیست؛ سوء‌تفاهم‌ها، عدم شناخت‌ها، ناآگاهی‌ها، ‌نبود مهارت‌ها و... ذره‌ ذره پایه‌های عشق را متزلزل می‌سازند و تداوم آن‌ها، عشق را به‌آرامی به سوی بی‌تفاوتی، دشمنی و حتی به نفرت و انزجار می‌کشا‌ند.

ازدواج زمانی موفق به‌حساب می‌آید که اصول همسرداری را بدانیم و آگاه باشیم که با همکاری ‌دوطرف، نیازهای زن توسط شوهر و نیازهای شوهر توسط همسرش برطرف می‌شود و این امر فقط با کسب آگاهی و مهارت‌های لازم و برطرف کردن نیازهای یکدیگر امکان‌پذیر است.

یکی از راه‌های شناخت خود و همسر، گفت و شنود سازنده با همسر و داشتن پرسش‌های مثبت از همدیگر است؛ چرا‌که گفت‌وگوهای آرام و سازنده و پرسش‌های مثبت از خود و ‌همسر، زن و مرد را به تفکر و تأمل وا می‌دارد و توجه آنان را به نکته‌های جالب، ظریف و مثبت ‌زندگی ‌که تاکنون به آن‌ها فکر نکرده ‌و یا از اندیشیدن‌ به آن‌ها واهمه داشته‌اند، جلب می‌کند.

پرسش‌های مثبت از خود و ‌همسر، ‌فکر‌ و توجه ما را به تهیه‌ پاسخ‌های مثبت جلب می‌کند. تکرار این‌گونه پرسش و پاسخ‌ها، زن و شوهر ‌را به سوی نکته‌های مثبت و همدلانه‌ یکدیگر ‌می‌کشاند و همسران را در ایجاد تفاهم بیش‌تر کمک می‌کند، همسران را از سو‌ء‌تفاهم و از رنج کنار هم بودن‌ها نجات می‌دهد و آنان را در مسیر زندگی آرام‌تری قرار‌می‌دهد. گفت و شنود‌های آرام و پرسش‌های مثبت از خود و ‌همسر، باعث می‌شو‌د که مسائل و موارد حاکم بر زندگی مشترک، ‌با مثبت‌اندیشی مورد بررسی قرارگیرند. به‌عبارت دیگر، با افزایش دانش و آگاهی و کسب مهارت‌ها همراه با چاشنی مهر و محبت است که نکات مشترک، تفاهم‌ها، تضادها، توانمندی‌ها و ضعف‌ها‌ آشکار ‌و کشف می‌شوند و با آن‌ها به‌صورت درست و مثبت برخورد می‌شود و عشق راستین، امکان ظهور یافته، بالنده و غنی شده و گسترش می‌یابد.

جستجوی مرد ایده آل: تصوری خیالی یا حقیقی؟

 

آیا مرد ایده آل وجود دارد؟ آیا می توان پیدایش کرد؟

پیدا کردن مرد ایده آل زندگی یکی از حیاتی ترین مسائل در زندگی بعضی از خانم هاست. آنها همواره امیدوار به یافتن او هستند. به عنوان مژده ای به این خانم ها باید بگویم که نگران نباشید، مرد ایده آل وجود دارد و شما می توانید پیدایش کنید. البته همه ی ما در زندگی هدف ها، جاه طلبی ها و آرزوهای کوچک و بزرگ داریم. همین هدفهاست که ما را مشغول نگاه می دارد. این سال ها عبارات مرد ایده آل و زن ایده آل بسیار استفاده می شوند. همه ی ما برای این مرد ایده آلمان لیستی از خصوصیات تهیه می کنیم.



بیشتر ما بدی های خودمان را نادیده می گیریم و انتظار داریم که مرد ایده آل از راه برسد و دستمان را بگیرد. با خود فکر می کنیم که لیستی که ما تهیه کرده ایم خیلی کوچک و ناچیز است. در طول سالیان سال، مردم در این زمینه ها خبره تر شده اند. می دانند که چطور ارضا شوند، درآمد خوب و خانه ای زیبا دارند و تحصیلات عالیه هم کرده اند. و اینجاست که تصمیم می گیرند کسی را پیدا کنند که از هر لحاظ با آنها جور باشد و حمایت و یاریشان کند. و مشکلات آغاز می شود.
 


