میل جنسی: مقایسه خانم ها و آقایان

 

 

 

 

متخصصین می گویند میل جنسی مردها بیشتر از زنان است اما میل جنسی زنها سیال تر است.


مردها هر زمانی که باشد می توانند به سمتش بروند اما خانم ها فقط وقتی سمت آن می روند که شمعهای خوشبو درخانه روشن باشد و شوهرشان ظرف های شام را شسته باشد. این کلیشه است که در ذهن همه ما وجود دارد، اما آیا واقعیت دارد؟ آیا میل جنسی در مردها قوی تر از زنان است؟

 

بله درست است. تحقیقات بیشماری نشان داده اند که بااینکه میل جنسی آقایون بیشتر از خانم ها نیست اما رک و راست تر است. اما برخلاف آقایون، منبع میل جنسی در خانم ها پیچیده تر است.

 

باور عمومی این است که خانم ها اهمیت بیشتری به رابطه احساسی در میل جنسی می دهند اما دیده می شود که به شدت تحت تاثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی هم قرار دارند.

دکتر ادوارد لاومن پروفسور جامعه شناسی در دانشگاه شیکاگو می گوید، "میل جنسی در خانم ها شدیداً متاثر از محیط و موقعیت است".

در زیر به هفت الگوی میل جنسی در خانم ها و آقایان که محققان دریافته اند اشاره می کنیم . یادتان باشد که ممکن است کسانی با این الگوها تفاوت داشته باشند.

 

 

1. مردها بیشتر به سکس فکر می کنند.

دکتر لومان گزارش می دهد که اکثریت مردهای بالغ زیر 60 سال حداقل یکبار در روز به سکس فکر می کنند. اما فقط یک چهارم خانم ها به این میزان روزانه درمورد سکس فکر می کنند. با بالاتر رفتن سن در خانم و آقایون، این خیالپردازی ها کمتر می شود اما همچنان خیالپردازی های مردان در مورد رابطه جنسی دوبرابر خانم ها باقی می ماند.

 

در یک تحقیق بسیار جامع که در آن مقایسه ای بین میل جنسی خانمها و آقایان انجام گرفت، روی باومایستر یک روانشناس اجتماعی در دانشگاه ایالتی فلوریدا دریافت که تحریک جنسی ناگهانی در مردها بسیار بیشتر از خانم ها گزارش شده و مردها خیالپردازیهای بیشتر و متفاوت تری دارند.

 

 

2. مردها حریصانه تر دنبال سکس هستند.

باومایستر گزارش می دهد که در ابتدای رابطه، در اواسط آن و بعد از گذشت سالیان سال از آن،  مردها بیشتر از زن ها سکس می خواهند. این مسئله فقط مختص افراد با گرایش جنسی عادی نیست، مردان همجنس باز هم خیلی بیشتر از زنان همجنس باز در کلیه مراحل رابطه سکس می خواهند. مردها حتی تعداد بیشتری شریک جنسی طلب می کنند و علاقه بیشتری به سکس های اتفاقی دارند.

 

حتی در مواقعی که رابطه جنسی ممنوع است یا موقعیت آن وجود ندارد، مردها خیلی بیشتر از زنان دنبال سکس هستند.

·        دکتر لومان می گوید، تقریباً دو سوم آقایون خودارضایی می کنند حتی بااینکه تقریباً نیمی از آنها درمورد آن احساس گناه می کنند. درعوض تقریباً 40 درصد از خانم ها اقرار به خودارضایی می کنند و تکرر این خودارضایی ها هم بین خانم ها کمتر از آقایون است.

 

·        فحشاء نیز نشاندهنده تمایل مردان به داشتن سکس است نه برعکس آن.

 

·        زنان راهبه خیلی بهتر از کشیش ها به تعهد خود برای دور ماندن از رابطه جنسی عمل می کنند. آمار نشان می دهد که 62 درصد از کشیش ها به داشتن فعالیت جنسی اقرار کرده اند درحالیکه این عدد در میان زنان راهبه 49 درصد است.

 

 

3. طبیعت جنسی خانم ها بسیار پیچیده تر از آقایون است.

چه چیز خانمها را تحریک می کند؟ حتی خودشان هم نمی دانند. مردیت چیورز محقق دانشگاه نورس وسترن و همکاران او در تحقیقی فیلم های تحریک آمیز به مردان و زنان همجنس باز، مردان و زنان با تمایل جنسی به جنس مخالف نشان دادند و از آنها خواستند میزان تحریک جنسی خود را گزارش کنند و توسط ابزارهایی که به دستگاه تناسلی آنها متصل بود میزان تحریک واقعی آنها را اندازه گیری کردند.

 

نتایج آقایون قابل پیش بینی بود: مردان با تمایل جنسی به جنس مخالف گزارش دادند که با تصاویر مربوط به سکس مرد-زن و زن-زن تحریک بیشتری داشته اند و ابزارهای اندازه گیری هم ادعای آنها را تایید کرد. مردان همجنس باز گزارش دادند که تصاویر مربوط به سکس مرد-مرد آنها تحریک کرده و باز هم ابزارهای اندازه گیری ادعایشان را تایید کرد. درمورد خانم ها، نتیجه به دست آمده جالب تر بود. زنان با تمایل جنسی به جنس مخالف ادعا کردند که تصویر مربوط به سکس مرد-زن تحریک بیشتری برایشان به وجود آورده اما ابزار اندازه گیری نتایج یکسانی را برای هر سه نوع سکس (مرد-زن، زن-زن، مرد-مرد) نشان داد.

 

مایکل بایلی محقق جنسی در دانشگاه نورس وسترن می گوید، مردها درمورد اینکه با چه کسی تحریک می شوند، با چه کسی می خواهند سکس داشته باشند یا عاشق چه کسی می شوند بسیار سخت و صریح هستند.

 

اما در مقابل خانم ها به خاطر میل جنسیشان که نسبت به آقایان چندان رک و راست نیست، تمایل بیشتری نسبت به داشتن رابطه با جنس خود دارند. بایلی می گوید، احتمالاً ظرفیت خانم ها برای علاقه مند شدن به جنس موافق خود از نظر جنسی و عاشق جنس موافق خود شدن ظرفیت بیشتری نسبت به مردها دارند. البته لزوماً اینکار را انجام نمی دهند اما ظرفیت آن را دارند.

 

ادعای بایلی را تحقیقاتی تایید می کنند که نشان می دهند همجنس گرایی در میان خانم ها شایع تر از آقایان است. باومایستر در تحقیق دیگری دریافت که زنان همجنس گرای بیشتری از سکسی که اخیراً با مرد داشته اند گزارش کردند تا مردان همجنس گرا درمورد داشتن سکس با جنس مخالف خود. همچنین خانم  ها خیلی بیشتر از مردان خود را دو جنسی می دانند.

 

 

4. تمایل جنسی خانم ها بیشتر از آقایون تحت تاثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی است.

باومایستر در تحقیقات خود راه های مختلفی که گرایشات، رفتارها و تمایلات جنسی خانم ها خیلی بیشتر از آقاین متاثر از عوامل اجتماعی و فرهنگی بوده را نشان داده است.

 

·        گرایش خانم ها نسبت به آقایون در برابر رفتارهای جنسی مختلف با گذشت زمان بیشتر دستخوش تغییر می شود.

 

·        خانم هایی که مرتباً کلیسا می روند گرایشات کمتری به سکس دارند. اما در میان مردان رابطه ای بین کلیسا رفتن و گرایشات جنسی یافت نشد.

 

·        خانم ها خیلی بیشتر از آقایون در تصمیمات خود درمورد سکس تحت تاثیر همسالان خود هستند.

 

·        خانم هایی که تحصیلات بالاتری دارند، فعالیت های جنسی متنوع تری را تجربه کرده اند. اما سطح تحصیلات در آقایون تفاوتی ایجاد نمی کند.

 

·        خانم ها نسبت به آقایون تناقض بیشتری در اظهار ارزشهای خود درمورد سکس قبل از ازدواج دارند.

 

اما چرا تمایل جنسی در خانم ها به نظر کمتر است و بیشتر تحت تاثیر قرار دارد؟ برخی می گویند این مسئله به قدرت بیشتر مردها در جامعه مربوط می شود، یا به انتظارات جنسی متفاوت تر  مردها در مقایسه به خانم ها. دکتر لومان مسئله را از دیدگاه جامعه شناختی توضیح می دهد.

 

لومان می گوید مردها هرکاری می کنند تا سکس داشته باشند تا بتوانند تمایلات دستگاه تناسلی خود را برآورده کنند. درمقابل، خانم ها درانتخاب شریک جنسی خود بسیار دقیق هستند چون این آنها هستند که در معرض باردار شدن قرار دارند و ممکن است مجبور شوند از یک بچه نگهداری کنند. کیفیت رابطه برای آنها بسیار مهمتر از مردان است چون آنها شریکی می خواهند که با آنها بماند و از فرزندشان نگهداری کند. حتی برایشان مهم است که با کسی باشند که وضعیت مالی قابل قبولی داشته باشد تا بتواند از فرزندشان حمایت بهتری بکند.

 

 

5. خانم ها برای ارضای جنسی راهی کمتر مستقیم انتخاب می کنند.

خانم ها و آقایون راه های متفاوتی را برای رسیدن به میل جنسی خود می پیمایند. استر پِرِل روان درمانگر می گوید، "از خیلی از خانم ها می شنوم که میل آنها بیشتر از بین گوشهایشان شروع می شود تا پاهایشان. برای خانم ها حتماً باید یک موضوع و طرح اولیه وجود داشته باشد تا رمان عشقیشان نوشته شود. این اشتیاق است که سوخت تمایل آنها را تشکیل می دهد.

دکتر پِرِل اضافه می کند، "تمایل جنسی خانم ها خیلی بیشتر وابسته به موقعیت، درونی و احساسی است. اما درمقابل مردها نیازی به اینهمه خیالپردازی ندارند چون سکس برایشان بسیار ساده تر و سرراست تر است."

 

این به آن معنا نیست که مردها به دنبال صمیمیت، عشق، و رابطه نزدیک نیستند. آنها فقط نقش سکس را متفاوت تر می بینند. دکتر پِرِل اینطور توضیح می دهد که، "خانم ها می خواهند که اول حرف بزنند، نزدیک بشوند، و بعد سکس داشته باشند اما برای آقایون سکس همان رابطه و نزدیکی است. سکس زبانی است که مردها برای ابراز احساسات خود استفاده می کنند. سکس زبان صمیمیت مردهاست."

 

 

6. ارگاسم و ارضای جنسی در خانم ها با آقایون متفاوت است.

بااینکه محققان دریافته اند که تعیین میزان ارگاسم در خانمها درمقابل آقایون کار دشواری است اما درمورد مدت زمانی که می کشد مردها یا زن ها به ارگاسم برسند اطلاعات دارند. براساس گفته های پروفسور لومان، برای مردها به طور متوسط چها ردقیقه از زمان داخل شدن تا ارضاء طول می کشد اما این مدت برای خانم ها 10 تا 11 دقیقه است، البته اگر به ارگاسم برسند.

 

این یک تفاوت دیگر بین دو جنسیت است: یعنی چند وقت یکبار در طول سکس ارگاسم می شوند. درمیان مردان 75% گزارش میدهند که همیشه به ارگاسم می رسند و این میزان برای خانم ها 26 درصد است.

 

 

7. تمایل جنسی در خانم ها کمتر از آقایون تحت تاثیر دارو است.

ازآنجاکه تمایل جنسی آقایون درمقایسه با خانم ها مستقیم تر وابسته به بیولوژی است، جای تعجب نیست که کم بودن تمایل جنسی در آنها راحت تر با داروها درمان شود. مردها می توانند برای اکثر مشلات جنسی خود از دارو استفاده کنند و نتیجه بگیرند اما درمورد خانم ها استفاده از دارو برای بالا بردن میل جنسی چندان موثر نیست.