نکته ی مهم اینجاست که آن مرد ایده آل شما هم برای خود یکی از این لیست ها دارد و برای زن ایده آل خود خصوصیاتی را تعیین کرده است. او زنی می خواهد جوان، تحصیل کرده، زیبا و خوش اندام. ناراحت می شوید. و می بینید که این مرد ایده آل چه انسان معمولی بوده است. به لیستتان با دقت نگاه کنید و خصوصیات مرد ایده آلتان را دوباره مرور کنید. آیا فکر می کنید چنین شخصی را می توان پیدا کرد؟ اگر از لیستتان راضی هستید، پس مشکل کجاست؟
 


حالا می خواهید خودتان بیرون بروید و مرد ایده آلتان را پیدا کنید یا در خانه می مانید تا او سراغ شما بیاید؟ اکثر زنان می گویند آنها منتظر می مانند تا مرد ایده آل خودش سراغشان برود. کلمه ی "منتظر ماندن" کمی توجهم را جلب می کند. منتظر ماندن به این معنی است که مردها به طور اتفاقی به سراغتان می آیند، شما آنها را یکی یکی مطابق با لیستتان بررسی می کنید. و آنهایی را که با لیست هماهنگ نبودند را دور می اندازید. بله، اما دوستان من همیشه بیاد داشته باشید که مرد ایده آل شما هم دنبای زن ایده آل خودش می گردد. شما چقدر برای این مسئله تلاش کرده اید؟ چقدر سعی کرده اید که زن ایده آل او باشید ؟ یا اینکه گفته اید شما را باید همینطور که هستید بپذیرد و تغییری نمی کنید؟
 


سوالی که این روزها مردها مکرراً از هم می پرسند این است که "این دخترهای خوب کجا رفته اند؟" به این کلمات خوب فکر کنید. ببینید مردها واقعاً دنبال چه هستند. آنها می پرسند که آن دخترهایی که از این لیست ها در دست ندارند کجا رفته اند. اکثر مردها دنبال کسی هستند که دوستش داشته باشند، احساس ویژه ای نسبت به او داشته باشند و همه چیز را با او شریک شوند. مشکل اینجاست که نمی توانند چنین شخصی را پیدا کنند چون زیر فشار این لیست ها قدرت عمل خود را از دست داده اند. به آنها گفته می شود که باید خود را با این لیستها تطبیق بدهند، آنها تلاششان را می کنند و بعد خودشان هم دیگر دنبال زن ایده آلشان می روند.
 


شما به عنوان یک زن ایده آل نگاهی به لیستتان بیندازید و ببینید که چقدر انعطاف به خرج داده اید. بعد نگاهی به مرد ایده آلتان بیندازید و ببینید که چقدر به دست آوردنی است. بعد نگاهی به خصوصیات و توانایی های خودتان بیندازید و ببینید چقدر با خصوصیات زن ایده آل سازگاری دارید. بعد از خانه بیرون بروید و دنبال مرد ایده آلتان بگردید.
 


در خانه منتظر آمدن مرد ایده آل نباشید، چون ممکن است یکدفعه ببینید که مرد ایده آلتان با زن دیگری ازدواج کرده در حالی که می توانست مال شما باشد. و در آخر بدانید که سازش اساسی ترین نکته در زندگی است. همانطور که از مرد ایده آلتان یکسری خصوصیات را انتظار دارید، سعی کنید خود را هم با خصوصیات زن ایده آل او هماهنگ کنید.






10 بازی ذهنی خانمها با آقایون

10 بازی ذهنی خانمها با آقایون


 

 

آشنایی با خصوصیات جنس مخالف برای هر فرد دشوار می باشد. علاوه بر این بازی هایی که هر یک از طرفین، بر سر دیگری در می آورد، نیز راه رسیدن به این شناخت را مشکل تر می کند. بگذارید روراست باشیم؛ همانطور که شاید خیلی از شما هم بدانید، هیچ مردی دوست ندارد با یک خانم وارد جنگ روانی شود.

ولی اصلا لازم به ترس نیست. در این قسمت 10 نمونه از بارزترین بازی های خانم ها در دنیای قرار های ملاقات ذکر شده است تا همه چیز در مورد خانم ها برایتان فاش شود.



شماره 10 :بازی انتظار

شما با او تماس می گیرید (اگرچه اغلب این کار را انجام نمی دهید یا حداقل اینکه نباید انجام دهید) و برایش پیغامی می گذارید تا با شما تماس بگیرد. ساعت ها و شاید روزها سپری می شود و خبری از او نمی شود. او به این دلیل شروع به وقت کشی می کند که هیچ گاه دوست ندارد خودش را مشتاق و یا علاقمند نشان دهد. هر چند جذب شما شده اما دوست ندارد با برقراری رابطه زیاد، شما را از دست بدهد.



چه کار کنید: پس از چند روز، مجددا با او تماس بگیرید و مطمئن شوید که پیغام شما به دستش رسیده است؛ از این مرحله به بعد همه چیز به دست اوست که آیا شما را می خواهد و یا اینکه از شما دوری می ورزد. اگر تمایلی به برقراری رابطه از خود نشان نداد می توانید به راحتی متوجه شده و عکس العمل مناسب را بروز دهید.

 



شماره 9 :بازی طعمه

عبارت "من فکر می کنم این شلوار منو کمی چاقم کرده..... تو چی فکر می کنی؟" سناریویی است که شما را در موقعیت مشکوکی قرار می دهد. نظر شما برای او از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اما سوال را طوری مطرح می کند که شما ناخواسته پاسخ مثبت به او بدهید. در چنین مواقعی کاملا هوشیار باشید.



چه کار کنید: به طعمه ای که بر سر راهتان قرار گرفته توجه نکنید. پیش از پاسخ دادن نباید بیش از اندازه مکث کنید. چه لباس برازنده او باشد چه نباشد، به او بگویید که بسیار زیباست و در آن لباس فوق العاده به نظر می رسد. اگر او در پاسخ گفت: "تو فقط به خاطر من داری اینو می گی" به او بگویید: " تو هر لباسی که بپوشی باز هم در نظر من زیبا هستی!". ممکن است دروغ باشد ولی به هر حال با این کار از یک جر و بحث طولانی جلوگیری می کنید.

 



شماره 8 : بازی بی دست و پایی

بعضی مواقع اتفاق می افتد که او دوست ندارد کاری را انجام دهد. برای اینکه شما را به نوعی وادار به انجام دادن آن کار نماید، چیزی شبیه به این می گوید: "من دقیقا نمی دونم باید این کار را چگونه انجام دهم." آن کار بخصوص شاید برنامه ریزی و یا نصب یک نرم افزار کامپیوتری باشد که اگر چه به خوبی از نحوه اجرای آن آگاه است، اما فقط دلش نمی خواهد آنرا انجام دهد.



چه کار کنید: در بیشتر موارد بهتر است که بی خیال چیزهای دیگر شده و درخواست او را اجرا کنید. اما مراقب باشید که این امر برای او به صورت عادت در نیایید؛ وگرنه همیشه مجبور هستید جور کارهای او را بکشید. در عوض در حین اجرای برنامه او را در کنار خود بیاورید و مراحل مختلف را به او آموزش دهید. با این روش او دفعه آینده برای شانه خالی کردن از زیر این کار هیچ بهانه ای ندارد.
 

 


شماره 7 : بازی دست نیافتنی جلوه دادن

خانم ها دوست دارند خودشان را در نظر آقایون دست نیافتنی جلوه دهند. گاهی اوقات نیز برای جلوگیری از بروز شکست عاطفی، احساسات خود را بیان نمی کنند. آنها قبل از شیرجه حرارت آب را تست می کنند به عبارت دیگر پیش از قبول ریسک شکست باید مطمئن شوند که آیا شما آنها را از صمیم قلب دوست می دارید یا خیر.



چه کار کنید: اگر دیدید که او در مورد احساستش نسبت به شما مطمئن نیست اما در عین حال به شما "اظهار علاقه" می کند وظیفه شما هم این است که کار مشابه را در مورد او انجام  دهید. اما در انجام این کار زیاده روی به خرج ندهید، چون شما نیز باید در نظر او دست نیافتنی جلوه کنید. اجازه دهید تا او بداند که دوستش می دارید، اما در عین حال باید او را متوجه کنید که در صورت عدم ایجاد رابطه مناسب شما می توانید به راحتی به دنبال شخص دیگری بروید.
 