 

تستوسترون هورمونی است که در مردها و زن ها به میل جنسی مرتبط است. اما این هورمون درمردها با میل جنسی پایین سریعتر از زن ها عمل  می کند. در میل جنسی یک عامل هورمونی وجود دارد  که درموردها بسیار مهمتر از خانم هاست.

 

یک داروی جنسی به نام Intrinsa در اروپا روی خانم ها خیلی خوب موثر بود اما FDA آن را به خاطر عوارض طولانی مدت احتمالی تایید نکرد. این مسئله پژوهشگران را به این مسئله متوجه کرد که آیا برای درمان پایین بودن میل جنسی در خانم ها باید از دارو استفاده شود یا خیر. پژوهشگران به نتایج یک تحقیق بسیار جامع اشاره می کنند که نشان داد 40 درصد از خانم ها نوعی مشکل جنسی را گزارش داده اند که بیشتر پایین بودن میل جنسی بوده اما فقط 12 درصد از آنها نسبت به وضعیت خود احساس ناراحتی داشتند. باتوجه به کلیه عوامل، پزشکان عقیده دارند که دارو باید آخرین چیزی باشد که برای درمان پایین بودن میل جنسی در خانم ها استفاده شود، نه اولین آن.

قوانین عشق بی قید و شرط

 

 

شاید احمقانه به نظر برسد اما داشتن یک عشق بی قید و شرط نسبت به همسرتان شاید مهمترین قدمی باشد که در زندگی زناشویی خود برمی دارید.
 


تعطیلات آخر هفته پیش با دوستان دوران دانشگاه به مهمانی رفته بودم. دو روز تمام کلی زن جمع شده بودند تا عشق و آغاز تازه ازدواج را جشن بگیرند. تعطیلات فوق العاده ای بود. خیلی از زوج ها در مراحل اولیه ازدواج ادعا می کنند که عشقشان به همسرشان کاملاً بی قید و شرط است. می دانم که خیلی از متخصصین به عشق بی قید و شرط بین دو زوج اعتقاد ندارند اما به عقیده من در یک ازدواج عالی باید عنصر عشق و محبت به یکدیگر وجود داشته باشد که بتواند جایگزین هر اشتباه و تقصیری شود. شاید فکر کنید من یک عاشق پیشه ناامید هستم اما باور دارم که عشق، حتی بین دو زوج باید و می تواند که بی قید و شرط باشد.
 


عشق بی قید و شرط یعنی محبت ما برای همدیگر براساس یکسری رفتارها و خصوصیات خاص نباشد. باید همسرتان را به خاطر خود او دوست داشته باشید نه به خاطر اینکه خوش هیکل است یا چون هر شب برایتان شام درست می کند. این همان عشقی است که نامزدها و زوج های تازه ازدواج کرده به آن باور دارند. عشق بی قید و شرط آن عشقی است که نه علیرغم تقصیرات بلکه به خاطر آن باشد. این عشق شماست که وجود آنها را توصیف می کند. همیشه تا قبل از اینکه زندگی واقعی خود را نشان دهد همه چیز عالی زیباست.
 


زوج ها در ابتدا آنقدر مسحور عشق می شوند که فراموش می کنند به منطق شراکت در یک زندگی و طریقه رفتار کردن با همدیگر توجه کنند. متاسفانه، با گذشت زمان عاقل تر و هوشیارتر می شویم و ناگهان می فهمیم که آنچه قبلاً برایمان دوست داشتنی بود الان آزاردهنده شده است. بلندپروازی های شوهرتان که یک روز به نظرتان جذاب بود دیگر نشاندهنده خودبینی و تکبر او می شود. یا توجه زنتان به جزئیات نشانه حس کنترل گری او می شود. این زمانی است که زوج ها می مانند که کجای کارشان اشتباه بوده است. چطور می شود که وقتی کسی که بی قید و شرط دوستمان دارد در آنچه که هستیم اشکال و ایراد پیدا می کند؟ احتمالاً مشکل از عشق است...درست است؟



تنظیم قوانین پایه

مسئله روشنی که اینجا می توانیم بگوییم این است که آن عشق تغییر کرده است یعنی همسرمان دیگر ما را بی قید و شرط دوست ندارد، اما معمولاً موضوع این نیست. واقعیت این است که اکثر زوج هایی که می بینم به این نقطه رسیده اند مثل قبل همدیگر را دوست دارند. مشکل این نیست که عشقشان تغییر کرده است، مشکلشان این است که هیچوقت برای روابطشان قانون نگذاشتند یا قوانینشان باید به روز شود. پس همانطور که می بینید، بااینکه عشق می تواند بی قید و شرط باشد اما روابط سالم به قانون نیاز دارند.
 


می دانم که این نیاز به درک متقابل دارد. اما واقعیت این است که روابط برای تحمل استرس و چالش های زندگی نیاز به حد و مرز دارند. من معمولاً این نیاز به حد و مرز در عشق را با بچه دار شدن مقایسه می کنم. پدر و مادر به طور کل فرزندانشان را بی قید و شرط دوست دارند اما برای بزرگ کردن آنها باید قوانینی وجود داشته باشد. به همین ترتیب است که به آنها یاد می دهیم با دیگران کنار بیایند و جهان را درک کنند. قانون و حد و مرزباعث می شود که بچه (با همسر) خیلی خوب درک کند که چطور رابطه مثبت با کسانی که دوستشان دارد برقرار کند و نیازهایش را بیان کند. شادترین و خوشبخت ترین بچه ها کسانی هستند که با والدینی زندگی می کنند که در ابراز عشق و نیازهایشان راحت هستند. روابط صمیمانه مثل ازدواج هم نیاز به همان راهبردها برای ایجاد یک رابطه عمیق و بادوام دارد.
 