 


شماره 6 :بازی " باید با هم صحبت کنیم"

این بازی معمولا زمانی شروع می شود که شما مشغول تماشای یک رویداد ورزشی مهم، نظیر جام جهانی هستید. یک بار دیگر او قصد دارد شما را امتحان کرده و از اولویت هایتان آگاه شود. او توجه شما را می خواهد آن هم در همان موقع مشخص.
 


چه کار کنید: اگر تلویزیون را برای 5 دقیقه بی صدا کنید، کار عاقلانه ای انجام داده اید. به حرف هایش گوش دهید و مجددا به ادامه بازی برگردید. اما اگر بگویید که حرف هایش را بگذارد برای بعد، او تلویزیون را خاموش کرده و یک مشاجره 5 ساعته شروع می شود. او مخ شما را پر می کند از اینکه برایش هیچ گونه اهمیتی قائل نیستید و مانند گذشته احساساتتان را بروز نمی دهید. به هر حال در هر دو مورد حق انتخاب با خود شماست.

 



شماره 5 :بازی مبادله ای

او معمولا وقتی از این بازی استفاده می کند که حرف از سکس به میان بیاید. او به طور آگاهانه به شما می گوید که در صورتی رابطه جنسی برقرار می کند که شما در عوض یکی از کارهای او را انجام دهید. خانم های کمی هستند که از کمک کردن مردها در کارهای خانه، خرید کردن، و یا دعوت کردن مادر خانم به صرف شام، لذت نمی برند.



چه کار کنید: شما هر چقدر بیشتر به درخواست های او پاسخ مثبت دهید او خیلی بیشتر به شما علاقه پیدا می کند. بنابر این جارو و خاک انداز خود را بردارید، برای خرید آماده شوید و با مادر زن خود گفتگو کنید. نقطه ناخوشایند این است که ممکن است شما کارهایی انجام دهید که از آنها لذت نمی برید، اما در عوض در انتهای روز احساس خوشحالی خواهید داشت. باید مطمئن شوید که او تا پایان معامله صادق است. در ضمن به خاطر داشته باشید که شما همیشه مجبور نیستید برای برقراری رابطه جنسی، لطفی در حق او انجام دهید.

 



شماره 4 : بازی ذهنی معکوس

این امر درست زمانی صورت می پذیرد که او دقیقا عکس آنچه را که می خواهد به زبان می آورد و از شما انتظار دارد تا عینا کاری را که در ذهنش دارد، انجام دهید. به عنوان مثال ممکن است از شما بخواهد تا ظرف ها را بشویید، اما این مطلب را به طور واضح بیان نمی کند، بلکه به جای آن می گوید من ظرف ها را می شویم و پس از اتمام کار از دست شما عصبانی می شود: که چرا به او کمک نکرده اید. گیج شدید؟! درک میکنم!



چه کار کنید: این بار که او بازی ذهنی معکوس را شروع کرد، خیلی مراقب باشید تا چیزی از دست ندهید. دفعه آینده وقتی نوبت به شستن ظرف ها رسید (و یا انجام هر کار دیگری) رفتار او را کاملا تحت کنترل داشته باشید. اگر او اشیا را به تندی به این طرف و آن طرف پرتاب می کرد، بهتر است به او بپیوندید و کمکش کنید.

 



شماره 3 :بازی ذهن خوانی

این بازی معمولا به همراه بازی ذهنی معکوس انجام می شود. رفقا، او از شما انتظار دارد تا ذهنش را بخوانید؛ زیرا تصور می کند که اگر واقعا به او اهمیت بدهید باید بدانید چه چیزی در ذهنش می گذرد. هر چند این بازی به هیچ وجه منطقی نمی باشد اما خانم ها باز هم انتظار دارند تا شما افکارشان را بخوانید.



چه کار کنید: پیش از اینکه گوی بلورین جادویی خود را در آورده و شروع به پیشگوی کنید، از او بپرسید که دوست دارد چه کاری برایش انجام دهید و دلیل آنرا هم اینطور توجیه کنید که فقط قصد خوشحال کردنش را دارید. به او نشان دهید که با تمام وجود در حال گوش کردن هستید و وقت خود را با حدس های آبکی از بین نبرید. اگر شما شروع کنید به حدس زدن، به احتمال زیاد گزینه نادرست را انتخاب می کنید.

 



شماره 2 :بازی سکوت

زمانی که او با شما صحبت نمی کند و شما را به سردی در آغوش می گیرد، باید بدانید که از دستتان ناراحت است. شاید خودتان هم به درستی از دلیل این امر آگاهی نداشته باشید.



چه کار کنید: مدام از او نپرسید که چه اتفاقی روی داده است. با این کار همه چیز را بدتر می کنید. حقیقت اینجاست که اگر ندانید که چه کاری انجام داده اید، اوضاع خیلی وخیم تر می شود. در حین زمانی که شما مشغول تحلیل و بررسی کارهای خود هستید او فرصت لازم را بدست می آورد تا خونسردی خود را مجددا بدست آورد. او ممکن است نزد شما بیایید، به چشم هایتان خیره شود و آه  و زاری کند و یا اینکه چیزی در روی سرتان بکوبد؛ که البته در صورت وقوع چنین سانحه ای می توانید از او بپرسید که چه اتفاقی روی داده و بعد نسبت به حل آن اقدام کنید.

 



شماره 1 :بازی اتمام حجت

این بازی، سرآمد تمام بازی هاست. و زمانی روی میدهد که ارتباطتان در خطر باشد. او از شما انتظار یک چیز بزرگی داشته، به عنوان مثال پیشنهاد ازدواج، حلقه و.... و اگر بر طبق خواسته اش عمل نکنید او اظهار می دارد که شما را ترک خواهد کرد. راست و دروغش به طرفتان بستگی دارد.



چه کار کنید: اگر احساس کردید که او بلوف زده، به کار خود ادامه دهید و به او بگویید که در حال حاضر آمادگی تشکیل زندگی مشترک را ندارید. اما اگر احساس کردید که حرف هایش صحت دارد، بهتر است بنشینید و با او صحبت کنید. اگر واقعا آمادگی نداشتید که رابطه خود را به سطوح بالاتر ارتقا دهید، شاید نوبت به آن رسیده باشد که به ارتباط خود خاتمه دهید.




وارد بازی شوید
همه چیز در اختیار شماست. در قسمت بالا 10 نمونه از مشهورترین بازی هایی را که خانم ها انجام می دهند، برایتان ذکر کردیم. حال که نسبت به آنها آگاهی پیدا کردید می توانید به راحتی زندگی آرامی را در کنار آنها شروع کنید.

نکاتی برای دخترخانم ها در اولین قرار با آقا پسرها

 

 نکاتی برای دخترخانم ها در اولین قرار با آقا

 

فرض کنید برای بار اول، با پسری (همکلاسی، ...) قراری گذاشته اید، قبل از رفتن و روبرو شدن با وی، در صحبتها و ارتباط اولیه چه نکاتی را باید رعایت کنید؟ در این مقاله به یک سری توصیه ها برای برخورد و عملکرد صحیح، اشاره می کنیم:

ما همواره در پی یافتن عشق حقیقی هستیم و در روابطمان با جنس مخالف، به دنبال دستیابی به آرامش و تفاهم بیشتر می گردیم. معمولاً، بیشتر روابط در ابتدا، لذّت بخش و شیرین است، اما به تدریج با بروز اختلافاتی، رو به شکست می انجامد، از طرفی در ابتدا دوست داریم هر رابطه ای در زندگی ما پایدار باشد، از طرفی دیگر هیچ تضمینی برای تداوم آن وجود ندارد، دخترخانم های محترم، برای تشخیص و تداوم یک رابطه ی مفید، به نکات زیر توجه کنید:


 