حد و مرز درواقع همان قوانین تعهد است، یعنی یکسری راهبرد برای اینکه بفهمیم چطور باید ارتباط برقرار کنیم و اینکه از سایرین چه می خواهیم. این حد و مرزها به هر فرد این امکان را می دهد که فردیت خود را حفظ کند به جای اینکه همدیگر را کنترل کنند، به اتفاق هم رشد کنند. این حد و مرزها همچنین تعهد یک ازدواج را حفظ می کند و ارتباطی بادوام و سالم بین دو طرف ایجاد می کند. همین حد و مرز سالم است که باعث می شود بعضی زوج ها به هم وفادار بمانند درحالیکه سایرین با مشکلات بی وفایی و خیانت دست و پنجه نرم می کنند. این حد و مرز ها همچنین از مورد سوءاستفاده قرار گرفتن در رابطه هم فرد را حفظ می کند. بااینکه ممکن است بدون هیچ شرطی همسرتان را دوست داشته باشید به این معنا نیست که حق دارید در یک محیط ناامن یا از نظر احساسی زیان بخش با او زندگی کنید.

این حد مرزها باعث می شوند آزادانه و عمیق هم را دوست داشته باشیم و درک مشخصی از آنچه برایمان قابل قبول است ایجاد کنیم.
 


راهی به سوی عشقی بی قید و شرط

اما چطور می توانیم عشقمان را عمیق و بی قید و شرط نگه داریم درحالیکه قوانینی مشخص و سالم برای رابطه مان ایجاد کرده ایم؟ گفتگوی آزاد و تفکر شخصی صادقانه رمز کار است. ایجاد قانون برای رابطه نیازمند این است که هر دو طرف با هم و با خودشان راحت و صادق باشند. این لحظه های صداقت لازم نیست همیشه به صورت گفتگوهای مدنی باشد. گاهی اوقات این لحظات غیرمترقبه پیش می آیند و چیزهایی که یاد می گیرید همان چیزهایی نیست که می خواستید بشنوید. اگر می توانید ریسک کنید که صادق باشید و آسیب پذیر، خواهید توانست ازدواجتان را به سمتی مثبت هدایت کنید.
 


بهترین لحظه ای که من و شوهرم در زندگی مشترکمان تجربه کردیم و از طریق آن قانون برای رابطه مان مشخص کردیم زمانی بود که من به او گفتم آنقدرها که ادعا می کرد شخص مدرنی نیست. در لخظه ای که واقعاً از دستش خسته شده بودم به او گفتم که او به یک زن سنتی نیاز داشته که خانه بماند و برایش آشپزی کند و لباسهایش را بشوید، نه یک شریک هم سطح خود که همیشه ادعا می کرد. توقع داشتم که با این حرفهایم از خودش دفاع کند و بگوید که زندگی می خواهد که دو طرف در آن همه چیز را 50/50 سهیم باشند. اما درعوض با یک گفتگوی کاملاً صادقانه روبه رو شدم. با کمال تعجب فهمیدم که حرفم درست بوده و او ماه هاست که برای فهماندن آنچه که واقعاً از ازدواجمان انتظار دارد در کشمکش بوده است.
 


اینطور به نظر رسید که او توقع داشته من نقش سنتی تری را در خانه ایفا کنم، نه زنی مستقل در چارچوب زندگی مدرن امروز. این به آن معنا نبود که از کارم بیرون آمدم و خانه نشستم و به اتو کردن و غذا پختن مشغول شدم، نه.

 

چمدانم را هم نبستم که قهر کنم و خانه پدرم برگردم و دنبال کسی باشم که دنبال زنی با عقاید من باشد. در عوض نشستیم و برای نحوه اداره مسئولیت های خانواده با هم صحبت کردیم. الان هم به نظر می رسد که خیلی بیشتر از آنچه که فکر میکردم زنی سنتی هستم و خیلی وقت ها از خانه کنار فرزندانم نشستن لذت می برم و نیمه وقت هم در یک مدرسه تدریس می کنم. او هم فهمید که می تواند در خیلی کارهای خانه به من کمک کند بدون اینکه ناراحت شود. این درس ها را ما در کنار هم یاد گرفتیم و توانستیم که به همدیگر برای رسیدن به اهدافمان کمک کنیم. مهم نیست که رابطه تان چطور باشد، عشق بی قید و شرطتان می تواند تا آخر عمر ادامه داشته باشد. تنها کاری که باید بکنید این است که آنها را بخشی از قوانین درآورید.

 



رابطه علاقه زوجین با فرم خوابیدن آنها در کنار یکدیگر


 

 

عوامل متعددی در روابط بین افراد تأثیر دارد. از جمله در رابطه زن و مرد (چه ازدواج و ...) یک سری مسائلی بی اهمیّت شمرده می شود، در حالی که همین مسائل، جزئی از زبان عشق است. یکی از آنها طرز خوابیدن دو نفر است که کاملاً حد و اندازه علاقه دو نفر را به هم نمایان می کند.

در واقع اینکه دو نفر یکدیگر را در آغوش بگیرند و یا به آرامی در کنار هم بخوابند، خود باعث ترمیم و بهبود روابط بین آنها می شود. در مقابل عواملی چون، خرو پف و دندان ساییدن در خواب، موجب سلب آرامش نفر مقابل و مشکلات بعدی می شود و در آخر بدون اینکه عمداً این کار را بکنید، طرف شما فکر می کند که از قصد اینکار را می کنید تا وی را آزار دهید، در حالی که شما واقعاً خواب هستید!

در اینجا به حالاتی از نحوه خوابیدن دو نفر کنار هم اشاره می کنیم، امّا قبل از خواندن این مقوله، یادآور می شویم که اگر شما دقیقاً با این روشها نمی خوابید دلیل بر وجود مشکل در روابطتتان نیست، به یاد داشته باشید هیچ چیز مطلق خوب یا بد نیست و نحوه ی خوابیدن یک چیز شخصی و از روی عادت است.