خودتان باشید! مهم ترین نکته در اولین ارتباط با یک پسر، این است که صرفاً خودتان باشید، بیشتر دخترها تحت تأثیر یک سری حرف های عامیانه، ظاهر و رفتار خود را متفاوت از خود واقعیشان، طوری نشان می دهند که مورد پسند پسر قرار گیرند. به یاد داشته باشید، اگر این رابطه ادامه پیدا کند، باید هر دو نفر از نظر تیپ رفتار و ظاهر، به همان صورت که روز اول دیده اند، باقی بمانند، امّا دریغ از آن که، طبع شما دوباره به حالت اول برمی گردد و با تغییر در رفتار و بروز ماهیت اصلی خود، اختلافات آغاز می شود. خیلی ضرورتی ندارد که آرایش و لباس خود را با مدلی خاص و عجیب درست کنید و در مقابل می توانید با ظاهر عادی خود حاضر شوید و در نوع نگاه و رفتارش دقّت کنید که آیا آن پسر شما را همین طوری که هستید پسندیده است یا خیر؟

دوستانه رفتار کنید، اساس هر رابطه بر پایه ی دوستی بنا شده است، بنابراین در ابتدای رابطه سعی کنید، احساسات و افکار او را درک کنید، البته لازم به ذکر است که هر پسری در روابط اولیه به دلیل عدم اطمینان، از بروز حس واقعی و درونی خود امتناع می کند، اما به مرور زمان و یافتن حس اعتماد و دوستی، شما را در احساسات درونی و حقیقی خود سهیم می کند، این خود، عامل اصلی در تداوم رابطه ی شما محسوب می شود.

احساس تملک نکیند، برخی دختران در روبطشان، دائماً دوست پسر خود را کنترل می کنند، اینکه کی؟ و به کجا؟ می رود، اگر شما یکی از آنها هستید، همین الان دست از این کار بکشید! بدترین چیزی که هر پسری را فراری می دهد این است که فکر کند کسی آزادی آنها را محدود می کند، حتی اگر دوست دخترشان باشد، در روابط وی با دوست های پسرش او را آزاد بگذارید و کنکاش نکنید، خونسرد باشید و به او زمان دهید تا نسبت به شما دلتنگ شود، در این موقع ناخودآگاه به دنبال شما می آید.

به او اعتماد کنید، اعتماد طرفین حکمیست الزامی در روابط دختر و پسر، هر گونه بدبینی در یکی از طرفین، ارتباط را به نابودی می کشاند، حس اطمینان را در خود تقویت کنید، به یاد داشته باشید از ابتدای رابطه، با کنکاش و سوالهای بی مورد در روابط وی با دیگران(مثل، صحبت با همکار خانم یا ...)، حس علاقه وی به شما هر روز کم تر می شود. البته همواره نظاره گر خوبی باشید و در صورت مشاهده ی علائم قطعی و اطمینان از خیانت در وی، مسئله را جدی بگیرید و با او برخورد کنید.

دخترانه رفتار کنید، رفتار دخترانه و ناز کردن برای دختران، همیشه مورد پسند پسران بوده است، اما فراموش نکنید بطور متعادل، در صورت افراط در این رفتار، در ذهن پسر افکار منفی شکل می گیرد و به نوعی دلزده می شود.

از بحث و جدل های بی مورد خودداری کنید، یکی از عمده دلیل های جدایی زوج ها، بحث و دعوا در مورد مسائلی است که در نهایت بسیار بی ارزش و احمقانه است! همواره به یاد داشته باشید که شما و دوست پسرتان، دو شخصیتی متفاوت با معیارها و صفاتی متفاوت هستید، بنابراین نمی توانید هیچ کدام از شما دقیقاً مثل دیگری رفتار کنید! اگر به تفاوت خصائص هر انسان با دیگری اعتقاد داشته باشید، با بکارگیری آن در رفتارتان همواره می توانید رابطه ای به دور از جنجال داشته باشید.

علاوه بر نکات فوق، در ابتدای رابطه، انتظار نداشته باشید که دوست پسرتان قول رابطه ای طولانی و تعهد زمان خاصّی را برای شما بدهد، چرا که این خواسته و مدت دوام این دوستی، تنها با گذشت زمان و چگونگی رشد آن رابطه نمایان می شود.