در آغوش هم خوابیدن: خوابیدن در حالی که نفر مقابل شما را از پشت شما در آغوش گرفته و دستانش را به دور شما انداخته، در این حالت وابستگی و نزدیکی کاملاً بین دو نفر نمایان است، البته لازم به ذکر است این وضعیت بیشتر مخصوص زوج های جوان و اوایل ازدواج است.  این نزدیکی جسم و چسبیدن کامل جسم به یکدیگر، سبب افزایش امنیت و کاهش استرس بین دو نفر می شود.

به نرمی در آغوش گرفتن : این حالت تقریباً شبیه وضعیت قبل است با این تفاوت که تماس زن و شوهر تنها در ناحیه های دست، زانو و پاها به همدیگر است که بیشتر در زوجهایی دیده می شود که 5 تا 6 سال از ازدواجشان می گذرد، در این حالت نیز هنوز امنیت حس می شود.

در آغوش خوابیدن مثل ماه عسل: در این حالت همانطور که از اسمش پیداست صورت دو طرف رو به هم است و تمام بدن از گونه تا نوک پا کاملاً به همدیگر چسبیده و حسّ نزدیکی و وابستگی از نحوه ی خوابیدن آنها موج می زند، به نوعی که هر دوطرف ناخودآگاه به این حالت رو می آورند. معمولاً بعد از نزدیکی دو نفر این طور می خوابند، اگر بعد از گذشت سالها از ازدواج باز هم این حالت ادامه یافت، نشان دهنده ی این است که هر دونفر از ته دل وابسته یکدیگر هستند و درجه عشقشان به همان اندازه ی اول ازدواج است.

خوابیدن شاهانه: اینکه نفر مقابل به پشت بخوابد در حالی که صورتش رو به سقف است به طوری که برتری خود را نشان دهد و زن به روی شانه های او تکیه دهد و در این بین زن وابستگی و تواضع خود را نسبت به عشقش نشان می دهد. این طرز خوابیدن نشان دهنده ی تعّهد و اطمینان بین این دو نفر است. در این حالت ممکن است سر زن به روی سینه ی مرد باشد که بیشتر در مورد زنهای جوان و مردهای مسن دیده می شود.

حالت بودایی: در این حالت هر دو نفر پشت به هم خوابیده امّا هنوز از پشت نیز به همدیگر چسبیدند! در این حالت شاید در دید اول، عدم تعلق و وابستگی دو نفر برداشت شود، امّا این به معنای این است که هنوز آنها تمایل زیادی برای سکس و تماس با هم دارند.

به هم چسبیدن پا: بیشتر بین زوجینیست که با یکدیگر بحث و اختلاف داشتند، به نوعی می خواهند بگویند که با هم مشکل دارند، امّا چسبیدن پا بازهم نشانه ی مثبتیست، بدان معنی که همه چیز مثل قبل است با این تفاوت که هر دو هنوز به یاد بحث و اختلاف هم هستند!

جدا از هم: در این حالت زن و شوهر کاملاً از هم جدا خوابیده، بطوریکه یک نفر طرف راست تخت و دیگری پشت به دیگری و آن طرف می خوابد. در این حالت هیچ تماس بین دو نفر نیست، شاید در نگاه اوّل این طرز خوابیدن منفی باشد، امّا در نگاهی دیگر می توان چنین برداشت کرد که هر دوی آنها دوست دارند طرف مقابل راحت بخوابد و از فضای انحصاری تخت خود استفاده کند. چرا که شاید یکی عادت دارد بالش را بغل کند و دیگری چمپاته بخوابد، یا اینکه طرف مقابل آنقدر باز و راحت می خوابد که خود احتیاج به یک تخت دو نفره دارد! بنابراین این طور خوابیدن ازطرفی نوعی ملاحظه کاری و از طرف دیگر نوعی راحت کردن خود از دیگری و داشتن خوابی راحت است!

دیو و دلبر: ظاهر در برابر شخصیت

در این دنیای سوپر مانکن های زیبا و سوپر استارهای پر زرق و برق، زیبایی و صورت خوش با پول، احترام، تحسین، و تکریم پاداش داده می شود. با اینکه مانکن ها و هنر پیشگان فقط قسمت بسیار کوچکی از جمعیت جهان را شامل می شوند، اما رسانه های گروهی ذهن سایرین را به کلی مغشوش کرده است. مردم هر روز فشار بیشتری بر خود می آورند تا به زیبایی ستارگان مجلات مد روز شوند، و این مسئله در انتخاب همسر نیز بسیار تاثیر گذار بوده است.



در تحقیقی که به تازگی انجام گرفته است، این سوال پرسیده شد: کدام جنبه از ویژگی های فردی در انتخاب همسر برای شما اهمیت بیشتری دارد؟ نتایج تحقیق به صورت زیر بوده است:


 

کدام جنبه از ویژگی های فردی در انتخاب همسر برای شما اهمیت بیشتری دارد؟
 

 

 

 

 

 

زن ها

 

 

مردها

 

 

شخصیت

 

 

%62.5

 

 

%49.5

 

 

هوش

 

 

%25.5

 

 

%22.6

 

 

زیبایی صورت

 

 

%7.1

 

 

%12.7

 

 
زیبایی بدن و هیک
 

%3.1

 

 

%14.5

 

 

موفقیت های کاری

 

 

%1.5

 

 

%0.5

 

 

 حال که ارقام آماری را می دانید، فهمیدید که نظر افراد در ترجیح زیبایی به شخصیت چگونه است.


زیبایی ظاهر در مقابل شخصیت افراد، اهمیت بسیار کمتری دارد. وقتی فرد پَست و گستاخ باشد، زیبایی صورت او دیگر اهمیتی نخواهد داشت. البته خودِ من همیشه اول جذب ظاهر خوب فرد می شوم و بعد در پی کشف شخصیت او می روم، آنوقت تصمیم می گیرم که با او بمانم یا نه.


به نظر من زیبایی ظاهر و باطن به یک اندازه اهمیت دارد. هیچیک به تنهایی کافی نیست. منظور من از ظاهر خوب، چیزی است که به نظر خودِ من زیبا و جذاب باشد، و برای من نظر اجتماع در رابطه با جذابیت به هیچ وجه ملاک نیست. البته اگر قرار است در انتخاب خود اشتباه کنم، ترجیح میدهم که این اشتباه در مورد ظاهر فرد باشد، چون اگر کسی باطناً خوب باشد، برای من جذاب خواهد شد.


البته من برای اینکه بتوانم با کسی بمانم، حتماً باید از نظر ظاهری نیز مجذوب او باشم، اما اگر مجذوب باطن و اخلاق او باشم، مطمئناً رابطه مان دوام بیشتری پیدا خواهد کرد. شخصت افراد همیشه حرف اول را می زند. من ترجیح می دهم با آدم زشتی که می دانم واقعاً دوستم دارد بمانم تا مرد جذاب و خوش هیکل پست فطرت و خیانتکار.


من فکر میکنم می توانم کسی را که بتوانم همه ی  روز تماشایش کنم، قربانی کسی کنم که بتوانم همه ی روز با او حرف بزنم. آنچه من می خواهم، یک نفر با ظاهر و اخلاق خوب است. البته اگر مجبور به انتخاب باشم، مطمئناً کسی را که اخلاق خوب و قیافه ی متوسط دارد به پسر جذاب ولی خود خواه و عیاش  ترجیح دهم.


باور میکنید اگر بگویم قیافه ی ظاهری آنقدرها هم برای من اهمیت ندارد؟ به نظر من زنی خوشگل با قیافه ی خیره کننده ای که اخلاق و شخصیت درستی ندارد به هیچ وجه زیبا و سکسی نیست. این فکر آدم ها، شوخ طبعی، یکدلی، و خلاقیت و همه ی چیزهای مشابه با آنها است که  باعث زیبا بودن افراد می شود. همه این چیزها بسیار از صورت ظاهری افراد مهم تر هستند. کسی که احمق یا بد اخلاق باشد، و یا اخلاقیات من را زیر سوال ببرد، به نظر من به هیچ وجه زیبا نیست. و اهمیتی ندارد که قیافه اش چقدر جذاب و فریبنده باشد.


من فکر میکنم اگر فرد مورد نظر شخصیت و اخلاق خوبی داشته باشد، می توان در مورد صورت ظاهری او تجدید نظر کرد و آن را نادیده گرفت، از آن گذشته همه ی ما وقتی پیر می شویم چاق و زشت می شویم.


صورت ظاهری از این نظر اهمیت دارد که پایه و مبنای کشش و جاذبه ی جنسی و فیزیکی را ایجاد می کند. گرچه رابطه های بادوام معمولاً به خاطر یکدلی و تشابه فکری و شخصیتی دو طرف بوده است اما یکدلی و جاذبه ی جنسی بین دو طرف نیز اهمیت بسیاری دارد.


فرد باید از نظر جنسی و ظاهری نیز مجذوب طرف مقابل خود باشد، تا بتواند در رابطه سرمایه گذاری کند. معمولاً اولین چیزی که در یک نفر ما را به خود جذب می کند، زیبایی ظاهری اوست، اما اگر بعدها در ارتباطات بیشتر پی به فقدان شخصیت آن فرد بردیم، مطمئناً رابطه کمرنگ تر خواهد شد. معمولاً وقتی افراد صمیمی تر می شوند، شخصیت و خصوصیات اخلاقی آنها برای هم اهمیت بیشتری پیدا می کند.


وقتی برای دفعه ی اول کسی را ملاقات می کنیم، هیچ راهی برای ما وجود ندارد تا پی به شخصیت او برده و مجذوب آن شویم. اما وقتی با او بیشتر آشنا می شویم، وضعیت فرق می کند. اگر تضاد شخصیتی بین ما و فرد مقابل وجود داشته باشد، هر چقدر هم که صورت و ظاهر زیایی داشته باشد، مطمئناً ادامه ی رابطه غیرممکن خواهد شد. اما وقتی از نظر عقیدتی و اخلاقی نیز دو طرف با هم تفاهم داشتند، آنوقت صورت زیبای ظاهر یک امتیاز خواهد بود نه عامل اصلی.


به نظر من وقتی کسی اخلاق و شخصیت درست و جذابی نداشته باشد، آنوقت صورت و ظاهر زیبایش جز خودنمایی کردن چه فایده ی دیگری می تواند داشته باشد. در مقابل صداقت و وفاداری، زیبایی های ظاهری به سرعت فراموش می شوند. من ترجیح می دهم با کسی باشم که بتوانم به او اعتماد کنم تا یک پسر خوش تیپ و جذابی که همیشه نگران این باشم که مبادا به من دروغ می گوید.


داشتن صورت زیبای ظاهر بسیار خوب است، اما شخصیت اهمیت بیشتری دارد. زیبایی با بالا رفتن سن کمرنگ می شود، اما شخصیت و اخلاق خوب هیچگاه از بین نمی رود.


افراد باید از نظر شخصیتی با هم سازگار و دمساز باشند، لازم نیست کاملاً به هم شبیه باشند، اما باید بتوانند ضعف های فرد مقابل را با نقاط قوتش متعادل کنند.


البته نکته ی دیگری که باید درمورد ظاهر بگویم این است که ظاهر طرف مقابل من باید طوری باشد که من از بودن با او و نشان دادن او به اطرافیانم احساس خجالت نکنم. و اگر در مورد ظاهر خود بی دقت باشد، من همیشه نگران خواهم بود که سایرین چه خواهند گفت و از بودن با هم لذت کافی را نخواهیم برد.