نکات مهم برای اولین رابطه جنسی در ازدواج


 

مخصوص هر دو نفر:

چطور می توانیم رابطه جنسی خوبی داشته باشیم؟

آنچه که در این مقاله عنوان می کنیم قانون نیست. قانون گذاشتن برای رابطه جنسی غیرممکن است – آنچه که مهم است این است که کاری که می کنید احساس خوبی به شما بدهد. و این احساس خوب باید بعد از رابطه جنسی هم باقی بماند—به هیچ وجه نباید بعد از رابطه جنسی مضطرب و نگران شوید که مبادا همسرتان باردار شود یا دچار بیماری شوید. به همین دلیل، برنامه ریزی برای جلوگیری از بارداری و رابطه جنسی ایمن باید مد نظرتان باشد.

 

چه زمان باید رابطه جنسی داشته باشیم؟

زمان رابطه جنسی اهمیت چندانی ندارد. آنچه مهم است این است که این زمان، زمانی باشد که هر دو نفر شما احساس راحتی کنید. خیلی از زوجین دوست دارند با سپیده صبح رابطه جنسی برقرار کنند، خیلی ها عصرها را ترجیح می دهند و بعضی دیگر تاریکی شب را. مهمتر از زمان رابطه جنسی، زمانی است که می خواهید با هم بگذرانید. برای اولین رابطه جنسی زمان زیادی را اختصاص دهید. روزهای تعطیل معمولاً بهتر است، می توانید کل روز را، حتی ساعت خواب را، صرف آن کنید.

 

آیا قبل از رابطه جنسی باید چیزی بخوریم یا بنوشیم؟

از خوردن غذای سنگین قبل از رابطه جنسی خودداری کنید چون خواب آلودتان می کند. غذای سبک بخورید، مشروب نخورید. الکل نعوظ را دشوار می کند.

 

کجا باید رابطه جنسی انجام دهیم؟

اینکه کجا رابطه جنسی انجام دهید تصمیم خیلی مهمی است. پیدا کردن جایی که هر دوی شما بتوانید حداقل تا 48 ساعت آینده تنها باشید خیلی سخت است. اما ارزشش را دارد.

تخت خواب بهترین محل برای عشق بازی است. اتاق خواب همه شرایط لازم برای داشتن یک رابطه جنسی فوق العاده را دارد: گرما، راحتی، فضای کافی و توالت. می توانید با هم دوش  بگیرید.

 

چه چیزهایی باید همراه داشته باشیم؟

هر چه که برای راحتیتان لازم است را با خود داشته باشید. کاندوم، بالشت مورد علاقه تان یا حوله حمام.

 

آیا هر دوی ما باید در یک زمان ارضاء شویم؟

نگران همزمان کردن ارگاسم ها نباشید. خیلی از خانم ها تازمانیکه تجربه کافی پیدا نکنند، در طول رابطه جنسی ارگاسم نمی شوند. خیلی بعید است که در اولین رابطه جنسی بتوانید هر دو با هم ارضاء شوید. پس سعی کنید که خوش بگذرانید و حتماً به همدیگر بگویید که چه چیز برایتان لذت بخش است و به ارضاء شدنتان کمک میکند.

 

 

مخصوص خانم ها:

 

اول باید چه کار کنم؟

نباید از همسرتان انتظار داشته باشید که در اولین جلسه بداند که چه چیز به شما لذت می دهد. این شما هستید که باید به او بگویید، دست های او را بگیرید و آن را جایی قرار دهید که راضیتان می کند. اصلاً خجالت نکشید و به او بگویید که دوست دارید چطور بدنتان را لمس کند. اگر دفعه اول شریک جنسیتان باشد، احتمالاً اضطراب و استرس زیادی خواهد داشت و آلت تناسلیش خوب واکنش نخواهد داد. برای تحریک دوباره آن  به صبر، آرامش و درک نیاز دارید. به همین خاطر است که گفتیم باید زمان زیادی را برای اولین رابطه جنسی خود اختصاص دهید.

 

آیا دردناک خواهد بود؟

احتمالاً داستان های زیادی درمورد درد از دست دادن باکرگی شنیده اید. برای بعضی از خانم ها واقعاً دردناک است اما اگر طرفتان کارش را درست انجام دهد درد زیادی نخواهید داشت. از روغن استفاده کنید و به همسرتان زمان دهید. خودتان بگویید که چه زمان برایتان  لذت بخش است و کی دردتان می گیرد.