من فکر می کنم اگر شخصیت فردی واقعاً عالی باشد، او از نظر ظاهری نیز جذاب به نظر خواهد رسید. البته معمولاً اگر ما جذب ظاهر کسی نشویم، خودمان را بیشتر در رابطه درگیر نمی کنیم. به این صورت همه ی مشکلات حل می شود
 

فال و طالع بینی سال 1389 (سال ببر)


 


شما متولد چه سالی هستید؟ اسب؟ خروس؟ اژدها یا ببر؟ چقدر به طالع‌بینی و پیش‌بینی آینده اعتقا د دارید؟ تا حالا چیزی از فنگ‌شویی شنیدید؟ اصلن می‌دونید امسال چه سالیه؟ تاحالا کسی فالتونو گرفته؟

در فرهنگ چینی پیش‌بینی آینده و بررسی سرنوشت از روی گردش ستارگان و صور فلکی جایگاه مهمی دارد. تقویم قمری چینی یک چرخه ۱۲ ساله دارد که شامل ۱۲ حیوان است: ببر، خرگوش، اژدها، مار، اسب، بز، میمون، خروس، سگ، خوک، موش و گاونر.
 


هم‌چنین طالع‌ بینی چینی بر۵ عنصر اصلی فلز، آب، آتش، چوب و زمین استوار است که هرکدام از این عناصر تاثیرات مثبت یا منفی خود را بر جهان هستی دارند.



بنابر تقویم چینی امسال، سال «ببر» نام‌گذاری شده است. ببر در فرهنگ مشرق زمین نماد خوش اقبالی و کامیابی است. آسیایی‌ها این حیوان خوش یمن را تداعی‌کننده قدرت برتر و نماد آسودگی و امنیت در زندگی انسان‌ها می‌دانند که همیشه مورد احترام و ستایش مردم است. در فنگ‌شویی چینی ببر یکی از ۴ حیوان آسمانی است و در کنار لاک‌پشت سیاه، ققنوس و اژدهای سبز اهمیت زیادی برای مردم دارد. ببر همواره نماد شجاعت و پیروزی به شمار می‌رود و نماینده زمین محسوب می‌شود.
 


از شخصیت‌های معروف متولد سال ببر می‌توان به بتهوون ،ژنرال دوگل، مرلین مونرو و امیلی برونته اشاره کرد.
به گفته «هنری فونگ» یکی از متخصصان فنگ شویی، امسال سال ببر فلزی است. از آن جا که ببر خودش دارای عنصر چوب است در واقع با این ترکیب امسال، سال چوب و فلز است. بنا به این نظر هردوی این عناصر بسیار قوی هستند . چوب سمبلی از درخت است و فلز نشانه‌ای از تبری که درختان را قطع می‌کند. بنابراین می‌بینید که امسال سال چندان آرامی نیست. در این سال تضادهایی دیده می‌شود آن‌چنان که ثبات و پایداری نیز دیده می‌شود چراکه به هرحال چوب مانع فلز است.
 


براساس تفکر فنگ‌شویی، ببر نماد رخ‌دادهای غیرقابل پیش‌بینی و هم‌چنین قدرت است و برای امسال وقوع رخ‌دادهای غیرمنتظره و مهم پیش‌بینی می‌شود. علاوه بر آن‌که این سال، سال چندان آرامی هم نیست.
این متخصص چینی، سال ببر را از نظر سیاسی سالی پر از تغییردر صحنه سیاست داخلی هم‌چنین بین‌المللی می‌داند و از نظر اقتصادی نیز سال چندان پرباری را پیش بینی نمی‌کند چراکه این تضادها گریبان بازار را نیز می‌گیرد به‌ویژه در بازار سهام.
از نظر زیست‌محیطی نیز احتمال بروز تخریب و آسیب‌های بسیار بزرگ و غیرقابل پیش‌بینی طبیعی، می‌رود.
 


و اما سری به طالع‌بینی چینی می‌زنیم تا ببینیم برای متولدین سال‌های مختلف در سال ببر، چه سرنوشتی رقم خورده است. البته درست است که این پیش‌بینی‌ها براساس حرکت ستارگان و برخی عناصر طبیعی صورت می‌گیرد اما به هرحال گفته می‌شود این که هر فرد در چه ساعتی یا چه سالی به دنیا آمده هم‌چنین وجود سایر عناصر بر سرنوشت او بی‌تاثیر نیست.



متولدین سال ببر (۱۹۹۸ – ۱۹۸۶- ۱۹۷۴- ۱۹۶۲- ۱۹۵۰-) این سال را چگونه سپری می‌کنند؟
گفته می‌شود که هرچند امسال سال ببر است ولی سال خوبی برای متولدین این سال نیست. اتفاقات و پیش‌آمدها در این سال به بیشترین حد خود می‌رسد و این افراد باید از هرگونه ریسک و خطر پرهیز کنند. هم‌چنین پیش آمدها آن‌چنان که انتظار می‌رود، پیش نمی‌رود و به متولدین این سال توصیه می‌شود در سال ببر به صورت گروهی فعالیت کنند و از توانمندی‌های دیگران بهره ببرند.
 


برای متولدین سال خرگوش( یا گربه) (۱۹۹۹- ۱۹۸۷- ۱۹۷۵ – ۱۹۶۳ – ۱۹۵۱ ) این سال، سال خوبی از نظر مالی پیش‌بینی می‌شود به‌ویژه برای آنان که شاغل هستند. مجردهای متولد سال خرگوش در سال ببر شانس خوبی برای یافتن همسر ایده‌آل خود دارند اما به متولدین متاهل این سال توصیه می‌شود در سال ببر به دنبال وسوسه‌های خود نروند! افراد متولد این سال، سال ببر را بسیار پر انرژی و مثبت طی می‌کنند و بهتر است مراقب خوراک و سلامتی خود در این ارتباط باشند چراکه تغذیه نابجا و نامناسب سلامتی آن‌ها را مورد تهدید قرارداده و دچار سوء هاضمه می‌کند.



متولدین سال اژدها (۲۰۰۰ – ۱۹۸۸ – ۱۹۷۶ – ۱۹۶۴ – ۱۹۵۲ ) در سال ببر با تنهایی روبرو هستند. افراد مجرد متولد این سال که درپی یافتن همسر دلخواه هستند کار بسیار سختی را پیش گرفته اند. متاهل ها در رابطه با همسرشان ممکن است با روزمرگی روبرو شوند. افراد متولد این سال در سال ببر از نظر سلامتی با مشکلاتی روبرو می شوند و از نظر شغلی و مالی حرکتی کند دارند. اگرچه این افراد از نظر شغلی و تجاری از طرف دوستان مورد حمایت قرار می گیرند.



اما متولدین سال مار(۲۰۰۱ – ۱۹۸۹- ۱۹۷۷- ۱۹۶۵- ۱۹۵۳) نیز سال خوبی از نظر سلامتی و مالی دارند. تعدادی تغییر شغل می‌دهند و تعدادی از نظر شغلی ارتقاء می‌یابند. روابط بسیار خوبی با دیگران برقرار می‌کنند و اگر مجرد هستند، ازدواج می‌کنند. این افراد نیز باید مراقب سلامت خود باشند تا به آنفلوانزا مبتلا نشوند.
 


برای متولدین سال اسب (۲۰۰۲ – ۱۹۹۰ –۱۹۷۸ – ۱۹۶۶ – ۱۹۵۴ ) نیز سال ببر، سال خوبی از نظر سلامتی و شغلی است. هم‌چنین آن‌ها از انرژی‌های مثبت و یاری منابع داخلی بهره می‌برند و علی‌رغم این که در روابطشان تغییری دیده نمی‌شود اما زندگی همراه با آرامش و صلح را سپری می‌کنند.
 


اما متولدین سال بز( ۲۰۰۳ – ۱۹۹۱– ۱۹۷۹- ۱۹۶۷ – ۱۹۵۵ ) در این سال دارای فرشته محافظی هستند که به آن‌ها در زمینه توانگری و شغل کمک شایانی می‌کند. هرچندکه این افراد از نظر فیزیکی و روحی دچار مشکلاتی می‌شوند. به این افراد توصیه می‌شود به کلاس‌هایی هم‌چون یوگا یا مدیتیشن بروند تا از اضطراب‌های آنان کاسته شود. در روابط اینان نیز تغییر محسوسی دیده نمی‌شود و در مجموع کشتی آن‌ها به آرامی حرکت می‌کند.



برای متولدین سال میمون (۲۰۰۴ – ۱۹۹۲ – ۱۹۸۰ – ۱۹۶۸ – ۱۹۵۶) سال ببر سال سخت و دشواری است. چراکه در این سال تغییرات شغلی هم‌چنین تغییراتی در روابط صورت می‌گیرد. اما فرصت‌های خوبی برای مسافرت و ملاقات با سایر افراد بوجود می‌آید. بهتر است این افراد مراقب بروز تصادف در این سال باشند.


برای متولدین سال خروس (۲۰۰۵ – ۱۹۹۳- ۱۹۸۱ – ۱۹۶۹ – ۱۹۵۷) این سال، سالی خوب و سرشار از خوش‌شانسی از نظر مالی و شغلی است. از طرفی آرامش بر روابطشان حکم‌فرماست بدون هرگونه مشکلی. شانس یافتن همسر مطلوب برای افراد مجرد متولد این سال در سال ببر زیاد است و به خانواده افراد متاهل فردی اضافه خواهدشد. این افراد از بیماری مزمن کوچکی رنج می‌برند و بهتر است از هرگونه ریسکی خودداری کنند. بروز یک تصادف نیز برای آنان پیش بینی می‌شود.
 


متولدین سال سگ (۲۰۰۶ – ۱۹۹۴ – ۱۹۸۲ – ۱۹۷۰ – ۱۹۵۸ ) سال ببر را به خوبی سپری می‌کنند، از نظر شغلی و شکوفایی مالی. هم‌چنین روابط آنان از هرجهت مطلوب است. هرچند که این افراد باید بسیار مراقب و محتاط باشند چراکه تصادفی خواهند داشت. از طرفی گفته می‌شود که شاید این افراد به بیماری‌های مزمن ریه مبتلا شوند و انرژی آن‌ها کاهش یابد و ضعیف شوند ولی باید در اهدافشان جدی‌ و کوشاتر باشند.
 


اما متولدین سال خوک (۲۰۰۷ – ۱۹۹۵– ۱۹۸۳– ۱۹۷۱ – ۱۹۵۹) چه سرنوشتی در انتظارشان است؟ سال ببر برای متولدین این سال، سال بسیار خوبی پیش‌بینی شده‌است. بخت و اقبال با آنان همراه است و از نظر شغلی نیز بسیار عالی است. هرچند که آنان باید از نظر سلامتی بسیار مراقب خود باشند و از افراط کردن پرهیز کنند. این گروه از افراد از سوی دوستان خود در شغل و محل کارشان مورد حمایت قرار می‌گیرند و بهتر است با دیگران بخشنده و مهربان باشند تا آینده بهتری در انتظار آنان باشد.
 


متولدین سال موش (۲۰۰۸ – ۱۹۹۶ – ۱۹۸۴ – ۱۹۷۲- ۱۹۶۰ ) سال ببر را به خوبی سپری نمی‌کنند. اینان باید مراقب سلامتی خود باشند چه از نظر فیزیکی و چه از نظر فکری و روحی. آن‌ها که تلاش و تحرک بیشتری دارند آینده بهتری نیز در انتظارشان است. این بدان معنی است که کسانی که در زمینه فروش فعالیت می‌کنند، می‌توانند موانع بد را پشت سر گذارند.



و اما متولدین سال گاو نر (۲۰۰۹ – ۱۹۹۷ – ۱۹۸۵ – ۱۹۷۳ – ۱۹۶۱ – ۱۹۴۹ )
متولدین این سال در سال ببر دارای محافظ و حامی خوبی هستند و از نظر شغلی سال خوبی را پیش رو دارند. برای افراد متاهل سال خوبی برای فرزنددار شدن است. متولدین این سال نیز باید مراقب سلامتی خود باشند. آنان در این سال بیماری روحی با اضطراب و استرس را تجربه می‌کنند.