 

رابطه جنسی را در چه حالتی باید انجام دهیم؟

خیلی از خانم ها دوست دارند رابطه جنسی دفعه اولشان را طوری انجام دهند که خودشان روی مردشان قرار گیرند چون در این حالت کنترل بیشتری روی آلت تناسلی مرد دارند. خیلی ها هم دوست دارند که مردشان روی آنها بخوابد و کنترل همه چیز را به طرفشان می دهند. حالتی را انتخاب کنید که برایتان بهتر ست. فقط یادتان باشد که به او بگویید که عجله نکند و درصورت نیاز از روغن مخصوص استفاده کنید.

 

 

مخصوص آقایون:

 

اگر نتوانستم به نعوظ دست پیدا کنم چه؟

شاید خنده دار به نظر برسد اما ممکن است این اتفاق واقعاً بیفتد. نگران نباشید چون کاملاً طبیعی است و همه آن تقصیر اضطراب و استرس شماست. یک نفس عمیق بکشید  برای مدتی با دست ها، لب ها و زبانتان رابطه جنسی انجام دهید. سعی کنید اضطرابتان را فراموش کنید و مطمئناً باشید که آلت جنسیتان واکنش می دهد.

 

اگر قبلاً رابطه جنسی نداشته ام باید حتماً به او بگویم؟

خیلی از مردها فکر می کنند چون مرد هستند باید مسئولیت رابطه جنسی را  برعهده بگیرند و مهم نیست که کدامشان تجربه بیشتری دارد. اگر شما تابه حال رابطه جنسی نداشته اید و طرفتان داشته است، اجازه بدهید که کنترل همه چیز دست او باشد. از اعتراف واقعیت نترسید. اگر خودتان هم نگویید مطمئن باشید که طرفتان خودش متوجه می شود که قبلاً رابطه جنسی نداشته اید و خودش همه چیز را نشانتان می دهد.

 

اگر خیلی زود ارضاء شدم چه؟

اگر خیلی زودتر از زمانی که می خواستید ارضاء شدید اشکالی ندارد، کمی عشق بازی کنید، بخوابید و باز دوباره امتحان کنید. بار دوم بسیار ریلکس تر خواهید بود.

 

آیا آلت تناسلیم به اندزه کافی بزرگ است و شکل درستی دارد؟

اندازه آلت جنسی یکی از نگرانی های بسیار متداول آقایون است. سایز متوسط آلت جنسی کمی بیشتر از 13، 14 سانت در زمان نعوظ است و این اندازه برای راضی کردن طرفتان کافی است. واژن خانم ها می تواند خیلی راحت خودش را با اندازه های خیلی بزرگ یا خیلی کوچک آلت جنسی مردها مطابقت دهد و اندازه آلت جنسیتان ارتباطی با ارضاء کردن طرفتان ندارد.

یک مسئله مهم دیگر شکل آلت جنسی است. خیلی از مردها نگران می شوند که چرا آلت جنسیشان به سمت پایین یا سمت چپ خم است و تصور می کنند چون هیچوقت هیچ مردی را در فیلم های پرنو با چنین آلت تناسلی ندیده اند، پس مال آنها طبیعی نیست. خیلی های دیگر فکر می کنند خم بودن آلت تناسلیشان به سمت پایین رابطه جنسی را برایشان دشوار می کند. اما یادتان باشد رابطه جنسی را می توان در حالات بی شماری انجام داد. واژن زن و آلت جنسی مرد می توانند به شکل های مختلف با هم جور شوند و هر حالت جدید برای رابطه جنسی لذت های جدیدی را به شما و طرفتان خواهد داد.

 

آیا شریک جنسی خوبی خواهم بود؟

یک شریک جنسی خوب بودن به طور خودکار ایجاد نمی شود. با انتخاب زمان مناسب، مراقبت و تمرین، مطمئن باشید هر آنچه که برای یک شریک جنسی فوق العاده لازم باشد را دارید. اولین جلسه رابطه جنسی برای هر دوی شما کمی ناشیانه خواهد بود اما آغازی برای فوق العاده ترین زمان های زندگیتان خواهد شد.